مذاکرات محرمانه ژنوو تور خبرنگاران با هزینه بیت‌المال!

همراه بردن ده‌ها خبرنگار همراه هیئت ایرانی مذاکره کننده و در عین حال به «کلی محرمانه» اعلام کردن مذاکرات ژنو و عدم انتشار کمترین اطلاعات درباره جزئیات مذاکره به این سؤال در میان ناظران دامن زده که اگر آن هزینه هنگفت درست بوده، چرا مذاکرات محرمانه اعلام شده و اگر محرمانه بودن مذاکرات اقدام سنجیده‌ای بوده پس چرا این همه خبرنگار در کنار هزینه هنگفت بیت‌المال سرکار رفته‌اند.

خبرستان ، بنابر برخی گزارش‌ها ۵۰ نفر و بنابر برخی گزارش‌های دیگر ۳۴ نفر همراه هیئت مذاکره کننده به ژنو برده شده‌اند که البته اغلب آنها وابسته به طیف نشریات زنجیره‌ای اصلاح‌طلب بوده‌اند.مذاکرات محرمانه ژنوو تور خبرنگاران با هزینه بیت‌المال!

وزارت خارجه توضیح دهد همراه کردن ۳۴ خبرنگار دارای کدام توجیه کارشناسانه و معقول و منطقی بوده است؟ کدام کشور ثروتمند دنیا برای یک مذاکره دو روزه این تعداد خبرنگار را با خرج دولت با خود همراه می‌کند؟ مسلماً این مذاکرات همچنان و شاید تا مدت‌ها و حتی سالها ادامه پیدا کند کما اینکه تاکنون هم چندین سال از قدمت این مذاکرات گذشته است، آیا برای هر نوبت این لشکرکشی رسانه‌ای می‌تواند توجیه مطبوعاتی و حتی اقتصادی داشته باشد؟

با شرایط وخیم اقتصادی کنونی چگونه می‌شود این حاتم بخشی را توجیه کرد؟ جالب اینکه این دوره از مذاکرات محرمانه بوده و تمام خبرنگاران اعزامی بجز مخابره محدود چند حاشیه غیرمهم مثل ویلچرنشینی آقای ظریف اصلاً چیزی برای مخابره نداشته و هنگام بازگشت هم حتی اگر به نکته‌ای از درون مذاکرات پی برده باشند حق انتشار آن را نداشته و ندارند!

همچنین به نوشته صفحه فیس‌بوک یک روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب فراری به نام امید معماریان اشاره می‌کند که ضمن آن معماریان مدعی شده پیشنهاد همراه بردن این خبرنگاران به ژنو را در سفر نیویورک به دکتر ظریف داده و «آقای ظریف با یکی از همکارانشان همان جا مطرح کردند و بعد از چند دقیقه‌ای صحبت قول دادند از این بعد در سفرهای خارجی که خبرنگاران رسمی هیأت را همراهی می‌کنند دو خبرنگار از روزنامه‌های مستقل همراه خود آورد.

از ایشان اجازه گرفتم که این خبر را به اطلاع خبرنگاران ایرانی برسانم. این موضوع را با یکی دیگر از اعضای بلند پایه هیأت ایرانی هم مطرح کردم و ایشان هم گفتند در این زمینه طرحی را با روزنامه‌نگاران داخلی پیگیری خواهند کرد که خبرنگاران نشریات مستقل (مثل شرق و اعتماد و بهار و مجلاتی مانند آسمان و مهرنامه و تجارت فردا و همچنین نشریات دست راستی...) بتوانند در سفرهای رسمی همراه هیأت باشند.»

در آستانه ولادت امام هادی(ع)/عملیات تروریستی علیه حرم امامین عسکریین ناکام ماند

ارتشبد ستاد علی غیدان فرمانده نیروهای زمینی عراق اعلام کرد که نیروهای نظامی این کشور در روزهای اخیر موفق شده‌اند یک طرح تروریستی برای هدف قرار دادن حرم امامین عسکریین در سامرا را ناکام بگذارند.

خبرستان ، وی تاکید کرد که نیروهای نظامی عراق عملیات خود را در منطقه الجزیره متمرکز کرده‌اند، چرا که این منطقه محل اتصال مرزهای سوریه با داخل عراق است.
در آستانه ولادت امام هادی(ع)/عملیات تروریستی علیه حرم امامین عسکریین ناکام ماند
نیروهای امنیتی عراق چند روز پیش نیز ۱۰ مخفیگاه گروه تروریستی موسوم به دولت اسلامی عراق و شام (داعش) را در استان‌های صلاح الدین و نینوا، با اجرای عملیاتی گسترده منهدم و ۱۷۶ عضو این گروه تروریستی را بازداشت کردند.

نیروهای عراق دراین عملیات، یک کارگاه ساخت بسته‌های انفجاری را منهدم و یک انبار حاوی بمب‌های مغناطیسی و مقادیر زیادی ماده منفجره سی-۴ را توقیف کردند. ارتش عراق در این عملیات بالگردها و کماندوهای خود را در مناطق مرزی با سوریه بکار گرفت.

محافل سیاسی در کشورهای مختلف و منابع مطبوعاتی بر اساس اسناد و اطلاعات موثق اعلام کرده اند که عربستان و ترکیه در وقوع انفجارهای تروریستی اخیر در شهرهای عراق دخالت دارند.

به گونه‌ای که این دو کشور اقدام به جذب تروریست و آموزش آنان در پادگان‌های ویژه و سپس اعزامشان به عراق برای انجام عملیات تروریستی علیه شهروندان، نیروهای ارتش و امنیتی می‌کنند و این اقدامات با هدف تقسیم عراق که نقش موثری در صحنه منطقه‌ای دارد، صورت می‌گیرد.

واکنش نعیمه اشراقی به یادداشت خرازی

صادق خرازی پس از انتشار یادداشتی در انتقاد از اظهارات منسوب به نعیمه اشراقی در صفحه فیسبوکش از تماس اشراقی با وی خبر داد.

خبرستان ،صادق خرازی سفیر سابق کشورمان در فرانسه و معاون ستاد تبلیغات جنگ در دوران دفاع واکنش نعیمه اشراقی به یادداشت خرازیمقدس در صفحه فیسبوکش نوشت: لحظاتی قبل خانوم نعیمه اشراقی با من تماس گرفتند وگفتند، من هرگز چنین کاری نکردم و با فیس بوک و نام جعلی دیگری این اقدام صورت گرفته است و همچنین تاکید کردند برادر همسرم که فرزند مرحوم آیت الله طاهری اصفهانی است از شهدا و خانواده همسرم نیز از خاندان معظم شهدا هستند و من خاک کف پای شهیدانم و هرگز بخودم اجازه نمی دهم چنین جسارتی آن هم من که نوه حضرت امام هستم به امام وآرمان های امام و شهیدانمان بکنم.

با توضیحاتی که سرکار نعیمه خانوم اشراقی دادند وظیفه شرعی و اخلاقی من است که حمل بر صحت کنم و توضیحات ایشان را بر هر نکته ای دیگری رجحان دهم !
امیدوارم همه ما پاسدار فضیلت ها و آرمان شهیدانمان باشیم و خود را متعهد بدانیم که شهیدانمان سرچشمه بزرگواری و وحدت ملت ایران هستند.
همه ما با هر دیدگاهی و هر مذهبی و ایمانی نمی توانیم نسبت به کسانی که با خون خود در برابر دشمن ایستادگی کردند و همچنین خانواده های ایشان که با شرف وعزت مقاومت وابستادگی وصبوری کردند بی تفاوت باشیم.
خرازی پیش از این در یادداشت خود نوشته بود:
بنام خدای شهیدان
هم حال جسمی من بهم ریخته و هم حال روحی ام !
جمعی از فرزندان شهیدان که پدران ایشان یاران ودوستان هم سنگر دوران دفاع مقدس بودند و گهگاه من را نیز عمو خطاب می کنند طی دو روز گذشته با من تماس گرفتند و خشم و دلخوری خود را از اهانت خانم نعیمه اشراقی بیان می کردند. برخی بخاطر نسبت خانوادگی و برخی بخاطر ارتباطاتم، با من تماس می گرفتند و به شدت از اهانت به ناموس شهیدان که ناموس ملت بزرگ ایران هستند، گلایه می کردند.
من نمی فهمم که چرا عده ایی اینگونه بی پروا برای محبوبیت خویش و مقبولیت خود، حضرت امام را له میکنند و خانواده شهدا را به استهزاء می کشند.
فرزند یکی از شهیدان والا تبار این سرزمین می گفت اگر یکی از مردم عادی و یا حتی یکی از همین خانواده شهدا به امام و شهداء اهانت می کرد حتما چند سالی برایش حبس می بریدند، من اگر چه علاقه ای به حبس و زندان برای هیچ فردی با هر نظر ودیدگاهی ندارم، ولی معتقدم نبایست به صرف بستگی به حضرت امام از روی امام عبور کنند و مرکز نشر و حفظ اثار امام بجای آنکه دیده بان مردم باشد بایست دیده بان خود اعضای بیت باشد که با نام حضرت امام ره برای خود مشروعیت و با حرف های بی منطق و شبه روشنفکری، برای خود محبوبیت خلق کنند .
این مرکز بایست نخست نسبت به خودی ها و رفتار وسکناتشان حساسیت نشان دهد و بعد به گروه های سیاسی !
این اتفاق خیانت به امام (ره) جنایت علیه شهیدان و نامردی به بزرگ مردی است که همه مشروعیت احترام اعضای بیت معظم له، از آن اوست.
دوستان چرا هشت سال گرفتار شبه انقلابیون و شبه اصول گرایانی شدیم که فقط شعار دادند و رفتند، هیچ می دانیم بی تفاوتی مان در دوران اصلاحات به ارزش ها و اصول امام باعث شد تا بدخواهان و فرصت طلبان از اصلاحات سوء استفاده کنند؟
امیدوارم با یک معذرت خواهی خشک وخالی نخواهند این کثافت کاری را ماست مالی کنند، و بزرگان بیت حضرت امام رضوان الله علیه موضع منطقی وجدی بگیرند.

جنبش سبز خودش چی هست که سرش باشه؟!

یک سایت وابسته به اپوزیسیون و حامی فتنه سبز با ناراحتی نوشت جنبش سبزی باقی نمانده که موسوی و کروبی بخواهند سران آن باشند.
خبرستان ،کیهان درستون ویژه خود نوشت:خودنویس - وابسته به شماری از همکاران فراری نشریات زنجیره‌ای - در این زمینه نوشت: صحبت‌های محسنی اژه‌ای مبنی بر عدم لغو حصر خانگی موسوی و کروبی و رهنورد مگر آنکه توبه نمایند آب پاکی را روی دست اصلاح‌طلبان ریخت. اژه‌ای شایعاتی را که مطرح شده بود تکذیب کرد و گفت تا اینها توبه نکنند، خبری نیست.نویسنده آنگاه می‌نویسد. حتی در صورت آزادی این 3 نفر، دو مسئله باید روشن شود اول این که آیا اصلا جنبش سبزی باقی مانده است که این‌ها سرانش باشند؟ با خاموش شدن شعله تظاهرات خیابانی این پرسش پیش می‌آید که وقتی مخالفان در همان انتخاباتی که به نتایجش اعتراض داشتند شرکت می‌کنند پس دیگر چه دلیلی برای اعتراض وجود دارد؟ به چه چیزی باید اعتراض کنیم وقتی خودمان با حکومت در ادامه مسیرش هم‌ساز می‌شویم؟

خودنویس افزود: مسئله دوم این است که حقیقتا طرفداران جنبش سبز که زمانی بانگ سبز و سبزاندیشی‌شان در همه جا گسترده بود کجا هستند و چه می‌کنند؟ آیا به بنفش تغییر رنگ داده‌اند یا آمیزه‌ای از سبز و بنفش را انتخاب کرده‌اند و یا اصلا بی‌رنگ هستند؟ وقتی قرار باشد حکومت به خواسته خود در آوردن مردم پای صندوق‌ها و نشان دادن مشروعیت به دنیا از مقابل دوربین‌های تلویزیون برسد بنابراین بودن یا نبودن موسوی، کروبی و رهنورد در حبس مشکل خاصی ایجاد نمی‌کند چون اساسا جنبشی باقی نمانده که این‌ها قرار باشد سرانش باشند.نویسنده تاکید می‌کند: اگرچه جامعه مجازی هنوز هم جسته و گریخته یادی از این سه تن می‌کند ولی جامعه واقعی بنظر می رسد دیگر به این مسئله اهمیت نمی‌دهد یا اصلا آن را به باد فراموشی سپرده است.

کامنت یک دختر 26 ساله برای ظریف!

منتی که یک دختر ناشناس برای آخرین پست دکتر ظریف جمعه 26 مهر ماه نوشته، جالب است و در زیر می آید.
خبرستان ،جالب آن که ظریف هم به وی پاسخ داده است:سلام آقای ظریفکامنت یک دختر 26 ساله برای ظریف!
وقتتون بخیر
امیدوارم حالتون بهتر شده باشه
من یه دختر 26 ساله ایرانی ساکن ایرانم (ببخشید که نمیتونم خودم رو کامل معرفی کنم)
امیدوارم کامنت منو کامل بخونید

من متاهلم ، سه ساله که عقد کردم اما به خاطر مشکلات مالی نمیتونیم عروسی کنیم، شوهرم دانشجوی دکتراست و کار پیدا نمیکنه ...بی پولی و بی کاری دمار از روزگار ما در آورده، پدرم یه بازنشسته ست و از پس خرید جهزیه بر نمیاد.

من اخیرا کارشناسی ارشد نوبت روزانه قبول شدم، یکی از دانشگاه های عالی تهران، یکی از بهترین رشته ها، هفته ای 3 روز میام تهران. شاید باورتون نشه اما من از پس کرایه اتوبوسم به تهران بر نمیام ...من نمیتونم هفته ای 40 هزارتومن برای غذا و کرایه و ... هزینه کنم... شوهرم توان حمایت منو نداره و از پدرم هم نمیتونم پول بگیرم، وام دانشجویی هم که به جایی نمیرسه و هنوز ندادن ...بارها به انصراف از تحصیل فکر کردم اما بغض گلومو میگیره، چون من برای قبولی خیلی زحمت کشیدم... نمیدونم شما بچه دارین یا نه ، نمیدونم خودتون و بچه هاتون چطور درس خوندین اما همه امکانات خودتونو بذارید کنار و درس خوندن تو بدترین شرایطو تصور کنید. مدام فکر میکنم اینایی که میرن دانشگاه بین الملل چقدر پول دارن؟؟؟ چطوری من نمیتونم هفته ای 40 هزارتومن پول بدم برای درس و اونا .... دیگه دارم افسرده میشم

همین برنامه رو برای جهزیه هم دارم...همیشه عقد کردن برای دخترا یعنی مهمونی، گردش، خوشی، خرج کردن، مسافرت... منم نوعروسم، اما از این زندگی فقط یه چیز بهم رسیده ، اونم حسرته

من نمیخوام بهم بگین " متاسفم". من خودمو معرفی نکردم چون ترحم کسی رو نمیخوام. من فقط حقمو میخوام...

من ایرانی ام، چرا تو مملکت خودم، جایی که کل طایفه ام بخاطرش شهید و جانباز دادن رفاه ندارم؟؟؟ چرا بی کارم؟؟؟ چرا تغذیه خوب ندارم؟؟؟ چرا بی پولم؟؟؟ چرا با این معدل و این رزومه باهام مثل یه تفاله برخورد میشه؟؟؟ این انرژی هسته ای کو؟ کجاست؟ منو تو انرژی اتمی استخدام میکنن؟؟؟ یا شوهر استعداد درخشانمو؟؟؟ قبضامون که مدام گرونتر و زیادتر میشه، تابستونا که برق قطعه، پس کو تامین انرژی؟؟؟؟ ..چرا مملکت من راحت از دزدی 3 هزار میلیارد تومنی میگذره ولی 24 ساعت بنده به دو ریال یارانه ی مردم؟؟؟ یارانه ای که بودنش برای آدمایی مثل من معنی حفظ آبرو رو داره. تو این وضع گرونی...
من فقط یه بار زندگی میکنم... میخوام شاد باشم... دیگه بسمه غصه خوردن...
... در عوض کار میخوام و پول و یه خونه نقلی با یه جهزیه ساده یه دفترچه بیمه
نمیدونید این آخری شده رویای من... من نمیدونم مشکل کمر شما چیه ولی درد شمارو خوب میفهمم. درد از کمر شروع میشه تا مچ پا میاد... انگار یه رشته داغ تو پای آدمه که کشیده میشه. من نمیتونستم برم دکتر اما علائم و دردامو تو اینترنت سرچ کردم و فهمیدم چه بیماری دارم. نه میشه ایستاد، نه میشه نشست، نه میشه خوابید... من اینجا به درد تسلیم میشم ... من میمیرم از درد اما نمیتونم برم دکتر ،نمیتونم ام آر آی بگیرم. چون بیمه ندارم، چون پول ندارم، هزینه های درمان سرسام آوره، سلامتی شده به قیمت خون آدم... خوش بحال شما که برای دردتون طبیب دارید (البته هرچی که دارید حلال و خوشتون. خدا به روزیتون برکت بده. انشاءالله که حالتونم خوب بشه.)، من از ترس اینکه شوهر و پدرم شرمنده م نشن به کسی نمیگم چقدر درد میکشم...

میبینید ... فرق من و شما همینه... زندگی من به یه تاره مو بنده ولی شما مسئولین زندگی آروم و قشنگتونو بی استرس ادامه میدین. واسه همینه که شما با خیال راحت خبر از مذاکرات بعدی میدید و من اشک تو چشام حلقه میزنه که ای خدااااااااا پس کی تموم میشه؟؟؟
همه اینارو گفتم که بدونید کسایی مثل من هستند که فقط زنده اند اما بارها و بارها آرزوی مرگ میکنند.
کاری کنید که تحریما تموم بشه، یه کاری کنید ارزونی بشه ، کرایه خونه کم بشه ، مواد غذایی ارزون بشه، بازار کار رونق پیدا کنه، دارو و درمان به قیمت خون آدم نباشه، امنیت و رفاه داشته باشیم. کاری کنید که منه بچه درس خون، منی که تو زندگیم فقط تلاش کردم، صبر کردم و پامو کج نذاشتم، بخاطر فشار اقتصادی تو این سن وسال این همه مریضی عصبی نداشته باشم و فکرم مدام پی انصراف از تحصیل نباشه، یه کاری کنید جوونا راحت ازدواج کنن اینطوری فسادم کم میشه. فقط یکم سریع تر ... میترسم آخرش به عمر ما قد نده.

تو رو خدا... دیگه بسه تحریم...
یکی میگفت باید قبر دهه شصتیا رو گودتر بکنند چون آرزوهای زیادی دارن که باید با خودشون به گور ببرن...
خواهش میکنم جواب کامنتمو بدید. یا حق


پاسخ ظریف:
سلام دخترم. می دانم که مسئولیت سنگینی بر دوش من و همکاران من است و گرچه در ایجاد شرایط کنونی نقشی نداشته ایم ولی به هرحال با پذیرش مسئولیت باید در جهت حل آن حرکت کنیم. امیدوارم با تدبیر ریاست محترم جمهوری و با حمایت همه مردم مشکلات انباشته اقتصادی به تدریج رفع شوند و زندگی برای شما و بقیه مردم راحت تر شود.

باور کنید که در هر لحظه از کار اداری و مذاکرات، خودم را وام دار و مدیون تک تک شما می دانم و امیدوارم که بتوانم باری از دوش شما بردارم. به یاری خدا و به پشتیبانی شما، این کار را با صبر و با حفظ حقوق کشور انجام خواهیم داد.

اما اطمینان داشته باشید که برای مذاکره جدی و رفع فشارها، بهترین روش تلاش برای رسیدن به تفاهم از طریق تعامل سازنده و عزت مند است. اندکی صبر، سحر نزدیک است.

انتظار افکار عمومي براي شکسته شدن قفل سکوت بيت امام(ره)/ آيا معذرت‌خواهي خشک و خالي قانع کننده است؟

نعيمه اشراقي" با بيان ادعايي زشت و سخيف واكنش صريح و قاطع خانواده شهدا و ايثارگران، فعالان سياسي و دوستدارن رهبر فقيد انقلاب را برانگيخت، اين در حالي است كه موسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) در اين مدت، تنها سكوت اختيار كرده است.
خبرستان:"نعيمه اشراقي"، نوه پر سر و صداي اين روزهاي بنيان‌گذار کبير انقلاب اسلامي(ره)، بار ديگر خبرساز شد.انتظار افکار عمومي براي شکسته شدن قفل سکوت بيت امام(ره)/ آيا معذرت‌خواهي خشک و خالي قانع کننده است؟

هنوز مدت زيادي از انتشار عكسي فتوشاپي در صفحه فيس‌بوك شخصي‌اش نگذشته بود كه بيان خاطراتي از هم نشيني وي با امام خميني(ره)، باز هم جنجال برانگيز شد؛ سخني كه اشراقي آن را  لطیفه‌ تعبير كرد، توهین مستقیم به خانواده شهدا، پاسداران انقلاب اسلامی و دوستداران بنيان‌گذار كبير انقلاب اسلامي(ره) بود‌.

پيش از اين "نعيمه اشراقي" در صفحه فيس‌بوك شخصي خود، عكسي فتوشاپ شده از حجاب اسلامي دخترش هنگام دريافت جايزه در يكي از دانشگاه‌هاي خارج از كشور منتشر كرد، اما ديري نپاييد كه با انتشار عكس اصلي اين مراسم، سيل انتقادات به سمت وي روانه شد.

و اينك اشراقي در جنجال ديگري، با ادعايي زشت و سخيف واكنش صريح و قاطع خانواده شهدا و ايثارگران، فعالان سياسي و دوستدارن رهبر فقيد انقلاب را برانگيخت، اين در حالي است كه موسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) در اين مدت، تنها سكوت اختيار كرده است.


"مصطفي همت"، پسر شهيد "ابراهيم همت" بادرفشاني خواندن سخنان اخير اشراقي در صفحه فيس‌بوك شخصي خود، با اظهاراتي تند به اعتراض پرداخت.

وي با بيان اينكه بهتر است اطرافیان اشراقي تذكري به وي بدهند تا شاید کمی در گفتارش تغییر صورت گيرد يا این حداقل را درک کنند که هر حرفی را نباید زد و در هر جایی نباید گفت، اظهار داشت: اولین چیزی که با مطلب زشت ایشان به ذهن می‌رسد، این است که وقتی بچه‌های این مملکت در زیر گلوله و بمب و خمپاره تکه‌تکه می‌شدند، رهبری که خیلی از "فرزندان ایران" به فرمان او راهی جبهه شدند، در مورد سربازان و خانواده آنان، شوخی‌های زشت می‌کرده، این موضوع را مطلب اشراقی به هر ذهنی تزریق می‌کند، آیا چنین کاری تیشه‌زدن به ریشه افکار و شخصیت امام خمینی(ره) نیست؟

مصطفي همت ادامه مي‌دهد: اگر واقعاً چنين شوخی بی‌شرمانه‌ای در آن ایام در جامعه شایع بوده، تنها باید گفت شرم بر سازندگان و شرم بر رواج‌دهنده‌های چنان شوخی بی‌شرمانه‌ای؛ افرادی که آن‌قدر بی‌شعور و نفهمند که درک نمی‌کنند با این ظلم‌ها به خانواده‌های سربازان جنگ‌شان، فقط باعث می‌شوند در جنگ بعدی کسی برای‌شان نجنگد و خواهر و مادر و دختر و باقی زنان فامیل و آشنای‌شان مثل سده‌های گذشته در زیر دست و پای سربازان دشمنان شرقی و غربی قرار بگیرد.

 

فرزند شهيد همت با بيان اينكه حس می‌کنم در جنگ گذشته، کلاه گشادی بر سر خانواده‌های کشته‌های جنگ و کل رزمنده‌ها گذاشته شده، افزود: رزمنده‌ها در جبهه جنگ و زیر رگبار گلوله و بمب و خمپاره بودند و خانواده‌های‌شان در سخت‌ترین شرایط زندگی می‌کردند (و این سختی بعد از شهادت و جانباز شدن رزمنده‌ها ادامه یافت و گاهی بیشتر هم شد) و آن‌وقت این خانم که در خوشی تمام به سر می‌برده است.

وي در پايان با بيان اينكه، به دليل احترامی که برای امام خمینی(ره) قائل است از چنین ادبیاتی استفاده کرده، ادامه داد: در غير اين صورت در برابر شخصی که چنين توهینی به خانواده‌های شهدا روا مي‌دارد، الفاظ درخور شأن وي را به کار می‌بردم و البته این نگه‌داشتن حرمت، همیشگی نخواهد بود؛ اگر اطرافیان ایشان تصحیحی در گفتارش صورت ندهند، چاره‌ای جز شکستن حریم‌ها باقی نمی‌ماند.

اظهارات تند "مصطفي همت" پسر شهيد "ابراهيم همت"، اشراقي را مجبور به پاسخگويي، و در نهايت تكذيب اظهارات منتشر شده از سوي وي كرد.

نوه رهبر فقيد انقلاب(ره) در نامه‌اي كه در سايت جماران منتشر شد، خطاب به "مصطفي همت" بيان داشت: نامه جناب عالی را درباره مطلبی موهن و غلط خواندم، تنها می‌توانم در این مورد سر تعظیم در مقابل شما و خانواده‌های عزیز شاهد فرود بیاورم؛ شهیدان و خانواده‌های عزیز ایشان بر تارک انسانیت جای دارند و نابخردی کسی نمی‌تواند پیوند آسمانی آنها با امامشان را قطع کند.

وي افزود: تو و هزاران زن و مرد بزرگی که امثال من در آرامش ناشی از سختی‌های ایشان زندگی می‌کنیم با ارزش‌تر از آن هستید که نوشته‌ای غلط و بی‌ارزش از ارزش آنها بکاهد؛ همه باید بدانیم امام(ره) جز در تار و پود اسلام و ارزش‌های آن - از نماز و روزه گرفته تا حجاب و پاکدامنی- و جز در پیوند با یاران فداکارش معنی نمی‌شود، مگر می‌توان امام را در خاطر مجسم کرد و جلوه زیبای امر به معروف و نهی از منکر را در او مشاهده نکرد؟

اشراقي ادامه داد: مگر می‌توان احترام بی‌حد و حصر امام(ره) به شهیدان و خانواده‌های آنها را با ذکر کلماتی موهن و بی‌ارزش از یاد برد؟ همین جا لازم می‌دانم به صراحت تمام انتساب آنچه در فضای مجازی به امام و از قول من منتشر شده را تکذیب کنم و از خداوند برای جاعلینی که این گونه با احساسات پاک مردم بازی می‌کنند طلب هدایت نمایم، از این پس با توجه به دستبردهای چند گانه به صفحه شخصی‌ام، این صفحه را مسدود می‌کنم و عاجزانه از خداوند متعال علو درجات امام و شهدای عزیز را مسئلت نموده و برای خانواده‌های آنان آرزوی سلامت و بهروزی دارم.

گفتني است اشراقي با دستور مستقيم "سید‌حسن خمینی"، صفحه فیس‌بوک خود را مسدود کرد، همچنين وي براي دلجويي از خانواده شهيد همت، عازم اصفهان شد.


اما با وجود اعتراضات گسترده‌اي كه تا به امروز صورت گرفته، موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) تاكنون تنها سكوت اختيار كرده است؛ در همين راستا "عماد افروغ" استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی در گفتگو با برخي خبرگزاري‌ها، اظهار داشت: وظیفه اصلی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) تدوین و نشر آثار و اندیشه‌های ایشان در وهله اول و دفاع از جایگاه و منزلت بنیانگذار انقلاب اسلامی از طریق مقابله با انتساب مواضع ناموجه و فاقد اعتبار به ویژه از طریق چهره‌های شناخته شده در وهله دوم است.

این استاد دانشگاه اضافه كرد:‌ از ساير منتسبین به امام(ره) انتظار می‌رود که خود در برابر اینگونه مواضع که ممکن است به گونه‌ای شخصیت امام(ره) را مخدوش کند، موضع بگیرند.

همچنين "مهدی فضائلی" کارشناس مسائل سیاسی نيز حفظ و حراست از حریم حضرت امام (ره) را از مهمترین وظایف موسسه حفظ و نشر آثار ايشان مي‌داند.

اما واکنش‌ها به اينجا ختم نشد و "سيد محمد‌صادق خرازي"، سفير سابق ايران در سازمان ملل، چند شب گذشته در صفحه فيس‌بوک شخصي خود با ابراز ناراحتي از ادعاهاي "نعيمه اشراقي"، مطلبي را منتشر کرد، متن کامل آن به شرح ذيل است:

"به نام خداي شهيدان

هم حال جسمی من بهم ریخته و هم حال روحی‌ام!!

جمعی از فرزندان شهدا که پدرانشان یاران، دوستان و هم‌سنگر دوران دفاع مقدس بودند و گهگاه من را نیز عمو خطاب می‌کنند طی دو روز گذشته با من تماس گرفتند و خشم و دلخوری خود را از اهانت خانوم نعیمه اشراقی بیان کردند و برخی بخاطر نسبت خانوادگی و  برخی هم بخاطر ارتباطاتم، با من تماس می‌گرفتند و به شدت از اهانت به ناموس شهیدان که ناموس ملت بزرگ ایران هستند، گلایه می‌کردند.

من نمی‌فهمم که چرا عده‌ایی اینگونه بی‌پروا برای محبوبیت خویش و مقبولیت خود، حضرت امام(ره) را له می‌کنند و خانواده شهدا را به استهزاء می‌کشند؛ فرزند یکی از شهیدان والا تبار این سرزمین می‌گفت اگر یکی از مردم عادی و یا حتی یکی از همین خانواده شهدا به امام و شهداء اهانت می‌کرد حتما چند سالی برایش حبس می‌بريدند، من اگر چه علاقه‌ایی به حبس و زندان برای هیچ فردی با هر نظر و دیدگاهی ندارم، ولی معتقدم نبایست به صرف بستگی به حضرت امام از روی امام عبور کنند.


مرکز نشر و حفظ آثار امام(ره) بجای آنکه دیده‌بان مردم باشد بایست دیده‌بان خود اعضای بیت باشد که با نام حضرت امام(ره) برای خود مشروعیت و با حرف‌های بی‌منطق و شبه روشنفکری، برای خود محبوبیت خلق کنند؛ این مرکز بایست نخست نسبت به خودی‌ها و رفتار و سکناتشان حساسیت نشان دهد و بعد به گروه‌های سیاسی!!!

این اتفاق خیانت به امام(ره)، جنایت علیه شهیدان و نامردی به بزرگ مردی است که همه مشروعیت احترام اعضای بیت معظم‌له، از آن اوست.

امیدوارم با یک معذرت خواهی خشک وخالی نخواهند این کثافت‌کاری را ماست مالی کنند، و بزرگان بیت حضرت امام رضوان الله علیه موضع منطقی و جدی بگیرند".

اما هنوز چند ساعتي از انتشار اين مطلب نگذشته بود که مشاور ارشد رئيس‌جمهور در دوران اصلاحات با حذف آن به دليل وظيفه شرعي، مطلب ديگري منتشر کرد، متن کامل آن به شرح ذيل است:

"لحظاتی قبل خانوم نعیمه اشراقی با من تماس گرفتند و گفتند، من هرگز چنین کاری نکردم و با فیس بوک و نام جعلی دیگری این اقدام صورت گرفته است و همچنین تاکید کردند برادر همسرم که فرزند مرحوم "آیت‌الله طاهری‌ اصفهانی" است از شهدا و خانواده همسرم نیز از خاندان معظم شهدا هستند و من خاک کف پای شهیدانم و هرگز به خود اجازه نمی‌دهم چنین جسارتی آن هم من که نوه حضرت امام(ره) هستم به امام و آرمان‌های امام و شهیدانمان کنم.

با توضیحاتی که سرکار نعیمه خانوم اشراقی دادند وظیفه شرعی و اخلاقی من است که حمل بر صحت کنم و توضیحات ایشان را بر هر نکته‌ای دیگری رجحان دهم!

امیدوارم همه ما پاسدار فضیلت‌ها و آرمان شهیدانمان باشیم و خود را متعهد بدانیم که شهدا سرچشمه بزرگواری و وحدت ملت ایران هستند.

همه ما با هر دیدگاهی و هر مذهبی و ایمانی نمی‌توانبم نسبت به کسانی که با خون خود در برابر دشمن ایستادگی کردند و همچنین خانواده‌های ایشان که با شرف وعزت مقاومت وابستادگی وصبوری کردند بی‌تفاوت باشیم.

تا تاریخ، تاریخ هست از حماسه آن‌ها که خون خود را برای ملت ایران و اسلام و قرآن تقدیم کردند به بزرگی و عظمت یاد خواهد کرد".

با توجه به اوج گرفتن موج واكنش‌ها و انتقادات عليه ادعاهاي منتسب به "نعيمه اشراقي"، افکار عمومي و مردم ايران انتظار دارند "سیدحسن خمینی"، "محمدعلی و حمید انصاری"،  از اعضای اصلی دفتر امام(ره) و موسسه تنظیم و نشر آثار ایشان، براي شفاف سازي بيشتر، اين سكوت را بشكنند تا امكان سوء استفاده را از دشمنان انقلاب و نظام بگيرند.

در همين راستا "حجت‌الاسلام سید مرتضی حسینی" نماینده مردم قزوین، آبیک و البرز در گفتگو باخبرنگار باشگاه خبرنگاران ،‌ اظهار داشت: مقرر شده امروز (28 مهرماه)، در مورد اداعاي اشراقي، در کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی تصمیم‌گیری صورت گیرد.

 

بايد منتظر ماند و ديد آيا موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خميني(ره)، قفل سکوت خود را مي‌شکند؟

افتخاری دیگر برای فائزه هاشمی و شیرین عبادی!+تصویر

پس از آنکه اعطای جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی با ملاحضات سیاسی صورت گرفت،حال بی بی سی فارسی نیز این مهم را در انتخاب صد چهره زن ایرانی در نظر گرفته است. مشاهده نام فائزه هاشمی در کنار اسامی دیگر به روشنی از فعالیت های مورد تایید وی توسط ضدانقلاب خارج نشین خبر می دهد.

خبرستان ، رسانه انگلیسی بی بی سی فارسی در یک اقدام بحث برانگیز به انتشار لیستافتخاری دیگر برای فائزه هاشمی و شیرین عبادی!+تصویر صدنفری از زنان نخست ایرانی دست می زند، حضور برخی چهره ها در این لیست حاکی از نظر مثبت آن رسانه در قبال فعالیت های آنان در ایران است. نام شیرین عبادی،فرح دیبا (همسر محمدرضا شاه پهلوی)،فائزه هاشمی و معصومه ابتکار به طرز سوال برانگیزی در این لیست به چشم می خورد! اگرچه بی بی سی فارسی برای انتخاب آنها دلایل دیگری ذکر می کند اما به خوبی روشن است که فعالیت های مورد تایید آنهاست که سبب شده نام آنها در لیست صد زن نخست ایرانی آورده شود.

 

افتخاری دیگر برای فائزه هاشمی و شیرین عبادی!+تصویر

 

مخالفت و فعالیت علیه ج.ا.ا توسط شیرین عبادی [بیوگرافی شیرین عبادی] و تهیه طرحی جهت تحریم اقتصادی ملت ایران شاید دلیل دیگری باشد که بی بی سی فارسی عمدا به آن اشاره ی نکرده است، علاوه بر این شیرین عبادی نخستین زن ایرانی بود که به ملت خود خیانت کرد، وی توانست اعضای پارلمان اروپا را متقاعد کند که نفت ایران را تحریم کنند!

 

فرح دیبا [بیوه پهلوی] نیز تاکنون اقدامات بسیاری علیه ج.ا.ا انجام داده است، البته اقدامات به دلیل ارتباط با خاندان منحوس پهلوی قابل پیش بینی بوده است،تلاش او برای روی کارآمدن پسرش تاکنون ناموفق بوده است، وی با وجود صرف هزینه های مالی بسیار نتوانسته در میان ضدانقلاب خارج از کشور حامیان قابل توجهی داشته باشد.

 

فائزه هاشمی پس از انتخابات سال 88 به دلیل مواضع سیاسی و اقدامات تفرقه افکنانه و ضدملی مورد توجه رسانه های دیداری و شنیداری ضدانقلاب قرار گرفت، فائزه هاشمی پس از اعلام حکم دادگاه انقلاب مدتی در زندان محبوس شد، وی پس از خروج از زندان نیز به جهت حاشیه امن ی که بواسطه هاشمی رفسنجانی فراهم شده بود به اعمال گذشته ادامه داد. وی جزو نخستین زنان ایرانی بود که زندان را تجربه بسیار قشنگ دانسته و از اینکه با انسانهای بزرگی هم کلام شده بود احساس افتخار می کرد.

 

معصومه ابتکار نخستین زن ایرانی بود که علی رغم آنکه هیچ تحقیق علمی درباره امواج زیان آور ماهواره ای نشده بود به زیان آور آن تاکید می کرد، تاکید وی بر امواج زیان آور ماهواره جهت تخريب افكار عمومي و يا سوء استفاده از گزينه هاي علمي [سرقت علمی معصومه ابتکار در نشر یک مقاله] براي ارتقاء شخصيتي خود چيزي است كه معصومه ابتكار نه امروز و در قالب سرطان زا بودن امواج ماهواره اي بلكه از سالهاي دور و در مقالات علمي خود مورد استفاده قرار مي داده است.

شهید محمد رضا دشتی اسطوره ی که اسماعیل سیستان و بلوچستان شد

متن پیامک اینگونه بود ...شهیدی که تیر حنجره اش را شکافته بود اما زمزمه سوره الرحمن برلبانش تا لحظه شهادت جاری بود ...او شهید محمد رضا دشتی بود ، شهیدی که در اسارت جام شهادت را نوشید و مشتاقانه به صف یاران شهید و برادرش محمد تقی شتافت
خبرستان : ماجرای آشنایی با نام شهیدان دشتی علی الخصوص محمد رضا و نحوه شهادتش با یک پیامک توسط یکی از رزمندگان اسیر درعراق با نام هادی ایزی آغاز شدشهید محمد رضا دشتی اسطوره ی که اسماعیل سیستان و بلوچستان شد

متن پیامک اینگونه بود ...شهیدی که تیر حنجره اش را شکافته بود اما زمزمه سوره الرحمن برلبانش تا لحظه شهادت جاری بود ...
او شهید محمد رضا دشتی بود ، شهیدی که در اسارت جام شهادت را نوشید و مشتاقانه به صف یاران شهید و برادرش محمد تقی شتافت
کمی همت و تلاش کافی بود تا صاحب پیامک و به نوعی همرزم این شهید بزرگوار را پیدا کنیم ،و این تماس در کمترین زمان صورت گرفت

با شنیدن نام شهید محمد رضا دشتی ،صدای بغض آلود پشت تلفن جرقه ی لازم داشت و آن ذکر نام شهید محمد رضا بود که صاحب صدا را به یاد دوران اسارت و شهادت محمد رضا بیاندازد
آنچه که او برایمان بازگو کرد واقعیت عظمت و بزرگی شهدا بود...
او تنها از نحوه شهادت محمد رضا اطلاع داشت اما از خانواده او اطلاعی نداشت و در واقع شناختش به دوران اسارت و بیمارستان الرشید عراق بر می گردد طی عملیات کربلای ۵ محمد رضا از ناحیه حنجره مورد اصابت گلوله قرار گرفته و حنجره اش متلاشی می گردد او را به همراه دیگر اسیران ایرانی به عراق منتقل می کنند
شهید محمد رضا دشتی به دلیل اصابت گلوله بر حنجره به بیمارستان الرشید عراق انتقال داده می شود اما انگار این زخم مقام شهادت را برایش به ارمغان آورد و او پس از یک شب تحمل جراحت به درجه رفیع شهادت نائل آمد
هادی ایزی برایمان گفت؛ من هم مثل محمد رضا مصدوم و به بیمارستان الرشید عراق منتقل کرده بودند با محمد رضا آنجا بود که آشنا شدم یک جوان ۱۶-۱۷ ساله بود و وضیعت جسمی خوبی نداشت گلوله حنجره اش را متلاشی کرده بود ،اما برایم جالب بود که با آن وضیعت مدام سوره الرحمن و علق را زمزمه می کرد،در همان لحظات اولیه که محمد رضا را آورده بودند دکتر عراقی که به زبان فارسی هم تسلط داشت از من خواست تا اسم و فامیل محمد رضا را از او بپرسم ، نزدیک محمد رضا شدم و از او پرسیدم با همان وضیعت از نام و دیارش گفت ؛(من محمد رضا دشتی زابل) این تنها حرفی بود که از او شنیدم
هادی ایزی در ادامه بازگو می کند ؛شهید محمد رضا نصفه های شب احساس تشنگی می کند و تصمیم می گیرد تا سرم دستش را قطع کند در همان لحظه متوجه شدم و دکترها را صدا کردم و آنها برای کاهش درد به محمد رضا دیازپام تزریق کردند ولی امکان آب دادن به محمد رضا نبود
صبح روز بعد محمد رضا دوباره احساس تشنگی می کند و در حالی که زمزمه سوره الرحمن بر لبانش جاری بوده است به شهادت می رسد ...و من در حسرت آب دادن به محمد رضا ماندم ...
صدایی دیگر از پشت تلفن شنیده نمی شد ؛ بغض جاماندن گلوی این رزمنده ، آزاده و جانباز عزیز را می فشرد ،او را به یاد گلوی متلاشی شده محمدرضا و رفاقت یک شبه اش انداخت ...
اما از آنجا که خود هادی ایزی دوست داشت تا این پیام از شهید محمد رضا دشتی را منتقل کند آسوده خاطر شد
آشنایی با محمد رضا و محمد تقی به اینجا ختم نشد ؛پیگیریهای صورت گرفت و سرانجام ما را با داماد این خانواده آشنا ساخت
او همرزم شهید محمد رضا دشتی بود منصور بستانی جانباز ۵۵ درصد و آنچه که سالها در مورد محمد رضا شنیده و دیده بود را برایمان گفت: محمد رضا در کودکی و نوجوانی با انقلاب مانوس بود همیشه همراه بردارش محمد تقی در راهپیمایی علیه رژیم شاه شرکت می کرد چهارم دبستان و ده ساله بود که انقلاب پیروز شد
محمد تقی چند سال بزرگتر از محمد رضا بود و به عنوان امدادگر در جبهه مشغول بود ،یادم است یک بار محمد تقی به سنگری که محمد رضا و من داخل آن بودیم آمده بود تا محمد رضا را به گردان خودش ببرد اما محمد رضا کنار ما ماند
از محمد تقی بگویم که درسال ۶۴ وارد جبهه شد ودر عملیات کربلای یک در آستانه آزاد سازی مهران در ۱۲ تیر ماه ۶۵ به شهادت رسید
پس از شهادت محمد تقی ، محمد رضا برای تدفین و خاک سپاری برادر عازم زاهدان شده و بعد از مدتی برای شرکت در عملیات کربلای ۵ عازم منطقه عملیاتی شلمچه می شود
محمد رضا از ۵ سالگی نماز و قرآن را با صوت زیبای تلاوت و حفظ می کرد او متولد ۱۳۴۸زاهدان بود ، پسری مهربان و با گذشت و خوش رو بود ،هرزمانی که فرصت پیدا می کرد قرآن می خواند و به خواندن قرآن خیلی اهمیت می داد
از خصلت های بارزمحمد رضا این بود که همیشه غسل جمعه ،نماز شب و احترام به پدر و مادر را فراموش نمی کرد
در کنار صوت زیبایی که در تلاوت قرآن داشت خط بسیار زیبای نیز داشت و در انجام فعالیتهای خطی با سپاه پاسداران همکاری داشت
موقع اعزام به مناطق عملیاتی سوم دبیرستان بود ،با اتحادیه انجمن های اسلامی همکاری داشت ، حافظ جزء ۳۰ قرآن بود قبل از اعزام به جبهه در مسابقات قرآنی جوایزی از دست امام جمعه زاهدان دریافت نمود ، حفظ قرآن را در برنامه زندگی اش قرار داده بود
محمد رضا قبل از شرکت در عملیات کربلای ۵ از خوابی برای ما گفت؛ روی دیوار در حال پیاده کردن طرحی بودم که در همان لحظه تیری به من اصابت کرد و شهید شدم
شهید محمد رضا ۷بهمن ۶۵ وارد عملیات کربلای ۵ می شود در همین عملیات از ناحیه حنجره مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به اسارت نیروهای بعثی عراق در می آید ، شهید محمد رضا در بیمارستان الرشید عراق به شهادت می رسد
پدر و مادر این دو برادر شهید به دیار حق لبیک گفتند ،محمد رضا برادر دیگری هم داشته است که در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) به رحمت ایزدی می رود
پیکر مطهر شهید محمد رضا دشتی ۱۵ سال بعد از شهادتش به آغوش میهن اسلامی و خانواده بر می گردد ، سال ۸۱ که محمد رضا را به زاهدان آوردند صورتش هنوز تازگی خود را داشت
او با غیرت و شهامت اسماعیل گونه و حنجره خونی علی اصغر امام حسین (علیه اسلام) در صف خوبان خداوند جای گرفت
امروز اگر حرفی برای گفتن داریم از همین حنجره های خونین است حرمت حنجره های خونین را به بهای اندک دنیا نفروشیم ...

پروپاگاندای رفع حصر سران فتنه با کدام منطق؟

سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری خود خیال همه را در رابطه با رفع حصر سران فتنه راحت کرد و گفت: این گمانه‌زنی‌ها درست نیست و هیچ اتفاق خاصی در این زمینه رخ نداده است.

خبرستان ، پس از اعلام خبر آزادی برخی زندانیان سیاسی توسط پورمحمدی وزیر دادگستری مصادف با پروپاگاندای رفع حصر سران فتنه با کدام منطق؟عید غدیرخم ، گمانه زنی هایی مبنی بر آزادی دو تن از سران فتنه سال ۸۸ که در حصر قرار گرفتند نیز شنیده شد.

البته تلاش برای رفع حصر میرحسن موسوی و مهدی کروبی در همان روزهای اولیه حصر آغاز شده بود و نکته جالب این است که اصلاح طلبان داخلی و معاندین خارجی که در شبکه های ماهواره ای بی بی سی فارسی و صدای آمریکا مشغول فعالیت بودند و همچنین رسانه های وابسته آن ها در این رابطه وحدت نظر عجیبی داشتند.

همه افراد مذکور یک خواسته را دنبال می کردند و در ۴ سال گذشته با اهرم فشار توسط برخی از فعالین حقوق بشر کار خود را ادامه می دادند.

بالاخره کار به جایی رسید تا احمد شهید گزارشگر ویژه این نهاد عمومی !با بهانه تراشی و دست آویز قرار دادن برخی احکام صادره در قوه قضاییه، تحت تاثیر اصلاح طلبان رادیکال و القا سیاه نمایی هایی که بر علیه کشور صورت گرفت تلاش کرد تا در مجامع بین المللی وجه ایران را مخدوش کند.

در این بین سخنرانی های هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی هم بعد از انتخاب حسن روحانی به طور چشمگیری درکشور با تاکید بر آزادی زندانیان سیاسی ادامه یافت تا با تکیه به بهانه واهی آزادی برای رفع کدورت ها! این موضوع را به خواسته ای عمومی تبدیل کنند. 

اتفاقات روی داده در سال ۸۸ ، که به گفته مقام معظم رهبری آغاز کننده ها با اختیار به آن دامن زدند و در ادامه سررشته امور از دستشان خارج شد، دشمنان نظام و انقلاب را به خوبی در شرایط سواستفاده قرار داد و اتفاقاتی رغم خورد که در تاریخ نظام مقدس جمهوری اسلامی ماندگار شد، فارغ از دسیسه های خارجی بیگانگانی مانند انگلستان، ساده لوحان داخلی که با تابلوی انقلابی بودن به میانه میدان آمده بودند مقصرینی هستند که می بایست در دادگاه جوابگوی رفتارهایشان باشند.. 

شادمانی حاصل از خبر آزادی سران فتنه ، در برخی رسانه های داخلی و خارجی و در میان اصلاح طلبانی که تا همین اواخر حاضر نبودند و نیستند فتنه گری سازمان یافته را بپذیرند قابل وصف نیست زیرا این آزادی می تواند نقطه پایانی بر تلاشهای رسانه ای و اصرار بر درخواستی باشد که آنها را در جایگاه حق به زعم خود بنشاند و همین نقطه پایان! شاید سرآغاز فعالیت ها و پیش بردن خواسته های نامشروعی شود که در ماهها و سالهای آینده با کسب این پیروزی ظاهری صورت بپذیرد. 
البته حصر سران مدعی تقلب بیش از ۱۰۰۰ روز ،خود نشان از اقتدار نظامی دارد که توانست با کمترین هزینه بیشترین بهره برداری ممکن را انجام دهد هرچند که رسانه های اصلاح طلب از بازگو کردن این موفقیت طفره بروند و دلخوش به آزادی دو تن از سران فتنه، بعد از اینهمه مدت با پروپاگاندا، اقتدار نظام را در این میان بیان نکنند. 
البته این رفع حصر می تواند در وهله اول جنبش سبز و رادیکال های اصلاح طلب را که در همه این مدت از این موضوع اهرم فشاری بدست آورده بودند تا با فرستادن گزارش های غیر واقعی به مجامع حقوق بشر ، کشور خود را ناقض حقوق مردم نشان دهند را خلع سلاح نماید و توپ را در میدان بازی اصلاح طلبانی بیاندازد که در پناه دولت تدبیر و امید تلاش دارند تا قدم به قدم خواسته هایشان را مطرح کنند و از این به بعد این دولت حسن روحانی است که باید لجام خشم و عصبیت این گروه را بکشد تا دولت یازدهم با چالش های جدی روبه رو نشود و اگر رفتار خلاف قانونی از آنها سربزند قطعا حسن روحانی و دولت تدبیر و امید باید جوابگوی مراجع ذیصلاح باشد. 
هر چند در عرصه بین المللی نیز رفع حصر، خواه ناخواه تاثیرات مثبتی به همراه دارد اما این سوال مطرح است که آیا حسن روحانی با مهدی کروبی و میرحسین موسوی اتمام حجت می نماید تا شیطنت نکنند!؟ 

البته جای تاسف است اصلاح طلبان که با ادعای همراهی با مردم در زمینه های سیاسی وارد می شوند و بزرگترین خواسته شان آزادی دو فردی است که قطعا در حق برخی دیگر از مردم خیانت کرده اند ! اما به دیگر خواسته های مردم نظیر مشکلات اجتماعی و معیشت و اقتصاد حساسیتی این چنینی ندارند، و این خود نشان دهنده این است که اصلاح طلبان بر اهداف گروهی بیش از حل مشکلات جامعه پافشاری میکنند 

اما نکته بسیار مهمی که در این بین مغفول می ماند حق طبیعی قشر عظیمی از مردم است که در روز ۹ دی ماه به خواسته ای مشروع مبدل گردید ، و آنهم محاکمه سران فتنه و سید محمد خاتمی در دادگاه بود که باید در ماههای آینده واکنش قوه قضاییه و مسئولین مربوطه به خواسته آنان را مشاهده شود زیرا اگر مصلحت نظام ایجاب کند که برای آرامش یافتن برخی که در آنزمان قطعا آرای حداقلی داشتند ،اینگونه ملاطفت نشان می دهد احساسات برآمده از خشم انقلابی گروه مقابل که در اکثریت بودند آیا باید ذبح شود؟ 

رفتار خاضعانه و برآمده از اصول انقلاب قشر حزب اللهی جامعه نباید دست آویز تصویب برخی مصالح در نظام باشد ، آیا هوچی گری و هیاهوی عده ای که همواره با عبور از قانون با ایجاد چالش های جدی در سالهای اخیر سعی داشته اند به اهدافشان برسند تنها راه رسیدن به آرامش در کشور است؟ 

حسن روحانی و افرادی که ظاهرا ضامن سران فتنه خواهند بود، در آینده باید پاسخگوی رفتار خارج از عرف این عده باشند و امید است دولت تدبیر و امید بر پایه منویان مقام معظم رهبری در صدد اعتدال گرایی برای همه آحاد جامعه بر بیاید و نگاهی جامع به همه مردم داشته باشد.

در هر صورت باید گفت یکی از ارکان اساسی که می تواند زیربنای توسعه مشارکت سیاسی- اسلامی باشد تجلی آشکار عدالت سیاسی و قضایی در نگاه مردم و اذهان عمومی است. در اجتماعی که عدالت در گذر زمان دستخوش تغییر می گردد و اجرای احکام حق مدارانه با فروکاستن های قضایی و سیاسی مواجه می شود، به تدریج مقبولیت سیاسی و کلان مورد آسیب جدی قرار می گیرد. زیرا اجتماع به تدریج می آموزد که امکان عبور از جرم و خیانت های قانونی و الهی در عرصه سیاست وجود دارد و حافظه فراموش کار تاریخی طی چند سال می تواند جرم مجرمین را از یاد برده و رکن مهم عدالت را کمرنگ سازد.

در هیچ بخشی از حقوق اسلامی، جرم، مشمول عفو ناشی از گذر زمان نمی گردد! وانمود کردن به عدم وقوع جرایمی که اجتماع، خود شاهد آن بوده با سوء استفاده های ابزاری از آلزایمر تاریخی، اگر چه می تواند به عنوان یک سیاسی کاری بدور از اخلاق برای برخی از جریان های خاطی ثمربخش باشد و راهی برای بازگشت بدون پرداخت تاوان به عرصه قدرت سیاسی قلمداد گردد، اما عوارض این پدیده شوم و این بی عدالتی طاغوتی می تواند اعتماد عمومی و امنیت سیاسی و اجتماعی را به شدت خدشه دار کند.

در فضایی که امکان عدول از اجرای حق فراهم باشد، این خط انحراف از اصول، روز به روز نسبت به حق و حقانیت سیاسی زاویه بیشتری خواهد گرفت؛ به عبارتی می توان گفت که مقدمه ای برای یک هرج و مرج اجتماعی و سیاسی است. چرا که فقدان عدالت و ایجاد امکان ارتکاب به جرم در میان اذهان عمومی آن هم در سطحی وسیع چون راه اندازی و مشارکت در یک فتنه اجتماعی- سیاسی با مختصات ملی در ساده ترین حالت و فوقانی ترین سطح از آسیب شناسی رابطه عکس با مفهوم امنیت اجتماعی دارد.

البته محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری اخیر خود خیال همه را در این رابطه راحت کرد و گفت:ما در مورد زندانیان به مناسبت‌های مختلف عفو داریم و چون متهمان امنیتی و فتنه عفو گرفته‌اند، در عید قربان و غدیر هیچ عفوی در این خصوص نداریم. البته راجع به سایر زندانیان در این ایام عفو خواهیم داشت، ولی عفو امنیتی نداریم.

خبرنگاری پرسید آیا گمانه‌زنی‌ها درباره آزادی موسوی و کروبی در اعیاد پیش رو صحیح است؟، اژه ای گفت: این گمانه‌زنی‌ها درست نیست و هیچ اتفاق خاصی در این زمینه رخ نداده است.

حضور مشکوک منافقین در نشست خبری ظریف/"مان" نام خبرنگاران را برای سئوال از اشتون صدا می زد!

دومین روز از مذاکرات ایران و 1+5 با برخی حواشی از جمله حضور عوامل منافقین برای ایجاد اخلال در نشست وزیر امور خارجه و همچنین ورود ظریف با ویلچر به نشست و... همراه بود.

خبرستان، دومین روز مذاکرات ایران و 1+5 همراه با حاشیه هایی بود که برخی از این حواشی را در ادامه می خوانید.حضور مشکوک منافقین در نشست خبری ظریف/

- قرار بود مذاکرات در روز دوم از ساعت 11 به وقت محلی آغاز شود. در خواست دیر آغاز شدن مذاکرات از سوی طرف مقابل بود که برای رایزنی های بیشتر صورت گرفت. با این وجود اعضای 5+1 در ساعت مقرر نیز نتوانستند نشست را برگزار کنند و آن طور که مایکل مان در توئیتر خود منتشر کرد و البته اعضای تیم ایرانی اذعان داشتند؛ معاونین 6 کشور تا حدود ساعت 1 در جلسه ای با اشتون حضور داشتند و گزارش خود را مذاکرات دو جانبه و جلسات معاونین ارائه می کردند.

- دیر شروع شدن مذاکرات بازار شایعه را مانند همیشه در محل حضور خبرنگاران زیاد کرده بود. برخی حتی از حدود ساعت 11 در خروجی رسانه های خود خبر آغاز روز دوم مذاکرات را منتشر کرده بودند!
- مذاکرات دور دوم تا حدود ساعت 3 به وقت ژنو ادامه داشت. از زمانی که خبر پایان دور دوم و برگزاری نشست اختتامیه با حضور ظریف و اشتون آغاز شد ، همه خبرنگاران در تکاپو برای نشست خبری روسای هیأت ها بودند.

- یکی از نکات جالب پیش از آغاز این نشست سئوال یک خبرنگار خارجی بود که می پرسید شنیده است به ظریف پیش از سفر به ژنو در تهران حمله شده است!

- به هر حال خبرنگاران داخلی و خارجی از حدود ساعت 4 با اعلام مسئولان و با عبور از گیت های امنیتی وارد سالن برگزاری کنفرانس خبری شدند.

- کاترین اشتون حدود ساعت 5:30 به همراه مایکل مان ، هلگا اشمید ، آلن ایرو سایر نمایندگان 6 کشور وارد سالن کنفرانس شدند.

- مایکل مان در کنار اشتون قرار گرفت و طبق روال معمول با صدا کردن نام خبرنگاران اجازه سئوال کردن از اشتون را به آنها می داد. اشتون تنها به سئوال یک خبرنگار ایرانی جواب داد.

- نشست خبری اشتون بسیار کوتاه بود. اعضای 1+5 بلافاصله پس از نشست محل سالن را ترک کردند و به هیچ یک از سئوالات خبرنگاران به ویژه خبرنگاران ایرانی پاسخ ندادند.

- دقایقی پس از کاترین اشتون ، جواد ظریف به همراه تیم ایرانی وارد سالن کنفرانس شد. ورود ظریف با ویلچر به دلیل کمردرد جلب توجه می کرد و همین باعث شد که خبرنگاران در روی صندلی های خود برای دیدن وزیر امور خارجه نیم خیز شوند.

- یکی از اقدامات جالب وزیر امور خارجه نیز این بود که صحبت های اولیه خود را به دو زبان فارسی و انگلیسی گفت. او اول به زبان انگلیسی صحبت کرد و با وجود آنکه مترجم وجود داشت ، گفت : حالا چند کلمه ای هم برای داخلی ها بگویم و با تبریک عید قربان نکات مد نظرش را مجددا به زبان فارسی بیان کرد.

- یکی از حواشی نشست خبری ظریف حضور 3 عامل منافقین بود که پیش از نشست خبری برای ایجاد اخلال وارد سالن شده بودند. البته این سه با درایت مسئولان به بیرون از محل هدایت شدند اما نکته قابل توجه در این مورد این بود که همه خبرنگاران دارای کارت خبرنگاری بودند و برای دریافت این کارت باید از قبل نام خود را به وزارت خارجه سوئیس اعلام می کردند. نکته ای که به نظر مبهم می رسید این بود که این عوامل چطور توانستند وارد سالن شوند!

البته گفته می شود که تعدادی از عوامل منافقین در ژنو مستقر هستند و در مقابل میدان سازمان ملل نیز هر از چندگاهی تحرکاتی را انجام می دهند. خبرنگار مهر برخی از آثار این تحرکات را نیز در نقاشی های دستی که روی برخی از دیوارها در نزدیکی این میدان کشیده شده بود مشاهده کرد.

- در نشست خبری وزیر امور خارجه کشورمان بر خلاف نشست کاترین اشتون به سئوالات بیشتری پاسخ داده شد و البته ظریف به سئوالات بسیاری از خبرنگاران خارجی پاسخ داد.

- پس از پایان نشست ظریف و تیم همراهش محل نشست را ترک کردند اما عباس عراقچی در میان خبرنگارن باقی ماند و به سئوالات بسیاری از خبرنگاران خارجی پاسخ داد تا جایی که نتوانست همراه با هیأت ایرانی محل حضور خبرنگاران را ترک کند.

- به محض پایان نشست به خبرنگاران داخلی اعلام شد که محمد جواد ظریف ساعت 9 به وقت محلی ژنو را ترک خواهد کرد و به همین دلیل به سرعت راهی رزیدانس و فرودگاه شدند.

- ظریف با توجه به وضعیت نامساعد جسمی از طریق بالابر سوار هواپیما شد.

هاشمی توانایی کنترل اطرافیان را ندارد/علاقه مندان از وی مراقبت کنند

نماینده مردم بروجرد در مجلس گفت: اتفاقات اخیر نشان دهنده آن است که هاشمی کنترل اطراف را از دست داده، لذا ما معتقدیم بالاخره کسانی که به وی علاقه دارند باید مواظب رفتارش باشند.

خبرستان :بهرام بیرانوند نماینده مردم بروجرد در مجلس شورای اسلام در خصوص درج مطالب منتسب به امام(ره)در سایت شخصی هاشمی رفسنجانی اظهار داشت: در ابتدا باید این نکته متذکر شوم  که باید به حال یک شخصیت سیاسی که نمی داند در خانه اش چه اتفاقی در حال وقوع تاسف خورد.هاشمی توانایی کنترل اطرافیان را ندارد/علاقه مندان از وی مراقبت کنند

وی با بیان اینکه عملکرد سایت هاشمی را باید درکنار عملکرد فرزندانش بگذاریم، افزود: اتفاقات اخیر نشان دهنده آن است که هاشمی کنترل اطراف را از دست داده، لذا ما معتقدیم بالاخره کسانی که به وی علاقه دارند باید مواظب رفتارش باشند.

بیرانوند ادامه داد: رفتار و کرداری که هاشمی دارد به خودش آسیب می زند و ما نگران خودش هستیم چرا که چهره هاشمی در ایام قبل و بعد از انقلاب متاسفانه در حال تخریب  است.

وی در پاسخ به سوالی در مورد فیلتر شدن سایت هاشمی گفت: به جای فیلتر شدن سایت ما معتقدیم که حتی اعمال هاشمی هم باید توسط اطرافیانش فیلتر شود چرا که اعمال و کردار وی انسجام و پختگی مورد نیاز را ندارد.

این نماینده مجلس اظهار داشت: ظرف چند سال گذشته متاسفانه شاهد بعضی اعمال از سوی هاشمی هستیم که در اثر هدایت رسانه های خاص یا بعضی از اطرافیان وی هست و متاسفانه این اعمال با آن چهره قبلی هاشمی هم جور در نمی آید.

وی افزود: در خصوص وضعیت فعلی آقای هاشمی باید گفت وای به حال فرمانده ای که نیروهای تحت امراش ساز خود را کوک می کنند و این قطعا آسیبش در ابتدا متوجه فرمانده است.

بیرانوند گفت: با توجه به حرف های که زده شد شعار مرگ بر آمریکا را قوی تر و پرشور تر از زبان مردم می شنویم و خواهیم شنید زیرا مردم می دانند که آمریکا شیطان بزرگ است و ما هرچه مصیبت داریم از آمریکا و آنهایی که دل در گرو آمریکا داده اند به ما تحمیل می شود.

نامه نعیمه اشراقی به فرزند شهید همت

در پی ایجاد برخی حواشی پیرامون صفحه شخصی نعیمه اشراقی در یکی از شبکه های اجتماعی ایشان در نامه ای خطاب به فرزند شهید همت ضمن پوزش و دلجویی از خانواده شهدا و تاکید بر پیوند ناگسستنی و الهی خانواده شهدا و امام شهدا از بسته شدن صفحه اش در این شبکه اجتماعی به علت دستبردهای چندباره خبر داد.

خبرستان ، نعیمه اشراقی در این نامه آورده است:نامه نعیمه اشراقی به فرزند شهید همت


باسمه تعالی

برادرم

جناب آقای همت

نامه جناب عالی را درباره مطلبی موهن و غلط خواندم. تنها می توانم در این مورد سر تعظیم در مقابل شما و خانواده های عزیز شاهد فرود بیاورم. شهیدان و خانواده های عزیز ایشان بر تارک انسانیت جای دارند و نابخردی کسی نمی‌تواند پیوند آسمانی انها با امام‌شان را قطع کند. تو و هزاران زن و مرد بزرگی که امثال من در آرامش ناشی از سختی های ایشان زندگی می‌کنیم با ارزش تر از آن هستید که نوشته ای غلط و بی ارزش از ارزش آن ها بکاهد. همه باید بدانیم امام جز در تار و پود اسلام و ارزش های آن - از نماز و روزه گرفته تا حجاب و پاکدامنی- و جز در پیوند با یاران فداکارش معنی نمی شود. مگر می توان امام را در خاطر مجسم کرد و جلوه زیبای امر به معروف و نهی از منکر را در او مشاهده نکرد؟

مگر می توان احترام بی حد و حصر امام به شهیدان و خانواده های آنها را با ذکر کلماتی موهن و بی ارزش از یاد برد؟ همین جا لازم می دانم به صراحت تمام انتساب آنچه در فضای مجازی به امام و از قول من منتشر شده را تکذیب کنم و از خداوند برای جاعلینی که این گونه با احساسات پاک مردم بازی می کنند طلب هدایت نمایم. از این پس با توجه به دستبرد های چند گانه به صفحه شخصی ام، این صفحه را مسدود می کنم و عاجزانه از خداوند متعال علو درجات امام و شهدای عزیز را مسئلت نموده و برای خانواده های آنان آرزوی سلامت و بهروزی دارم.

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید      گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

دوران دفاع مقدس؛ قطعه‌‌ کم‌نظیر تاریخ گذشتگان و موعود وعده‌ داده شده آیندگان

سردار حاج قاسم سلیمانی نوشته است: قدر مسلّم، آنچه را در دوران دفاع مقدس مشاهده کردیم و بر ما گذشت باید قطعه‌های کم‌نظیر و برجسته‌ای از تاریخ گذشتگان و موعود وعده داده شده آیندگان دانست.

خبرستان ، کتاب «نبردهای پیروز» حاصل مصاحبه عباس میرزایی، نویسنده کتاب با بیش از ۱۱۰ نفر از رزمندگان شرکت‌کننده در عملیات ثامن الائمه(ع) و نزدیک به ۱۴۰ مصاحبه با رزمندگان حاضر در عملیات طریق القدس است. فرماندهی لشکر ۴۱ ثارالله در این نبردها را سردار قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس به‌عهده داشته و به همین دلیل بخشی از روایت این کتاب مربوط به خاطراتی است که از زبان وی بیان شده‌ است.دوران دفاع مقدس؛ قطعه‌‌ کم‌نظیر تاریخ گذشتگان و موعود وعده‌ داده شده آیندگان

این کتاب بخشی از تاریخ شفاهی دفاع مقدس به حساب می‌آید و نویسنده برای مستندکردن روایت آن، تنها به انجام مصاحبه‌های حضوری با افراد بسنده نکرده و به منابع تاریخی تکمیل‌کننده همچون نوارهای ضبط‌‌‌شده از بی‌سیم عملیات در زمان جنگ، کتاب‌های از پیش منتشر‌شده و مصاحبه‌های صدا و سیمای مرکز استان کرمان با رزمندگان در زمان جنگ نیز رجوع کرده‌ است.

کتاب «نبردهای پیروز» به‌لحاظ زمانی وقایع شهریور سال ۱۳۶۰ تا بهمن ماه همان سال را دربر می‌گیرد و از بخش‌های مختلفی همچون استان کرمان در نبرد ثامن الائمه(ع)، با گردان شهید بهشتی از کرمان تا آبادان، استان کرمان در نبرد بزرگ شرق کارون، به‌سوی نبرد طریق القدس و حماسه سابله تشکیل شده‌ است.

سردار حاج قاسم سلیمانی نیز پیش از تحویل این اثر به انتشارات سوره مهر آن را مورد مطالعه قرار داده و مقدمه‌ای نیز بر آن نوشته‌ که به‌شرح ذیل است:

«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
سپاس خداوند که ما را قرن‌ها در اصلاب متعدد و در اعصار بسیار طولانی نسل به نسل منتقل کرد و در زمانی رخصت توفیق و حضور عطا فرمود که لحظات و دقایق چنین حیاتی، از آن‌چنان ارزشی برخوردار است که پس از بعثت نبی مکرّم اسلام(ص) و دوران کوتاه ائمه معصومین(ع) تا زمان ظهور منجی عالم، گذشتگان و عارفان سالک کوی حق در حسرت و جست‌وجوی آن بوده و خواهند بود و توفیق درک چنین فرصتی بر آیندگان نیز مجهول است.

قدر مسلّم آنچه را در دوران دفاع مقدس مشاهده کردیم و بر ما گذشت باید قطعه‌های کم‌نظیر و برجسته‌ای از تاریخ گذشتگان و موعود وعده داده شده آیندگان دانست؛ در واقع اعجاز توفیق استثنایی این نسل در این بوده است که اراده خداوند بر این قرار گرفته که حیات کوتاه عمر آنان تجسم قله انسانیت در گذشته و آینده باشد.

گذشتة پُر راز و رمز عاشورا و کربلا و آینده وعده داده شده ظهور، در این قطعه بی‌نظیر تاریخ نمایشگاه عظیمی را از حقیقت خلقت و جوهر عبودیت برپا کرد که تماشاگران آن به‌وسعت هزاران سال متحیرانه زانوی سکوت بغل کرده محو چهره‌های دلربا و سلوک سالکان آن خواهند بود.

نگارشی که صورت‌گرفته، صورت ظاهری بخشی از اتفاقاتی است که باطن آن را باید در «یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النّاسُ اَشْتاتاً لِیُرَوا اَعْمالَهُمْ» به نظاره نشست و فقط معراج‌نشینان قادر به کشف آن حقیقت حقیقی و آن قوه و قدرتی هستند که اکبر محمدحسینی گفت: «مرا به زیر پل بکشانید و کسی نداند من زخمی هستم.» و آرام آخرین رمق‌های خود را در مژه‌های چشم‌هایش فشرد و آخرین لحظه توفیق را بدرقه کرد و پرواز نمود.

ثامن الائمه(ع) شروع عاشوراهای کرمان و کرمانیان، سیستان و سیستانیان و هرمز و هرمزگانیان است. طریق القدس سرزمینی مقدس بود که ثارالله از آن متولد شد. مولود مبارکی که تبدیل به کعبه آمال مجاهدین شد، نجم ثاقبی که روزی در قامت حسین(ع) و روزی در قامت فرقه‌ای مقدس به‌نام ثارالله طلوع کرد و در آن فرقه ثارالله را به‌نسبت انسان‌ها تقسیم کردند، لذا آن فرقه را فرقه ثاراللهیان نامیدند.

کرمان، سیستان و هرمزگان به خود می‌بالد که در طریق القدس سینه دشمن را در دهلاویه درید و مهم‌ترین پل ارتباطی آن یعنی سابله را به تصرف خود درآورد.

رزم کرمانیان در ثامن الائمه و طریق القدس سرآغاز تولد ثارالله و موجب اعتبار و اعتمادی شد که پس از آن سپاه کرمانیان در تمامی نبردها همواره خط‌شکن خطوط دشمن شد و ستاره کرمان در آسمان امام خمینی(ره) از چنان درخشندگی خیره‌کننده و پرجاذبه‌ای برخوردار شد که هزاران مشتاق خمینی(ره) را به خود جذب کرد که بعدها لشکر و طوفانی سهمگین را به‌نام ثارالله پدید آورد تا خرمن دشمن را بر باد دهند.

درود و رحمت خداوند بر امام خمینی(ره) و شهیدان و مجاهدین این فتح بزرگ.
قاسم سلیمانی»

جناب آقای ظریف؛ چرا ما بی اعتماد هستیم!؟

جناب وزیر امورخارجه که افتخار می کردید به اینکه مقامات آمریکایی به هوش شما حسرت می خورند! با کمال تاسف باید بگوییم چیزی که آنها دنبال اثباتش بودند یعنی بی اعتماد نشان دادن ایرانیان شما به راحتی به آنها تقدیم کردید!؟

خبرستان در پایان ماراتن ژنو وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران همچون آماتورها بر علیه کشور خودش موضع گیری کرد!!
جناب آقای ظریف؛ چرا ما بی اعتماد هستیم!؟
بنا بر این گزارش وزیر خارجه کشورمان در پاسخ به این سوال که پیش از مذاکرات شما اشاره کردید که جدیت طرف مقابل را می‌سنجید و آیا گام‌های طرف مقابل متوازن بود یا خیر گفت:‌ " این مذاکرات بیش از هر چیز برای ایجاد اعتماد متقابل است چرا که مردم ایران اعتماد زیادی به نحوه برخورد جامعه غربی با جمهوری اسلامی ندارند و لذا نیاز است که این اعتماد متقابل ایجاد شود هرچند که از نظر ما دلیلی برای بی‌اعتمادی به ایران وجود ندارد و ما باید گام‌های متوازنی برداریم که اعتماد متقابل باز گردد و این برای ۵+۱ هم مهم است و احساس می‌کنم قدم مهمی برداشتیم"

اینکه جمهوری اسلامی ایران چه کرده است که باعث بی اعتمادی شده است نکته ای است که باید وزیر محترم امورخارجه به آن اشاره نمایند و آیا ده سال گذشته که تمام فعالیت های ایران زیر نظر آزانس بین المللی بود باز هم ما بی اعتمادیم یا طرف مقابل که تحت سیطره رژیم صهیونیستی می باشد. مگر ما چیزی جز حق طبیعی خودمان می خواهیم؟

جناب وزیر امورخارجه باید پاسخ بدهند بر چه مبنایی مردم خود را متهم به بی اعتمادی کردند! کسانی که در 35 ساله گذشته زیر فشارهای کشورهایی بودند که خود بر علیه بشریت جنایت کرده اند و از انواع سلاحهای اتمی، شیمیایی و میکروبی استفاده کرده اند و دیگران را متهم به بی اعتمادی می کنند؟

جناب وزیر امورخارجه که افتخار می کردید به اینکه مقامات آمریکایی به هوش شما حسرت می خورند! با کمال تاسف باید بگوییم چیزی که آنها دنبال اثباتش بودند یعنی بی اعتماد نشان دادن  ایرانیان شما به راحتی به آنها تقدیم کردید!؟

آقای ظریف! آخر چرا و به چه حق و مجوزی ملتی را که فقط به دنبال آبادانی و پیشرفت و استفاده از علم و تکنولوژی هست را مجرم و متهم کردید شما مطمئن هستید که در این سفر سفیر ملت و کشور خودتان بودید که دها هزار شهید برای اعتلای کلمه الله و استقلال تقدیم کرد؟!

جناب آقای ظریف در مدت کوتاهی که از عمر وزارت و صدارتتان می گذرد مرتکب اشتباهاتی شدید که دشمنان ما 35 سال ما را متهم به آن می کردند و این جای بسی تاسف و تعجب دارد!

با چشم‌های خودم دیدم نعیمه اشراقی این کامنت را گذاشت/ تکذیبیه سایت جماران شرم‌آور بود

/واکنش خبرنگار ضدانقلاب به تکذیبیه اشراقی/ مسیح علی‌نژاد با اشاره به تکذیبیه نعیمه اشراقی در سایت جماران درباره کامنت توهین آمیزش به امام(ره) و خانواده شهدا نوشت: با چشم‌های خودم دیدم که خانم نعیمه اشراقی با اکانت حقیقی‌شان کامنت گذاشتند.

خبرستان،نعیمه اشراقی در صفحه یکی از کامنت های خود در صفحه شخصی اش،‌ مطلبی توهین آمیز به خانواده شهدا و حضرت امام(ره) منتشر کرد.واکنش خبرنگار ضدانقلاب به تکذیبیه اشراقی

این خبر با واکنش بسیاری از خانواده شهدا به ویژه فرزند شهید همت رو برو و همگی خواستار برخورد جدی با این نوع اتهام زنی ها به امام  و شهدا شدند.

سایت جماران، وابسته به موسسه نشر و تنظیم آثار حضرت امام، با انتشار مطلبی به قلم اشراقی، مطرح شدن این مطلب از سوی وی را تکذیب کرد.

نعیمه اشراقی در نامه ای به فرزند شهید همت در سایت جماران نوشت: همین جا لازم می دانم به صراحت تمام انتساب آنچه در فضای مجازی به امام و از قول من منتشر شده را تکذیب کنم و از خداوند برای جاعلینی که این گونه با احساسات پاک مردم بازی می کنند، طلب هدایت نمایم. از این پس با توجه به دستبرد های چند گانه به صفحه شخصی ام، این صفحه را مسدود می کنم و عاجزانه از خداوند متعال علو درجات امام و شهدای عزیز را مسئلت نموده و برای خانواده های آنان آرزوی سلامت و بهروزی دارم.

بنابر این گزارش، ظاهرا مطلب منتشر شده از سوی نعیمه اشراقی در قالب کامنتی در صفحه شخصی مسیح علی نژاد، خبرنگار ضدانقلاب و خارج نشین منتشر شده است.

علی‌نژاد پس از انتشار این تکذیبیه در سایت جماران در صفحه فیس بوک شخصی خود درباره کامنت منتشر شده از سوی نعیمه اشراقی توضیح داد.

وی با انتقاد از تکذیبیه منتشر شده از سوی اشراقی در سایت جماران نوشت: این خبر سایت جماران واقعا شرم آور است. برای آخرین بار می گویم من هرگز دروغ نگفته‌ام.

این خبرنگار ضدانقلاب ادامه داد: با چشم‌های خودم دیدم که خانم نعیمه اشراقی با اکانت حقیقی‌شان کامنت گذاشتند و برای همین عکس کامنت‌شان را منتشر کردم و عکس‌های پروفایل جعلی و پروفایل حقیقی خانم اشراقی نگاه کنید، هم با هم فرق دارد، کامنت توهین‌آمیز ایشان در مورد خندیدن خودش و پدربزرگ‌شان و همسران شهدا را با اکانت حقیقی خودش نوشته است اما حالا ما را جائل معرفی کرده.

علی نژاد افزود: نگویید مصلحت است می‌تواند ساکت شود به جای اینکه ما را متهم به دروغ کند ما جائل نیستیم کاش دوستان دیگری هم که در چت‌های خصوصی‌شان مدرکی دارند که او چگونه از جوک‌هایش دفاع می‌کرد.

این خبرنگار ضد انقلاب که به گفته خود اولین بار عکس کامنت نعیمه اشراقی را منتشر کرده در ادامه تاکید می‌کند که هنوز هم با کلیک بر روی صفحه ای که از اشراقی در لینک دوستانش موجود است، وارد صفحه اصلی وی می شویم.

اظهارات علی‌نژاد در حالی است که اشراقی مدعی است این مطلب با جعل عنوان صفحه شخصی فیس بوکش منتشر شده است و هیچ ارتباطی به او ندارد.

البته باتوجه به اظهارات این خبرنگار ضدانقلاب، بستن صفحه شخصی فیس بوک از سوی اشراقی نیز احتمالا برای جلوگیری از امکان پیگیری کامنت منتشر شده از سوی وی، است.

فراخوان فیس بوکی ضدانقلاب به بهانه روز جهانی کودک

اقدام هفته گذشته فردی که با نارنجک به زندانی در ایلام حمله کرد، مورد استقبال، تشویق و تبلیغ این گروه‌های ظاهراً صلح دوست قرار گرفته بود که بر خلاف میل و آرزوی آنها، فرد مذکور با اقدام هوشیارانه و فوری نیروهای امنیتی، در چتر رصد و شناسایی قرار گرفته و دستگیر شد.

خبرستان  ضدانقلاب خارج از کشور، هر چندوقت یکبار، بهانه‌ای برای راه اندازی فضای تبلیغاتی یا امنیتی در داخل کشور پیدا کرده و خود، وظیفه خطیر! هدایت آن را از راه دور و در اتاق فرمان فضای مجازی بر عهده میگیرند.

در آخرین مورد، عده‌ای از عناصر ورشکسته معاند، روز جهانی کودک را، بهانه مناسبی برای این نوع تحریک آفرینی دانسته و با اعلام فراخوان فیس بوکی، و اعلام مکانی برای تجمع کودکان!! پیشاپیش به تبلیغ علیه نظام و سیاه نمایی پرداختند.

 

این عده از ضدانقلاب که چشم بر جنایات تکفیری‌های سوریه، نژادپرستان صهیونیست در فلسطین اشغالی، بودائیان میانمار و سایر ناقضان حقوق کودک فروبسته‌اند، ایران را بی‌توجه به حقوق کودک معرفی کرده و برای مصداق‌یابی ادعای خویش، قصاص جوان هجده ساله‌ای که به جرم قتل عمد، محکوم شده است را به عنوان اعدام کودکان!! در ایران معرفی کرده‌اند.

این در حالی است که دشمنان انقلاب در صحنه سیاسی کشور با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری که به حق یک حماسه سیاسی بخصوص در مناطق کردنشین بود با شکست سنگینی روبرو شده و اکنون می کوشند از ابزارهای مردم فریب برای ایجاد نا امنی و امنیتی کردن فضای جامعه استفاده نمایند.

از سوی دیگر این گروهکها در تلاش هستند تا روح شادی آفرینی را که در مردم کردستان بعد از انتخابات ایجاد شده است به یاس و ناامیدی نبدیل کنند فارغ از اینکه مردم کردستان از بچه های انقلاب و این دیار و بوم هستند و بارها ثابت کرده اند که عناصر وابسته خارجی نمی توانند محرک فتنه انگیزی باشند.

همزمان نباید از یاد برد که این گروهها می دانند روزهای جمعه پارکهای استان کردستان بسان سایر شهرها مملو از خانواده ها و کودکانی است که برای تفریح فرزندان خود را بیرون می اورند لذا با تحریف حرکات مردم میکوشند نوکری خود را برای دشمنان این انقلاب ثابت کنند اما بدانند که مردم کردستان هوشیارتر از این عده محدود هستند که درصدد مصادره مال و جان و حتی زندگی عادی مردم هستند.

گفتنی است اقدام هفته گذشته فردی که با نارنجک به زندانی در ایلام حمله کرد، مورد استقبال، تشویق و تبلیغ این گروه‌های ظاهراً صلح دوست قرار گرفته بود که بر خلاف میل و آرزوی آنها، فرد مذکور با اقدام هوشیارانه و فوری نیروهای امنیتی، در چتر رصد و شناسایی قرار گرفته و دستگیر شد.

متهمان امنیتی و اقتصادی در کاروان هاشمی چه می کردند؟

دیده شدن مهدی هاشمی به عنوان کسی که دادستان کل کشور از او به عنوان متهم امنیتی یاد می کند در خیابان مسجد جامع کرمانشاه یکی از نمود های بازر افراطی گری بود که البته برخی تشنج ها در سخنرانی هاشمی نیز به همین دلیل اتفاق افتاد

خبرستان،سفر هاشمی رفسنجانی به کرمانشاه یکی از بهترین  اتفاقاتی بود که در سال جاری می توانست به وقوع بپیوندد تا کسانی که پوستین اعتدال را برای مخفی شدن سوابق رادیکال خود برگزیده اند مجددا رونمایی شوند. بروز افراطی گری در دیدار های نیم بندی که برای هاشمی تدارک دیده شده بود همین تنفس های مصنوعی آخر برای احیای چهره پدرخوانده را نیز بر باد داد.متهمان امنیتی و اقتصادی در کاروان هاشمی چه می کردند؟

 

شاه بیت سخنان هاشمی رفسنجانی در چند محفلی که در سفر نیمه تمام  او به کرمانشاه برایش فراهم آورده بود مبارزه با افراط و افراطیونی بود که هیچ گاه نامشان را به زبان نیاورد. سفری که بسیاری از برنامه های آن لغو سایر برنامه ریزی ها هم فشرده شد.

این سخنان در حالی یان شد که افراطیون و تندرو های دست اندر کار اغتشاشات ۸۸، رادیکال های جریان اصلاحات و برخی متهمین امنیتی و اقتصادی هاشمی رفسنجانی را یک افراطی تمام عیار جلوه داده و امیدهای آخر برای ترمیم چهره او نزد افکار عمومی را به باد دادند.

هاشمی رفسنجانی می داند که سوت و کف زدن در مسجد جامع کرمانشاه و در مکانی که مشهد شهادت همان شهید بزرگواری است که گمان کردند برایش بزرگداشت به پا کرده اند افراطی گری است؟ او آنچنان در حلقه مشاورینش گرفتار آمده که پس از دیدن تشنج در مسجد جامع کرمانشاه فقط ترجیح داد سخنرانیش را ادامه ندهد.

بدون تردید همین رفتار ها که در میان حامیان آقای هاشمی به یک رویه تبدیل شده است یکی از مهمترین دلایل شکست سفری است که حتی با تلاش برای آوردن افرادی از گوشه و کنار و به وسایل مختلف، رغبتی برای پرشدن محل استقبال دیده نمی شود.

سوت و کف و هلهله در مسجد جامع شهر/ قسمت بانوان مسجد طبق تصویر نیمه خالی است

البته این اتفاق نشان داد که هاشمی رفسنجانی به دلیل همین رفتارهای هواداران و استقبال خود او از این اقدامات است که عدم سپردن مجدد تریبون نماز جمعه به وی یک مصلحت غیر قابل انکار است. هاشمی رفسنجانی در کرمانشاه سوت کف حامیان افراطیش در محل نماز جمعه شهر را نادیده گرفت.

حلقه متهمین اقتصادی، امنیتی در سفر هاشمی

اخبار رسیده حاکی است  که پس از اتمام سفر، دست اندر کاران آن  تقصیر اتفاقات را به گردن یکدیگر می اندازند و از محور شدن برخی افراد برای برنامه ریزی مجموعه برنامه های هاشمی به کرمانشاه به شدت پشیمان هستند.

دیده شدن مهدی هاشمی به عنوان کسی که دادستان کل کشور از او به عنوان متهم امنیتی یاد می کند در خیابان مسجد جامع کرمانشاه یکی از نمود های بازر افراطی گری بود که البته برخی تشنج ها در سخنرانی هاشمی نیز به همین دلیل اتفاق افتاد.

قرار گرفتن افرادی که به دلیل اتهامات اقتصادی به قید وثیغه آزاد هستند در کنار هاشمی رفسنجانی و در سالن شهدای دولت استانداری نیز موضوعی بود که باعث می شد انتقادات هاشمی از افراطی گری چندان چنگی به دل نزد.

دیده شدن افراد مسئله دار و البته یکی از اعضای کد دار حزب رستاخیز نیز در کنار هاشمی رفسنجانی از اتفاقاتی بود که حنای شعار اعتدال گرایی از سوی رئیس مجمع تشخیص مصلحت را نیز بی رنگ می کرد.

باید سوال کرد چه زمانی مرکز رسمی اداره امور استان شاهد این همه افراطی گری بوده است؟ سوت و کف زدن در روز عرفه و مصادف با شهادت مسلم بن عقیل در مقر حکومت اسلامی در کرمانشاه افراطی گری نیست؟ آقای هاشمی که همیشه ادعا کرده است یک اسلام شناس است این را اعتدال معنا می کند؟

آیا دانشجویان اخراجی را برای آقای هاشمی نخبگان استان کرمانشاه تعریف کرده اند؟ آیا دعوت از کسانی که به دلیل مواضع روشن آنها در مورد نظام و حکومت دینی و بی وزنی مطلق آنان در میان مردم حتی تندرو برای آنها حق مطلب را ادا نمی کند، اعتدال گرایی است؟

به هر حال شاید این سفر یکی از بهترین اتفاقاتی بود که می شد تصور آن را کرد تا باز هم مهر تأییدی بر این مسئله باشد که هاشمی رفسنجانی به درستی صلاحیت به دست گرفتن سکان ریاست جمهوری اسلامی را نداشت.

اتفاقاتی که افتاد از سوی بسیاری از چهره ای اصلاح طلب استان نیز هشدار داده شده بود و همین نیز دلیلی شد برای اینکه هاشمی امیدوار بیاید و نا امید باز گردد.

صدای هایده و مهستی را دوست دارم/ آخرین فیلم های هالیوودی را می بینم/ می خواهم تابو شکن باشم/در این

زهرا اشراقی در گفتگو با بخش فارسی الشرق الاوسط می‌گوید که همواره می‌خواسته در زمینه نحوه پوشش و حجاب زنان ایرانی خط شکن و تابو شکن باشد. او در این گفتگو از نحوه لباس پوشیدن ”مرضیه افخم” سخنگوی وزارت خارجه ایران انتقاد می کند و از “هایده” و “مهستی” دو خواهر خواننده سرشناس ایرانی که پس از انقلاب ناچار به ترک کشور شدند، به عنوان “اعجوبه” موسیقی ایران نام می برد که به صدای آنها گوش می دهد.
خبرستان،  زهرا اشراقی بی شک پس از سید حسن خمینی، شناخته شده ترین نوه آیت الله خمینی بنیان گذار جمهوری اسلامی است. او همسر محمدرضا خاتمی، دبیرکل حزب مشارکت و برادر رئیس جمهور پیشین ایران محمد خاتمی است. زهرا اشراقی در چند انتخابات مسئولیت ستاد جوانان اصلاحات را بر عهده داشت؛ او در عرصه عمومی و شبکه های اجتماعی حضوری فعال دارد و به بیان دیدگاه های جسورانه اش شهرت دارد.

صدای هایده و مهستی را دوست دارم/ آخرین فیلم های هالیوودی را می بینم/ می خواهم تابو شکن باشم/در اینستگرام چند تا از عکس های بدون چادرم را منتشر کردم

پس از دوم خرداد 76 و روی کار آمدن دولت اصلاح طلب محمد خاتمی، در ایران موجی از امیدواری پدیدار شد، این روزها هم شنیده می شود که فضای امید در ایران به وجود آمده، چه شباهت ها و تفاوت هایی بین خرداد 16 سال پیش و خردادماه گذشته که روحانی روی کار آمد می بینید؟

تفاوت چندانی نمی بینم. انتخابات قبلی که آقای روحانی پیروز شدند در راستای همان انتخابات دوم خرداد بود. تاکیدی بر اینکه مردم ایران همچنان خواستار اصلاحات هستند و اگرچه وقفه ای هشت ساله در این میان افتاد و متاسفانه به هرحال حکومتی روی کار آمد که مخالف اصلاحات بود، اما مردم نشان دادند که بازهم خواستار اصلاحات هستند.
همه اینها با وجود آن بود که بالاخره قبل از انتخابات فضای رقابت سرد بود و نیروهای اصلی را بهرحال رد صلاحیت می کردند، با این حال، این انتخابات نشان داد که مردم ناامید نیستند. من تفاوتی میان این انتخابات و انتخابات 76 نمی بینم. فکر می کنم مردم خواستار اصلاحات و آرامش در کشور هستند.


این احتمال وجود دارد که همانند فرجام دولت اصلاح طلب آقای خاتمی، پایان این دولت هم منجر به قدرت گرفتن افرادی مثل احمدی نژاد شود؟
من ناامید نیستم. خرداد 76 یک احساس اولیه بود بدونه پشتوانه تجربه. هم اصلاح طلبان چندان تجربه نداشتند و خام بودند و هم ضد اصلاح طلبان. فکر می کنم تا حدودی هم ضد اصلاح طلبان شاید اکنون عاقل تر شده باشند که آن روش های خشن که به کار می بردند دیگر پاسخگو نیست.

فکر می کنم هر دو طرف مقداری تعدیل شده باشند، هر چند هنوز شک دارم که گروههای ضد اصلاح طلبان تعدیل شده باشند، اما رهبران آنها فکر کنم تعدیل شده باشند. بعید می دانم که فضای خشن آن دوران را دوباره بخواهند حاکم کنند. فضای اکنون با فضای دوران آقای خاتمی تغییر کرده، بحران اقتصادی شدید، وضعیت سیاسیت خارجی و تحریم ها که همگی میراث دوران احمدی نژاد هستند، فکر می کنم فضا بیشتر به سمت رفع این معضلات باشد. خود حاکمیت هم می داند که نباید فشارها بر مردم بیشتر باشد. برای همین فکر نمی کنم آن دوران تکرار شود.

گفتید که فکر می کنید هم اصولگرایان و هم اصلاح طلبان تعدیل شده باشند. اصلاح طلبان در چه زمینه ای معتدل شده اند؟

فکر می کنم در حوزه گفتمان. در آن زمان فضای حاکم هنوز دست آنها نبود، شناخت خوبی نداشتند. گرچه مجلس و دولت را در دست داشتند اما برخی از آنها گفتمانی تندرو داشتند و حاکمیت می ترسید و این شائبه را داشت که مبادا برخی از آنها برانداز هستند.

همسر شما آقای محمد رضا خاتمی، یکی از چهره های شاخص جریان اصلاح طلبی ایران است و خود شما چهره ای بسیار شناخته شده هستید. تا کنون شده اختلاف نظر بر سر مسائل سیاسی و یا اجتماعی داشته باشید؟
اختلاف نظر جزنی است. به هر صورت هر دو اصلاح طلب هستیم و خواستار اصلاحات و آرامش در کشور هستیم نه ایشان تابع محض نظریات من هستند و نه من تابع محض نظر ایشان هستم. شاید ایشان اعتقادی تر از من باشد در برخی از مسائل و من به آن شدت نباشم.

مثلا چه موضوعاتی؟

خیلی اختلاف چندانی در این زمینه ها نداریم. اما بالاخره بر سر مسائلی با هم مشورت می کنیم. در خصوص مصاحبه ها و.. نظر من را جویا می شود که خب کل کل هایی هم پیش می آید. اما آنچنان حاد نیست که با مثالی بتونم روشن کنم موضوع را...

خانم اشراقی شما در بین خانم های فعال سیاسی و شناخته شده ایرانی ، معروف هستید به خوش پوش بودن، لباس های رنگی و شلوار جین و.. با اینکه شما از خانواده ای مذهبی و نوه بنیانگذار انقلاب ایران هستید. تاکنون این موضوع پیش آمده است که مثلا خانواده به شما تذکر بدهند و گیر بدهند؟

خانواده من مثل خودم هستند، هم خواهرهایم، هم مادر و مادربزرگم. مثلا خانم امام بسیار خانم شیک پوشی بودند، خیلی شیک پوش تر از ما نوه هایشان بودند. منظم و مقید بودند که لباس هایی که در خانه می پوشند ست باشد از نظر رنگ آمیزی و غیره. مادربزرگ من خانمی فرهیخته، باسواد، شاعر و فوق العاده زیبا و شیک پوش بودند. حالا این نظر لطف شماست که به من می گویید شیک پوش و اگر لباس من با برخی از خانواده های مذهبی فرق می کند به تربیت خانوادگی بر می گردد.
فکر می کنم لباس هر فردی نشان از طرز تفکر فرد دارد. همیشه هم مخالف طرز لباس پوشیدن خانم های فعال در حکومت بوده ام وبه هیچ وجه موافق آن نیستم. اگر می خواهند اسلام را معرفی کنند می توانند با لباس و حجاب بهتری این کار را انجام دهند.
مثلا پدر بزرگ من – آیت الله خمینی – همواره می گفت رنگ سیاه مکروه است و نباید پوشید. برای همین می گویم اثر تربیتی بوده است. اتفاقا می خواستم در فیس بوک اعلام کنم و خطاب به خانم ها بگویم بیائید کم کم از رنگ شاد استفاده کنیم. احتمالا چنین کاری هم بکنم تا یک انقلاب رنگ را شروع کنیم. از لحاظ روان شناسی رنگ می تواند اثر مثبت یا منفی بگذارد، شاید الان که آقای روحانی هستند فرصت خوبی باشد. خود ایشان و وزیر خارجه هم شیک پوش هستند.

سخنگوی وزیر خارجه چه؟

من مخالف نوع پوشش ایشان هستم به نظرم باید پوششان را تغییر بدهند. فکر می کنم باید از رنگ روشن استفاده کنند. به خصوص سخنگوی وزارت خارجه کسی است که در دنیا مطرح می شود. نوع لباس بسیار مهم است، مثلا شما بدانید آقای خاتمی که رای بالایی آورد، فقط به خاطر طرز فکر نیست، لباس و ظاهر هم هست. متاسفانه افرادی که در درون حاکمیت هستند به این شکل در این مورد دقت نمی کنند، شاید مردها اندکی تغییر کرده باشند ولی متاسفانه خانم ها تغییر نکرده اند. اگر آرام آرام بتوانیم یک انقلاب رنگ انجام دهیم خیلی خوب می شود.

شما در فیس بوک و شبکه های اجتماعی خیلی فعال هستید و حتما تصاویر برخوردهای پلیس گشت ارشاد را با خانم ها دیده اید؟
من مخالف هرگونه گشت ارشاد هستم چون معتقدم اینگونه اقدامات دردی را دوا نمی کند. تا وقتی این قانون هست باید به این قانون اعتراض کرد و نه به صورت موردی و مصادیق. کل قانون گشت ارشاد باید از میان برداشته شود. البته وضعیت در ایران خیلی فرق کرده و خیلی بهتر شده. امیدوارم چون خود آقای روحانی هم مخالف این نوع برخوردها هستند کم کم این موضوع گشت ارشاد را هم جمع کنند. من چند روز پیش در اینستگرام چند تا از عکس های بدون چادرم را منتشر کردم. چند نفر که خیلی مذهبی هستند گفتند عکس شما بدون چادر است و حجاب شما خوب نیست. من هم در پاسخشان نوشتم که من همین هستم، شما نگاه نکنید!

اساسا چنین تصور و امکانی وجود دارد که روزی در جمهوری اسلامی حجاب آزاد شود؟
امروز داشتم با یکی از دوستان فعال سیاسی ام صحبت می کردم، گفت که قرار است دو سال دیگرحکمش را اعلام کنند، داشتم به او می گفتم هیچ کس در جمهوری اسلامی از فردای خود خبر ندارد. واقعا چه کسی فکرش را می کرد رئیس جمهور ایران با رئیس جمهور آمریکا تلفنی حرف بزند. سه ماه پیش اگر کسی این را می گفت ما می خندیدیم و می گفتیم نشدنی است.
در ایران بسیاری از چیزها از جمله حجاب قانون محکمی وجود ندارد. من نمی توانم این موضوع را رد کنم. هر چیزی در جمهوری اسلامی ممکن است رخ بدهد. حتی زمانی می گفتند "مصلحت نظام” را که تشکیل دادند بر همین اساس بود. مثلا یک زمانی حج را تعطیل کردند، مصلحت نظام این بود که امر واجبی مثل حج را تعطیل کنند.
قبول دارم سخت گیری هایی هست مثلا این چیزی که نتانیاهو گفت، اما واقعا شیک پوش ترین و منظم ترین دختر و پسرهای دنیا در همین تهران هستند. من همین چند وقت پیش از سفر خارج برگشتم واقعا دخترهای ما با اینکه محدودیت دارند ولی شیک پوشی آنها حتی کمتر در اروپا دیده می شود. بله سخت گیری هایی وجود داشت. اما الان کمتر شده پسر من دانشگاه می رود با تی شرت های رنگی، قرمز، زرد، شلوار جین هم که خوب همیشه بوده. وضعیت خیلی فرق کرده و امیدوارم بهتر هم بشود.

اشاره کردید به سفر خارجی، چقدر به سفر و سفر خارجی می روید؟
من علاقه زیادی به سفر دارم، در این سفرها می توان آداب و رسوم کشورهای مختلف را دید. این سفر اخیرم اما برای دیدن دخترم بود. به عنوان تفریح و گردشگری هرگز به خارج از کشور نرفتم معمولا با رضا (همسر) چون پزشک است برای سمینارها و یا برای دیدار دخترم به خارج از کشور می روم.

در میان کشورهای منطقه کجاها رفتید؟

سالها پیش لبنان رفتم. دبی هم رفته ام، سوریه سالها پیش رفتم، الان که وضعیت خیلی خراب است. ترکیه را هم به خاطر سمینار پزشکی رفتم.

زبان خارجی هم بلدید؟
تا حدودی انگلیسی. همین اندازه که گلیم خودم را از آب بیرون بکشم.

شما در خانه ماهواره هم دارید؟
بله دارم.

به چه شبکه هایی علاقه دارید؟
بی بی سی فارسی، الجزیره و العربیه رو زیاد می بینیم البته عربی من خوب نیست. رضا بیشتر بیننده این شبکه های خبری عربی است. موزیک و فیلم هم می بینم.

سریال مورد علاقه شما چیه؟

معمولا ان بی سی رو می بینم که آخرین فیلم های هالیوود رو پخش می کنه. سریال حریم سلطان را هم می بینم. البته اگر پارازیت ها بگذارند. موزیک هم زیاد گوش می دهم.

موزیک؟ خواننده مورد علاقه شما کیه؟
بستگی به حال و هوا دارد. مثلا سنتی و شجریان مورد علاقه همه هست. همایون خیلی خوب میخونه یا احسان خواجه امیری.

به صدای خواننده های زن گوش نمی دید؟

چرا، ولی نمیشه گفت که گوگوش رو دوست دارم. سر و صدا میشه. ولی خب آره صدای هایده را دوست دارم به نظرم هایده اعجوبه موسیقی ایران بوده . مثلا "علی ای همای رحمت” هایده بسیار زیبا است. هایده و مهستی از زیبایی های موسیقی ما هستند. موسیقی پاپ را می پسندم، امابرخی از آهنگهای جدید را نه. بچه های من هم مثل خودم هستند و سلیقه نزدیکی داریم. بالاخره زندگی بدون موسیقی معنی ندارد. به نظرم زندگی اساسا بدون هنر و موسیقی بی روح است.

شما اینهمه شبکه های تلویزیونی نگاه می کنید، وقت هم می کنید در خانه آشپزی کنید؟
آشپزی ام خیلی خوب است. البته هر زمان وقت کنم و فرصتش پیش بیاید که آشپزی کنم. بیشتر هم طرفدار رژیم غذایی سالم هستم. من خودم از خوردن فست فود پرهیز می کنم و به پسرم علی هم گفته ام که از فست فود دوری کنه. یه مدت توی تابستون فقط گیاهخوار شدم ولی دیدم خیلی سخته و رهایش کردم. اما خوب بیشتر طرفدار سالم خوری هستم تا رستوران رفتن.

اهل کافه گردی هم هستید؟
ترجیح میدم دو سه تا کافه ای که آشنا هستند بروم تا اینکه همه جا بگردم. یک مشکل که ما داریم این است که به خاطر نوع حجابمان که چادر است، فکر می کنم مقداری سخت باشه، خودم فکر میکنم شاید کسانی که در کافه نشسته اند نگاه غریبی به حضور فردی داشته باشند با این نوع حجاب. ولی دوست و رفیق خیلی زیاد دارم چون خیلی رفیق باز هستم. اغلب هم جوان هستند. ترجیح میدهم بیشتر با جوان ها باشم، هم روحیه ام به آنها می خورد هم اینکه همواره چیزهای جدید از آنها یاد می گیری و هم اینکه روحیه بهتری داری.

شما همسر آقای روحانی رو هم میشناسید؟ با ایشان در ارتباط هستید؟
من ایشان را خیلی سال پیش دیدم، همسفر مکه بودیم. با دختر ایشان ارتباط بیشتری داشتم. ولی خب سالهاست که ایشان را ندیده ام.

خانم ایشون در اون زمانها فعال بودند؟
نه همیشه خانه دار بودند.

شما نسبت به جاری خود همسر آقای خاتمی خیلی در عرصه عمومی فعال تر هستید با اینکه ایشان همسر رئیس جمهور بودند.
خوب روحیات فرق می کند همسر آقای خاتمی کمتر سیاسی است و روحیه متفاوتی دارد. هر کس زندگی متفاوتی دارد. ایشون زندگی خانوادگی خیلی قوی دارند.

ولی شما متفاوت و در عرصه اجتماعی بسیار فعال هستید.

من در زمان آقای خاتمی تلاش کردم تابو شکنی کنم، فکر می کنم تا حدودی هم موفق شدم. ولی متاسفانه بزرگترین مانع و مخالفینم در خصوص پوشش، خود خانم ها بودند. فکر می کنم که می شود مسلمان خوبی بود، حجاب را رعایت کرد ولی حجاب زیبایی هم داشت. حجاب باید جاذبه داشته باشد نه اینکه برخی ها با نوع حجاب نازیبایی که دارند دافعه می آفرینند. خیلی دوست داشتم در این زمینه ها خط شکن باشم اما زیاد موفق نبودم. ولی دولت آقای روحانی فرصت دوباره ای است.

رفتار آمریکا در برابر افکار عمومی ملتها خدعه آمیز است

رهبر انقلاب در پیامی به کنگره حج فرمدند: بار دیگر اعلام می‌کنم که هر گفته و عملی که موجب برافروختن آتش اختلافات میان مسلمانان شود و نیز اهانت به مقدسات هریک از گروههای مسلمان یا تکفیِر یکی از مذاهب اسلامی، خدمت به اردوگاه کفر و شرک و خیانت به اسلام، و حرام شرعی است.

خبرستان : دقایقی پیش پیام فارسی و عربی مقام معظم رهبری به کنگره عظیم حج در جمع زائران بیت الله الحرام در عرفات توسط حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی عسکر قرائت شد.رفتار آمریکا در برابر افکار عمومی ملتها خدعه آمیز است

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدالانبیاءوالمرسلین وعلی اله الطیبین الطاهرین المنتجبین

فرارسیدن موسم حج را باید عید بزرگ امت اسلامی به شمار آورد. فرصت مغتنمی که این روزهای گرانبها در همهٔ سالها برای مسلمانان جهان پدید میآورد، کیمیای معجزه گری است، که اگر قدر آن را شناخته و چنانکه شایسته است به کار گرفته شود بسیاری از آسیب‌ها و آسیب پذیری‌های دنیای اسلام علاج خواهد شد.

حج، چشمهٔ جوشان فیض الهی است. یکایک شما حاجیان سعادتمند، اکنون این اقبال بلند را به دست آورده اید که در این اعمال و مناسکِ آکنده از صفا و معنویت، دل و جان را شستشویی بسزا داده، از این منبع رحمت و عزت و قدرت، ذخیره ای برای همه عمر خویش بردارید. خشوع و تسلیم در برابر خدای رحیم، تعهد به وظایفی که بر دوش مسلمانان نهاده شده است؛ نشاط و حرکت و اقدام در کار دین و دنیا؛ رحم و گذشت در تعامل با برادران؛ جرات و اعتماد به نفس در برابر حوادث دشوار؛ امید به کمک و دستگیری خداوند در همه جا وهمه چیز؛ و کوتاه سخن، ساخت و پرداخت انسانی در طراز مسلمانی را دراین عرصه الهیِ آموزش و پرورش، می توانید برای خویش تدارک ببینیدو خودِ آراسته به این زیورها و بهره یافته از این ذخیره‌ها را برای کشور خویش و ملت خویش، و در نهایت برای امت اسلامی، سوغات برید.

امت اسلامی امروز بیش از هر چیز به انسان هایی نیاز دارد که اندیشه و عمل را در کنار ایمان و صفا و اخلاص و مقاومت در برابر دشمنان کینه ورز در کنار خودسازی معنوی و روحی، فراهم سازند. این یگانه راه نجات جامعه بزرگ مسلمانان از گرفتاری هایی است که یا آشکارا به دست دشمن و یا با سستیِ عزم و ایمان و بصیرت، از زمان‌های دور در آنها فرو افتاده است.

بی شک دوران کنونی دوران بیداری و هویت یابی مسلمانان است؛ این حقیقت را از خلال چالشهایی که کشورهای مسلمان با آن روبرو شده اند نیز به روشنی می‌توان دریافت.

درست در همین شرایط است که عزم و اراده متکی به ایمان و توکل و بصیرت و تدبیر، می‌تواند ملتهای مسلمان را در این چالش‌ها به پیروزی و سرافرازی برساند و عزت و کرامت را در سرنوشت آنان رقم زند جبهه مقابل که بیداری و عزت مسلمانان را بر نمی‌تابد با همهٔ توان به میدان آمده و از همهٔ ابزارهای امنیتی، روانی، نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی برای انفعال و سرکوب مسلمانان و به خود مشغول ساختنِ آنان بهره می‌گیرد.

نگاهی به وضعیت کشورهای غرب آسیا از پاکستان و افغانستان تا سوریه و عراق و فلسطین و کشورهای خلیج فارس و نیز کشورهای شمال آفریقا از لیبی و مصر و تونس تا سودان و برخی کشورهای دیگر، حقایق بسیاری را روشن می‌سازد. جنگ‌های داخلی، عصبیت‌های کور دینی و مذهبی؛ بی ثباتی‌های سیاسی؛ رواج تروریسم قساوت آمیز؛ ظهور گروهها و جریان‌های افراط گر که به شیوه اقوام وحشی تاریخ، سینه انسان‌ها را می‌شکافند و قلب آنان را با دندان می‌درند؛ مسلّحینی که کودکان و زنان را می‌کشند و مردان را سر می‌برند و به نوامیس تجاوز می‌کنند و حتی در مواردی این جنایات شرم آور و مشمئز کننده را به نام و زیر پرچم دین مرتکب می‌شوند، همه و همه محصول نقشه شیطانی و استکباری سرویس‌های امنیتی بیگانگان و عوامل حکومتی همدست آنان در منطقه است که در زمینه‌های مستعدّ داخلی کشورها امکان وقوع می‌یابد و روز ملت‌ها را سیاه و کام آنان را تلخ می‌کنند.

یقیناً در چنین اوضاع و احوالی نمی‌توان انتظار داشت که کشورهای مسلمان، خلاء‌های مادی و معنوی خود را ترمیم کنند و به امنیت و رفاه و پیشرفت علمی و اقتدار بین المللی که برکات بیداری و هویت یابی است، دست یابند. این اوضاع محنت بار، می‌تواند بیداری اسلامی را عقیم و آمادگی‌های روحی پدید آمده در دنیای اسلام را ضایع سازد و بار دیگر، سالهای دراز، ملت‌های مسلمان را به رکود و انزوا و انحطاط بکشاند و مسائل اساسی و مهم آنان همچون نجات فلسطین و نجات ملت‌های مسلمان از دست اندازی آمریکاو صهیونیسم را به دست فراموشی بسپارد.

علاج بنیانی و اساسی را میتوان در دو جملهٔ کلیدی خلاصه کرد که هر دو از بارزترین درس‌های حج است:

اول: اتحاد و برادری مسلمانان در زیر لوای توحید

و دوم: شناخت دشمن و مقابله با نقشه‌ها و شیوه‌های او

تقویت روح اخوت و همدلی درس بزرگ حج است. در اینجا حتی جدال و درشت گویی با دیگران ممنوع است. پوشش یکسان و اعمال یکسان و حرکات یکسان و رفتار مهربان در اینجا به معنی برابری و برادری همهٔ آن کسانی است که به این کانون توحید معتقد و دلبسته اند. این پاسخ صریح اسلام به هر آن فکر و عقیده و دعوتی است که گروهی از مسلمانان و معتقدان به کعبه و توحید را از دائرهٔ اسلام بیرون بداند. عناصر تکفیری که امروز بازیچه صهیونیست‌های غدار و حامیان غربی آنان شده و دست به جنایت‌های سهمگین می‌زنند و خون مسلمانان و بی گناهان را می‌ریزند و کسانی از مدعیان دینداری و ملبسین به لباس روحانیت که در آتش اختلافات شیعه و سنی و امثال آن می‌دمند، بدانند که نفس مراسم حج، باطل کننده مدعای آنان است.

اینجانب همچون بسیاری از علمای اسلام و دلسوزان امت اسلامی بار دیگر اعلام می‌کنم که هر گفته و عملی که موجب برافروختن آتش اختلافات میان مسلمانان شود و نیز اهانت به مقدسات هریک از گروههای مسلمان یا تکفیر یکی از مذاهب اسلامی، خدمت به اردوگاه کفر و شرک و خیانت به اسلام، و حرام شرعی است.

شناخت دشمن و شیوه‌های او نیز دومین رکن است. اولا وجود دشمن کین توز را نباید به دست غفلت و فراموشی سپرد و مراسم چند باره رمی جمرات در حج، نشانهٔ نمادین این حضور ذهنِ همیشگی است. ثانیاً در شناخت دشمن اصلی که امروزه همان جبهه استکبار جهانی و شبکه جنایتکار صهیونیسم است، نباید دچار خطا شد، و ثالثاً شیوه‌های این دشمن عنود را که تفرقه افکنی میان مسلمانان و ترویج فساد سیاسی و اخلاقی، و تهدید و تطمیع نخبگان، و فشار اقتصادی بر ملتها، و ایجاد تردید در باورهای اسلامی است، باید به خوبی تشخیص داد و وابستگان و ایادی دانسته و نادانستهٔ آنان را از این راه شناسایی کرد.

دولت‌های استکباری و پیشاپیش آنان آمریکا، به کمک ابزارهای رسانه ای فراگیر و پیشرفته، چهره واقعی خود را می‌پوشانند و با دعوی طرفداری از حقوق بشر و دموکراسی، رفتاری خدعه آمیز در برابر افکار عمومی ملت‌ها در پیش می‌گیرند. آنان در حالی دم از حقوق ملت‌ها می‌زنند که ملت‌های مسلمان، هر روز بیشتر از گذشته، آتش فتنه‌های آنان را با جسم و جان خود لمس می‌کنند.

یک نگاه به ملت مظلوم فلسطین که دهها سال است روزانه زخم جنایات رژیم صهیونیستی و حامیانش را دریافت می‌کند؛ یا به کشورهای افغانستان و پاکستان و عراق که تروریسم زائیدهٔ سیاست‌های استکبار و ایادی منطقه ای آنان، زندگی را به کام ملت‌های آنان تلخ کرده است، یا به سوریه که به جرم پشتیبانی از جریان مقاومت ضد صهیونیستی، آماج کینهٔ سلطه گران بین المللی و کارگزاران منطقه ا ی آنان شده و به جنگ خونین داخلی گرفتار آمده است، یا به بحرین یا به میانمار که هر یک به نحوی، مسلمانان محنت زده مغفول و دشمنانشان مورد حمایت اند یا به ملت‌های دیگری که از سوی آمریکا و متحدانش، پی در پی به تهاجم نظامی و یا تحریم اقتصادی یا خرابکاری امنیت تهدید می‌شوند، می‌تواند چهره واقعی این سردمداران نظام سلطه را به همه نشان دهد.

نخبگان سیاسی و فرهنگی و دینی در همه جای جهان اسلام باید خود را به افشای این حقایق، متعهد بدانند این وظیفهٔ اخلاقی و دینی همهٔ ما است. کشورهای شمال آفریقا که متاسفانه امروز در معرض اختلافات عمیق داخلی قرار گرفته اند بیش از همه باید به این مسئولیت عظیم، یعنی شناخت دشمن و شیوه‌ها و ترفندهایش، توجه کنند. ادامهٔ اختلافات میان جریان‌های ملی و غفلت از خطر جنگ خانگی در این کشورها، خطر بزرگی است که خسارت آن برای امت اسلامی به این زودی‌ها جبران نخواهد شد.

ما البته تردید نداریم که ملت‌های به پا خاستهٔ آن منطقه که بیداری اسلامی را تجسم بخشیدند باذن الله اجازه نخواهند داد که عقربهٔ زمان به عقب برگردد و دوران زمامداران فاسد و وابسته و دیکتاتور تکرار شود، لیکن غفلت از نقش قدرتهای استکباری در فتنه انگیزی و دخالتهای ویرانگر، کار آنان را دشوار خواهد کرد و دوران عزت و امنیت و رفاه را سالها به عقب خواهد افکند. ما به توانایی ملت‌ها و قدرتی که خداوند حکیم در عزم و ایمان و بصیرت توده‌های مردم قرار داده است، از اعماق دل باور داریم و آن را در بیش از سه دهه در جمهوری اسلامی ایران، به چشم خود دیده و با همهٔ وجود خود آزموده ایم؛ همت ما، فراخوان همهٔ ملت‌های مسلمان به این تجربه برادرانشان در این کشور سرافراز و خستگی ناپذیر است.

از خداوند متعال صلاح حال مسلمانان و دفع کید دشمنان را خواستارم و حج مقبول و سلامت جسم و جان و ذخیرهٔ سرشار معنوی را برای شما حجاج بیت الله الحرام مسالت می‌کنم.

والسلام علیکم و رحمة الله

سیّد علی خامنه ای

پنجم ذی الحجه 1434 مصادف با 19 مهر ماه 1392

عكس پدر روی جلد دفتر پسر

پسر شهید مصطفی احمدی‌روشن دفتری با عکس پدر شهیدش را در دست گرفته است.

اولین جمله رهبر انقلاب بعد از دیدن راوی کتاب «لشکر خوبان» چه بود

«آمدید آقای رضایی؟!» این اولین جمله‌ رهبر انقلاب بود بعد از دیدن راوی کتاب، سردار حاج مهدی‌قلی رضایی. بعد از سخنرانی هم آقای نصیراوغلی با ویلچیر رفتند جلو برای سلام و علیک. آقا فرمودند خانمِ شما با این همه کار به شما هم می‌رسند؟

خبرستان : «لشکر خوبان» اسم کتاب نیست؛ اسم لشکر شهیدمهدی باکری است. لشکر اولین جمله رهبر انقلاب بعد از دیدن راوی کتاب «لشکر خوبان» چه بود31 عاشورا هنوز هم هست. جایی در شهر تبریز پادگانی دارد و در کشاکش مأموریت‌های قرارگاه حمزه ـ شمال غرب ـ حسابی فعال است. برای فهمیدن چند و چون ماجرای کتاب‌ و آن تعداد از 430 شخصیتی که در کتاب هستند و شهید نشده‌اند به تبریز رفتیم.

 

همرزمان مهدی‌قلی رضایی (راوی کتاب) در محل استقرار ما که همان پادگان سپاه عاشورا باشد دور هم جمع شده بودند. فضا و شوخی‌ها جنس روزهای جنگ بود. جمعِ یک‌دستی که از گزند حوادث و رخدادهای این بیست سال خودشان را نگه داشته‌اند و تنها فرق‌شان با آن روزها سفیدی موها و محاسن است. محور جالب این اتحاد هم فرمانده‌شان بود. فرمانده و نیروهایش هنوز با هم جلسات دارند. به هم سر می‌زنند؛ هیات می‌گیرند؛ سینه‌زنی می‌کنند. وقتی قرار به گفت‌وگو با اهالی لشکر می‌شود، همه گوش به فرمان فرمانده‌شان هستند.

 

مصاحبه‌های گروهی کار چندان راحتی نیست. همه به محافظه‌کاری می‌افتند و جواب‌ها زنده و واقعی نمی‌شود. برای شکستن این جو گفتیم کَل بیاندازیم بین جماعت میزبان. یک دفعه پرسیدم چه کسی غواصی‌اش از بقیه بهتر بود؟! هیچ کس چیزی نگفت! چند دقیقه همه با لبخند به هم نگاه می‌کردند. یکی از جوان‌ترهاشان درآمد که: حاج مهدی‌قلی رضایی! بعد همه با هم گفتند مهدی‌قلی رضایی. او سر ضرب گفت: آن‌ها که از هور گذشتند از همه بهتر بودند. پرسیدم که کی رد شد؟ فرمانده گفت: آن‌ها که شهید شدند! بین این جماعت کَل‌کَل نمی‌افتد. همه پشت هم درمی‌آمدند. یک بار دیگر پرسیدم نسبت شما با جناب رضایی چیست؟ دو سه نفری گفتند ما محافظان سردار رضایی هستیم.

 

گفتیم هر یک از دوستان و همرزمان مهدی‌قلی رضایی در مورد لشکر خوبان جمله‌ای بگوید. چند نفری تعریف کردند. یکی از بچه‌ها گفت: من می‌خواهم کتاب را نقد کنم و جمله‌ای از اشکالات کتاب بگویم! بعد اشاره کرد که اشکال بزرگ کتاب در این است که مهدی‌قلی از رشادت‌های خودش نگفته است؛ همین و بس! گفت ما از خوبی‌ها و بزرگی‌های رضایی بیشتر از این‌ها می‌دانیم. بعد اضافه کرد: من البته این را هم بگویم که اگر کسی از مخاطبان شما ایراد و اشکال دیگری از کتاب یافت، باید بداند که بخش زیادی از گفت‌وگوهای خانم سپهری با جناب رضایی در بیمارستان انجام شده و این در حالی بود که از شدت عوارض مجروحیت امیدی به ماندنش نبود.

 

رفتیم خانه‌ی خانم سپهری (نویسنده‌ی کتاب). همسرش آقای ایوب نصیر اوغلی با ویلچیر آمده بود دم در به خوشامد. خانه‌ی مصفایی داشتند و باغچه‌ی زیبایی که حاصل ذوق همین آقای همسر است. مصاحبه که شروع شد و دوربین‌ها را که کاشتند خانم سپهری انگار کمی ناخرسند شد. گفت می‌شود خیلی فیلم از بنده نگیرید؟! معلوم شد که به رئیس دانشگاهش قول داده که خوب درس بخواند و کمتر به کارهای دیگر بپردازد. می‌گفت فیلم زیاد از من پخش نکنید تا فکر نکنند زده‌ام زیر قولم.

 

به اتاق کار معصومه سپهری که رفتیم کتابخانه پر و پیمانی داشت از کتاب‌های ادبیات مقاومت والبته فلسفه. گوشه‌ی دیوار کنار میزش هم یک بیت شعر به نستعلیق نمکینی نوشته بود:

بهر امتحان ای دوست گر طلب کنی جان را / آن‌ چنان برافشانم کز طلب خجل مانی

 

برنامه بعدی ما در تبریز دیدار با خانواده و خصوصاً مادر سردار رضایی بود. به منزل آقای رضایی رفتیم. مادرش پیرزنی مهربان و خوش‌بیان بود که غیر از زبان ترکی نمی‌دانست. این بود که زحمت گفت‌وگوی با ایشان را سرکار خانم سپهری کشید. نویسنده‌ی دو کتاب پرشمارگان دفاع مقدس این‌قدر در کارش زبده هست که معطل سؤال‌های ما نماند. اما از مادر سردار پرسیدم آقا پسر چقدر شما را اذیت کردند؟ مکثی کرد. در حالی که انگار این بیست، سی سال را یک بار دیگر مرور می‌‌کند گفت: هیچی! بعد گفت من ملافه‌های سفیدی زیر مهدی می‌گذاشتم که جایش تمیز باشد. هر وقت که این ملافه‌ها خونی و عفونی می‌شد، می‌بردم با دست می‌شستم و در هوای تبریز همیشه سرد، آن‌ها را پهن می‌کردم تا خشک شود. همیشه مراقب بودم این پارچه‌ها روی زمین نیافتد. برای من این ملافه‌های خونی شده از خون فرزند جانبازم حرمت داشت. روز آخری هم که آن ملافه‌ها را جمع کردم و مهدی بهبود یافت و از تخت برخاسته بود، دوباره ملافه‌ها را شستم و گذاشتم کنار. همین پارچه‌ها را قنداق دو پسرش کردم که چند سال بعد به دنیا آمدند!

 

مهدی‌قلی رضایی آدم کم‌حرفی است. از آن دست آدم‌ها که تا اصرار نکنی قاطی نمی‌شود و با سکوت گوشه‌ای می‌نشیند. اما این سفر و حواشی آن جای خوبی برای یک دو تا خلوت حسابی با او بود. یک بار که کنارش نشسته بودم پرسیدم: شما جانباز 70 درصد هستید، در 15 عملیات شرکت کرده‌اید و در واقع شهید زنده‌اید. سری تکان داد که یعنی نه انگار! سؤالم را ادامه دادم که مگر می‌شود کسی زنده از میان این همه آتش بیرون بیاید؟ درآمد که همانی است که احمد کوچولو (شهید احمد یوسفی‌منیر) برایم نوشت. اگر در این راه ثابت قدم بمانم. شاید باید امتحانم تمام بشود ولی:

بهر امتحان ای دوست گر طلب کنی جان را / آن‌ چنان برافشانم کز طلب خجل مانی

 

فهمیدم خانم سپهری این بیت را از مهدی‌قلی رضایی وام گرفته و به دیوار نصب کرده است. روز دوم حضور گروه مستندساز در تبریز با نویسنده و راوی خاطرات راهی گلزار شهدای شهر شدیم. جایی که خیلی آدم‌های کتاب در آن‌جا دور هم جمعند. تک به تک افراد و قصه‌هاشان را دوباره شنیدیم. جالب بود که در شناخت و معرفی شهدای آذربایجان، خانم سپهری کم از جناب رضایی نبود. این‌قدر در طول این بیست سال از جنگ دانسته و نوشته است که خودش یک تنه بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس استان است.

 

خانم سپهری گفت این سردار رضایی ما خیلی متأثر نمی‌شود. اما اگر در این گلزار یک جا پایش سست شود سر مزار شهید احمد یوسفی‌منیر است. دوربین‌های‌تان آماده باشد. یک دوربین جلوتر رفت. دوربین روی پایه هم از عقب‌تر مترصد نشسته بود. جناب رضایی به قبر احمدکوچولو که رسید سرش را زیر انداخت. یکی دو بار دور آن چرخید و انگار چیزی زیر لب زمزمه ‌کرد. القصه زیارت زنده‌‌گان زنده‌ترمان کرد.

 

روز دوشنبه پانزدهم مهر ماه تعدادی از افراد مرتبط با کتاب لشکر خوبان به تهران آمدند. هم برای دیدار و نماز جماعت با رهبر انقلاب. هم برای حضور در مراسمی که قرار بود بخشی از دست‌نوشته‌ی رهبر انقلاب در طی آن رونمایی و اهدا گردد. مدعوین دیدار دو خانواده بودند و چند مرد جنگی. خانواده آقای رضایی و خانواده خانم سپهری به اضافه تعدادی از همرزمان برادر رضایی. وقتی رسیده بودند دم در دل توی دل‌شان نبود. کمی مانده بود به اذان که وارد محل برگزاری دیدار شدند و برای نماز آمده شدند.

 

دیدار روز دوشنبه در واقع پس دادن بازدید رهبر انقلاب از لشکر 31 عاشورا بود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پیش از این یک بار در سال 67 برای بازدید از مناطق عملیاتی به مقر لشکر خوبان در نزدیکی دزفول رفته بودند و این دیدار به عبارتی پس دادن آن بازدید بود بعد از بیست و پنج سال.

 

 

 

«آمدید آقای رضایی؟!» این اولین جمله‌ رهبر انقلاب بود بعد از دیدن راوی کتاب، سردار حاج مهدی‌قلی رضایی. بعد از سخنرانی هم آقا نصیراوغلی با ویلچیر رفتند جلو برای سلام و علیک. آقا فرمودند خانمِ شما با این همه کار به شما هم می‌رسند؟ می‌خواستم توضیح بدهم که همسر خانم سپهری در ماه دوم حضور در جبهه از ناحیه‌ی نخاع مجروح شده و بعد از بازگشت به درس‌هایش ادامه داد تا پزشک عمومی شد. خانم سپهری هم در همه‌ی این سال‌ها در کنار مراقبت از همسر و مادری یک پسر، نویسندگی را هم به شکل جدی پی گرفته و از درس و بحث هم غافل نمانده است و الان دانشجوی دکترای فلسفه است.

 

رهبر انقلاب به آقایان لشکر 31 عاشورا خیر مقدم گفتند و از دیدارشان اظهار خوشحالی کردند. بعد هم درباره کتاب، زحمات نویسنده و ارزش کار گوینده خاطرات به تفصیل سخن گفتند. ارزش‌‌ها و مزیت‌های آن را برشمردند و مثل یک منتقد از چند زاویه درباره اینگونه از ادبیات سخن گفتند. جالب بود که چند نفر از اهالی همین لشکر کتاب‌های کوچک و بزرگی از خاطرات‌شان را که به تازگی تألیف و تدوین کرده بودند با خودشان آورده بودند.

از بخش‌های جذاب دیدار هم یادآوری رهبر انقلاب از شعر «غواصلارِ» کتاب بود که یکی از رزمنده‌ها آن را کامل خواند. شعری که به نوعی روضه‌ای است در رثای شهادت غواصانی که بدون صدا و مظلومانه در زیر آب شهید شدند. اشک حضار و صدای رهبر انقلاب در همراهی شعر فضای باصفایی ایجاد کرده بود.

 

بعد از اتمام دیدار از رضایی که آرام‌تر از دو سه روز پیش به نظر می‌رسید پرسیدم چه خبر؟ گفت آقا طوری با من سخن گفتند که انگار من را سال‌هاست می‌شناسند. من فکر می‌کنم تصویرسازی‌های این کتاب باعث شد رهبر معظم انقلاب این‌قدر سریع بنده را به جا بیاورند.

 

قرار قبلی این بود که بعد از این دیدار، طی برنامه‌ای در حضور رسانه‌ها، پیشکسوتان جنگ و جهاد و نویسندگان و هنرمندان و دیگر مردم عادی در سالن غدیر وزارت کشور برگزار شود.

 

معصومه سپهری بعد از کتاب نورالدین پسر ایران، این دومین بار بود که برای دریافت تقریظ رهبر به تهران آمده بود در حرف‌های ابتدای مراسم گفت این اتفاق برای من تحقق وعده الهی بود که «ان تنصروا الله ینصرکم» خدا را شکر می‌کنم. او در ادامه از تردیدهای بزرگ زندگی‌اش گفت که از سال‌های نوجوانی‌اش آغاز شده بود. و از 18 سال پیش یاد کرد که با صدای مرد بزرگی به نام مهدی قلی رضایی آشنا شد. گفت عزت یافتن کتاب به خاطر مظلومیت غریبی است که شهدای اطلاعات و عملیات دارند و این چه رازیست که خون یک شهید یاد و راه او را زنده نگه می دارد؟ او گفت امید من قلم‌های جوانی است که باهوش و جسورنده و مطمئنم کارهای تا کنون را به بهترین شکل ادامه خواهند داد.

 

سخنران بعدی جناب علیرضا مختارپور بود که به سبک ارائه‌ی مقاله‌های کاربردی در همایش‌ها دو مشخصه بارز کتاب را گفت و برای جای جای حرف‌هایش شاهد مثالی از کتاب آورد. آقای مختارپور از دوازده ویژگی که برای کتاب لشکر خوبان احصاء کرده بود، به بیان دو ویژگی «استفاده از عنصر طنز» و «رشد شخصیتی رزمندگان» پرداخت. از آن‌جا ایشان در حوزه‌ی مولوی و حافظ صاحب تألیف و تحقیق است، سخنانش را با استناد به این دو رند عالم‌‌گیر لطیف‌تر ارایه کرد.

 

چهره دیگر دعوت شده به جایگاه حسن رحیم‌پور ازغدی بود. او خودش غواص اطلاعات و عملیات جنگ بوده است. تا بسم‌الله گفت، گفت می‌خواهم از یک نقطه ضعف بزرگ انقلاب اسلامی حرف بزنم. چرا ما نمی‌توانیم این حادثه‌های بزرگی که در انقلاب‌مان اتفاق افتاده است را به آثار هنری درخوری تبدیل کنیم؟ چرا ما فیلم و رمان و داستان به اندازه‌ای که باید در مورد جنگ خلق نکرده‌ایم؟ بعد اشاره کرد به دوره‌های مختلفی که بعد از جنگ از سر گذرانده‌ایم. اقراری هم کرد و گفت هیچ یک از این کتاب‌های خاطره رزمندگان را تا آخر نخوانده‌ام. دلیلش هم این بود که: بخشی از آن‌ها را که اوایل دیدم جاذبه‌های هنری و روایی نداشت و نقل رخدادهایی بود که خودمان دیده بودیم. اما بعد که تیراژ بالای این کتاب‌ها را دیدم پیش خودم گفتم باید ببینیم چیست. دلیل بعدی هم حساسیت در حد وسواس رهبر انقلاب روی این کتابها بود. ایشان از دوران ریاست جمهوری‌شان در مورد لزوم تولید و خلق رمان و سینمای انقلاب پرپر زده بودند و 25 سال قبل در نقل قولی عنوان کردند که بدون رمان نمی توان به آینده انقلاب فکر کرد. من بر این باورم امروز هم اگر خاطرات دفاع مقدس را ننویسیم تاریخ آن‌ها را با باد خواهد برد و نسل‌های بعد باید برای آشنایی با این موضوع از نو شروع کنند و حتی خاطرات کسانی را بخوانند که در دفاع مقدس نبوده‌اند و یا خاطرات‌شان بوی ضدیت با جنگ را می‌دهد.

 

دست‌نوشته‌ی رهبر انقلاب با حضور نویسنده و راوی کتاب رونمایی شد و بعدحرف‌های راوی کتاب جناب مهدی‌قلی رضایی حسن ختام شد. در دقایق پایانی برنامه و وقتی نوبت به سردار رضایی رسید از حضور و زحمات افراد و خصوصاً مقامات نظامی بلندپایه‌ای که به احترام آمده بودند تشکر کرد. بعد هم فقط یک خاطره گفت. همان خاطره ضمانت شفاعت کردن را. همرزمش احمد کوچولو را معرفی کرد و بعد گفت احمد زیر ضمانت شفاعت من در آن دنیا نوشت به شرطی که در این مسیر ثابت قدم بماند.

از در که بیرون زدیم یکی از خبرنگاران پُرکار تلویزیونی پرسید به نظرت علت برگزاری این برنامه چه بوده است؟ ما رسانه‌ای‌ها عادت کردیم که رخدادها را یا با تقویم تطبیق بدهیم یا با رخدادهای دیگر مرتبط کنیم. و من به این فکر می‌کردم که در این وانفسای روزگار، کدام علت مهم‌تر از زنده نگهداشتن این حماسه‌ها و حماسه‌گران تاریخ انقلاب و دفاع مقدس وجود دارد؟

اطلاعیه نیروی زمینی سپاه درباره شهادت 5 تن از نیروها

روابط عمومی نیروی زمینی سپاه در اطلاعیه‌ای، با تائید خبر شهادت 5 تن از بسیجیان کُرد سپاه بانه در درگیری با ضد انقلاب، جزئیاتی از این خبر را تشریح کرد.

اطلاعیه نیروی زمینی سپاه درباره شهادت 5 تن از نیروها

خبرستان، روابط عمومی نیروی زمینی سپاه در این اطلاعیه اعلام کرد: در پی وقوع درگیری بین رزمندگان اسلام با عوامل ضدانقلاب در منطقه مرزی بانه در استان کردستان، تعداد 5 تن از بسیجیان کُرد بومی این منطقه به فیض شهادت نائل آمدند.

 

این درگیری در نزدیکی روستای ساوان شهرستان بانه در استان کردستان روی داد و 2 نفر دیگر نیز مجروح و به بیمارستان منتقل شدند.

 

مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر مطهر این شهدا صبح امروز (جمعه) با حضور مردم قدرشناس و ولایت مدار کردستان برگزار شد

این چه اطلاعاتی است که منافقین دارند ولی سیا ندارد؟

/واکنش کارشناسان ارشد نزدیک به آژانس به ادعاهای جدید منافقین/ کارشناسان نزدیک به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تازه‌ترین ادعای منافقین درباره برنامه هسته‌ای ایران را رد کردند.
این چه اطلاعاتی است که منافقین دارند ولی سیا ندارد؟ خبرستان کارشناسان نزدیک به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تازه‌ترین ادعای منافقین درباره برنامه هسته‌ای ایران را رد کردند.

"مهدی ابریشمچی" ریيس شورای ملی مقاومت (شاخه سیاسی منافقین) روز گذشته (پنج‌شنبه، 18 مهر 1392 (10 اکتبر 2013) با برگزاری یک کنفرانس خبري در هتل ناپولین پاریس ادعا کرد ایران در حال انتقال یکی از مراکز ساخت سلاح هسته‌ای خود به مکانی دیگر است.

ابریشمچی همسر سابق "مریم رجوی" است که با اجبار همسر خود را طلاق داد تا وی بتواند با "مسعود رجوی" ازدواج کند.

ابریشمچی اعلام کرد: حکومت ایران، اکنون عملیات گسترده‌ای را برای انتقال سازمان تحقیقات جدید دفاعی(SPND) که در آن اکثر عملیات تحقیقاتی و طراحی برنامه هسته‌ای نظامی این کشور انجام می‌شود، برای مخفی کردن فعالیت‌های هسته‌ای اجرا می‌کند.

به گفته وی، سازمان جدید تحقیقات دفاعی که در محل ساختمان وزارت دفاع در شرق تهران قرار داشت به سه کیلومتری آن‌جا و در یک محل دیگر منتقل شده است.

ابریشمچی افزود: کار انتقال در اوایل سپتامبر آغاز شد و هنوز پایان نیافته است اما بخش اصلی انتقال انجام شده است. ما روز گذشته ( چهارشنبه) آژانس را در این خصوص آگاه کردیم.

وی تصریح کرد: مرکز سابق ، فعالیت‌های هسته‌ای را که می‌تواند با کاربرد دوگانه نظامی یا غیر نظامی تلقی شود حفظ کرده است تا کارها را عادی جلوه دهد.

به گفته وی مرکز جدید، فعالیت‌های کاملا نظامی را در خود متمرکز کرده است.

ابریشمچی در توضیح گفت: به این ترتیب، در صورت بازرسی، مقامات ایرانی مدعی خواهند شد گزارش‌هایی که به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره تحقیقات هسته‌ای نظامی داده شده است نادرست است.

ادعاهای جدید منافقین یک هفته پیش از ازسرگیری گفتگوها بین ایران و گروه 1+5 در ژنو مطرح می‌شود.

ابریشمچی فهرستی از حدود 100 نام شامل مدیران، کارشناسان و پژوهشگران سازمان تحقیقات جدید دفاعی را که به "مژده" نیز موسوم است و مدیریت آن در اختیار محسن فخری زاده قرار دارد ارائه کرد.

به گفته وی، این فرد سال 2011 به عنوان معاون وزیر دفاع منصوب شد.

مهدی ابریشمچی گفت: سازمان تحقیقات جدید دفاعی از یک سال و نیم پیش به طور قابل ملاحظه‌ای گسترش یافته و به سازمانی مستقل در درون وزارت دفاع تبدیل شده است.

در همین حال، بیش از یک ساعت از به اصطلاح افشاگری منافقین نگذشته بود که کارشناسان نزدیک به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در وین این ادعاها را رد کردند.

"نیکلا وینوکور" و "فردریک دال" روز پنج‌شنبه در گزارشي برای خبرگزاری "رویترز" از وین و پاریس از قول "مارک فیتزپاتریک "کارشناس هسته‌ای ارشد نزدیک به آژانس نوشتند: اتهامات شورای ملی مقاومت ایران معتبر نیست.

فیتزپاتریک گفت: اگر شورای ملی مقاومت ایران درباره مرکز برنامه‌ریزی و تحقیقات نظامی هسته‌ای در ایران اطلاعات دارند قطعا سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) نیز در این باره اطلاع دارد با این حال هیچ گزارش افشا شده یا اشاره علنی به این مسئله نشده است.

هیچ لنگ کفشی به طرف رئیس جمهور پرتاب نشده بود/ خاتمی اگر دنبال ترور هست به اطرافیانش نگاه کند

محمد جواد لاریجانی در خصوص اظهار نظر خاتمی درباره ترور گفت:خاتمی کافی است به دوستان اطراف خود نگاه کند، ببیند چند نفر از باند مهدی هاشمی معدوم در کنارش هستند.

خبرستان:محمد جواد لاریجانی ، در خصوص حواشی استقبال از رئیس جمهور در بازگشت از نیویورک و افراطی خواندن این حواشی و ربط آن به موضوع ترور گفت: این که در کشور ما رابطه با آمریکا مخالف داشته باشد، عجیب نیست؛ آمریکا دشمن ماست و عده ی زیادی با آمریکا دشمن هستند.

هیچ لنگ کفشی به طرف رئیس جمهور پرتاب نشده بود/ خاتمی اگر دنبال ترور هست به اطرافیانش نگاه کند

وی ادامه داد: آن جوری که از مقام‌های امنیتی تحقیق کرده ام، هیچ عملی به اسم پرتاب لنگ کفش در دوربین ها نبوده است.

 

دبیر ستاد حقوق بشر قوه‌ قضاییه با اشاره به دروغ پراکنی بی بی سی فارسی در این مورد، افزود: ما به چیزهایی که سایت های خارجی می‌گویند اتکا نمی کنیم و من به گزارش نیروهای امنیتی و اطلاعاتی خودمان اعتماد دارم.

 

لاریجانی بیان داشت: من فکر می کنم باید ظرفیت خودمان در تحمل انتقادات را بالا ببریم و خوشبختانه روحانی این منطق را قبول دارد.

 

وی ادامه داد: بچه های دانشجوی ما هم نسبت به رابطه با آمریکا حساس هستند و فریاد هم می زنند، این چیز بدی نیست؛ بلکه برای دولت ما نکته ی مثبتی است که باید به آمریکایی ها بگویند همین مقدار هم روی خوش به شما نشان داده ایم، کسی برای ما فرش قرمز پهن نمی کند.

 

این کارشناس مسائل سیاسی در خصوص اظهار نظر خاتمی مبنی بر افراطی خواندن این اقدامات و کشاندن آن به موضوع ترور گفت: آقای خاتمی خودش فرهیخته است، کافی است به دوستان اطراف خودش نگاه کند، ببیند چند نفر از باند هاشمی معدوم در کنارش هستند.

 

لاریجانی افزود: خاتمی اگر دنبال ترور هست، آن ها را کشف کند؛ آن وقت می فهمد که تروریست ها کجا لانه کردند.

تروریسم مشکل جدی جهان است

رئیس مجلس شورای اسلامی برخورد تاکتیکی با تروریسم را مشکل جدی برای جامعه جهانی خواند و افزود: حل و فصل مسائل جهان از طریق گفتگوهای سیاسی بهترین راهکار خواهد بود.

خبرستان : "علی لاریجانی" امروز(پنجشنبه 18 مهر)، در جمع خبرنگاران گفت: ابتدا روز استقلال کرواسی را به ملت دوست کرواسی، دولت و پارلمان این کشور تبریک می‌گویم.تروریسم مشکل جدی جهان است

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ما در معیت برخی دوستان از پارلمان ایران به دعوت آقای لکو به کرواسی سفر کردیم گفت: از دوست عزیزم آقای لکو تشکر می‌کنم.

وی با بیان اینکه ایران و کرواسی ریشه‌های عمیق تاریخی با یکدیگر دارند، تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران جزو اولین کشورهایی بود که از ابتدای استقلال کرواسی این کشور را به رسمیت شناخت.

عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور مجلس نهم با بیان اینکه ما در طول زمان‌های مختلف همکاری‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی با کرواسی داشته‌ایم، تاکید کرد: مذاکرات امروز من با آقای لکو بسیار شفاف و سازنده بود. ما در زمینه گسترش همکاری‌های اقتصادی، پارلمان، فرهنگی و سیاسی مذاکره داشتیم.

وی با بیان اینکه در جلسه امروز همچنین درباره نگرانی‌های منطقه از جمله تروریسم مذاکراتی داشتیم، تصریح کرد: ما بر این باوریم که نباید با تروریست تاکتیکی برخورد شود زیرا تروریست مشکل جدی جهان است.

براساس اين خبر به نقل از خانه ملت؛ لاریجانی با بیان اینکه در جلسه امروز به این هم‌اندیشی رسیدیم که حل و فصل مسائل دنیا از طریق گفتگوهای سیاسی قابل انجام است، گفت: علاوه بر این امروز در زمینه مذاکرات هسته‌ای اطلاعات خوبی را به همتای کروات خود دادم.

وی تاکید کرد: امیدواریم این مذاکرات به استفاده از انرژی‌های کشورهای مختلف برای حل و فصل مسائل بین‌المللی و منطقه‌ای کمک کند.

لاریجانی با بیان اینکه امروز از آقای لکو دعوت کردم تا سفری به ایران داشته باشد، گفت: ما در تلاشیم تا مذاکرات انجام شده در جلسه امروز را ادامه داده و پیگیری کنیم.

در ادامه این نشست خبری یوسیپ لکو رئیس پارلمان کرواسی با بیان اینکه از گفتگو با آقای لاریجانی بسیار خوش‌وقت شدم، گفت: طی صحبت‌های امروز بر گسترش همکاری‌های دوجانبه بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری کرواسی تاکید شد.

وی با بیان اینکه مذاکرات امروز بسیار شفاف و دوستانه بود، گفت: من ارزش زیادی برای صحبت‌های آقای لاریجانی قائلم.

رئیس مجلس کرواسی: اراده ایران برای تعامل با جامعه جهانی آشکار است

لکو با بیان اینکه ما در نشست امروز نظرات جمهوری اسلامی ایران را از زبان رئیس مجلس این کشور شنیدیم، تصریح کرد: در جلسه امروز ما از اراده ایران برای تعامل با جامعه جهانی به‌عنوان یک کشور مستقل و دموکراتیک آگاه شدیم.

وی با تاکید بر همکاری‌های دوجانبه بین ایران و کرواسی تاکید کرد و گفت: علاقه‌مندیم در حوزه‌های اقتصاد، تجارت، فرهنگ و ورزش و حوزه‌های دیگر با ایران همکاری نزدیک داشته باشیم.

رئیس مجلس کرواسی یادآور شد: در جلسه امروز بر گسترش همکاری‌های دو مجلس تاکید کردیم و آقای لاریجانی از من برای سفر به ایران دعوت کرد که من هم قبول کردم.

وی با اشاره به اینکه گفتمان بین کشورها جایگزین ندارد، تصریح کرد: گفتگو بهترین سیاست و اقدام برای حل و فصل مسائل خواهد بود.

۲۰ تهدید پیشرفت علمی ایران از نگاه رهبری

به عنوان اصلی‌ترین پایه "ساخت قدرت درونی" از نگاه رهبر انقلاب منتشر شد.
خبرستان: ۲۰ آسیب و تهدید در مسیر پیشرفت علمی ایران به عنوان اصلی‌ترین پایه "ساخت قدرت درونی" از نگاه رهبر انقلاب منتشر شد.
۲۰ تهدید پیشرفت علمی ایران از نگاه رهبری
به گزارش پایگاه‌ اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری، تولید علم، عبور از مرزهای دانش، شکل‌گیری چرخه علمی و مفاهیمی از این دست همواره از جمله اساسی‌ترین خطوط ادبیات گفتمانی رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌خصوص در سالیان اخیر بوده است. ایشان پیشرفت علمی کشور را یکی از اصلی‌ترین پایه‌های "ساخت مستحکم درونی" کشور دانسته و در این راستا همواره آسیب‌ها و تهدیدات پیشِ‌رو را با مردم، نخبگان و مسئولین در میان گذاشته‌اند تا با برنامه‌ریزی دقیق و رفع مشکلات، روند رو به جلوی کشور در این عرصه مهم حفظ و تقویت شود.

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب «مهم‌ترین آسیب‌ها و تهدیدات در مسیر پیشرفت علمی ایران» در بیانات آیت‌الله العظمی خامنه‌ای را در چهار محور فرهنگ علمی، مسائل آموزشی، سیاست‌گذاری و مسائل زیرساختی، مسائل گفتمانی و تبلیغی فهرست‌وار آورده است.

20 آسیب و تهدید در مسیر پیشرفت علمی ایران
زمینه     آسیب/ تهدید
فرهنگ علمی     1- تحجّر و جزمی‌گرایی در محیط علمی

2- مهمل‌گویى در مسائل علمی به‌نام نوآوری
3- اعتقاد به نظریات غربی به‌عنوان متون مقدس و خدشه نکردن در آنها

4- توجه نکردن به داشته‌های خود و ترجمه‌گرایی در علوم
5- وابستگی به غرب در مسئله علم

6- دور شدن جوانان دانشجو از فرهنگ خطرپذیری
مسائل آموزشی     7- نبود توازن عادلانه و منطبق با نیازها در برنامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ریزى رشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى علمى

8- رشد کمّی نامطلوب دانشجویان علوم انسانی بدون توجه به کار بومی
9- تغییر ندادن سرفصل برخی از علوم به‌علت نبود جرأت مناقشه

10- گسترش روحیه مدرک‌گرایی در دانشگاه
11- دوری از تعمق و تحقیق در نظام آموزشی و تأکید بر حفظ‌محورى
سیاست‌گذاری و
مسائل زیرساختی     12- نبود چرخه‌ علمى و تکمیل نبودن زنجیره کار علمی، فناوری، تولید و بازار

13- ناهماهنگی در بخشهاى مرتبط با دانش و فناورى
14- دوری فضای مقاله‌های علمی از نیازهای کشور و جهت‌دهی به کارها براساس نیاز بازارهاى غربى

15- کند شدن سرعت حرکت علمی کشور
16- صیانت نکردن از دستاوردهای علمی و عقب‌نشینی در برابر تهدیدات دشمن

17- محروم شدن ملت از استعدادهای درخشان با فرار مغزها
مسائل گفتمانی و تبلیغی     18- برنامه‌ریزی دشمن برای دین‌زدایی و علم‌زدایی از دانشگاه

19- کشیده شدن دانشگاه‌ها به مسائل پوچ و غفلت از گفتمان پیشرفت علمی کشور
20- یأس‌آفرینى و منفى‌بافى درباره حرکت عظیم علمی کشور

**فرهنگ علمی:

* تحجّر و جزمی‌گرایی در محیط علمی

یکى از وظایف مهم دانشگاه‌ها عبارت است از نواندیشى علمى. مسأله تحجّر، فقط بلاى محیط‌هاى دینى و افکار دینى نیست؛ در همه محیط‌ها، تحجّر، ایستایى و پایبند بودن به جزمى‌گرایی‌هایى که بر انسان تحمیل شده ــ بدون این‌که منطق درستى به‌دنبالش باشد ــ یک بلاست. آنچه که براى یک محیط علمى و دانشگاهى وظیفه آرمانى محسوب مى‌شود، این است که در زمینه مسائل علمى، نواندیش باشد. معناى واقعى تولید علم این است. تولید علم، فقط انتقال علم نیست؛ نوآورى علمى در درجه اوّلِ اهمیت است. 1379/12/09

* مهمل‌گویى در مسائل علمی به‌نام نوآوری

در هر زمینه‌اى، کسانى که از دانشى برخوردار نیستند، اگر بخواهند به‌خیال خودشان نوآورى کنند، به مهمل‌گویى مى‌افتند. ما در زمینه برخى از علوم انسانى و معارف دینى این را مى‌بینیم. آدمهاى ناوارد بدون این‌که از ذخیره و سواد کافى برخوردار باشند، وارد میدان مى‌شوند و حرف مى‌زنند و به‌خیال خودشان نوآورى مى‌کنند؛ که در واقع نوآورى نیست، مهمل‌گویى است. بنابراین در زمینه مسائل علمى، من این را توصیه نمى‌کنم. 1379/12/09

* اعتقاد به نظریات غربی به‌عنوان متون مقدس و خدشه نکردن در آنها

تهاجم فرهنگىِ بزرگ‌تر این است که اینها [غربی‌ها] در طول سالهاى متمادى به مغز ایرانى و باور ایرانى تزریق کردند که تو نمى‌توانى؛ باید دنباله‌روی غرب و اروپا باشى. نمى‌گذارند خودمان را باور کنیم. الآن شما اگر در علوم انسانى، در علوم طبیعى، در فیزیک و در ریاضى و غیره یک نظریه علمى داشته باشید، چنانچه برخلاف نظریات رایج و نوشته شده دنیا باشد، عده‌اى مى‌ایستند و مى‌گویند حرف شما در اقتصاد، مخالف با نظریه فلانى است؛ حرف شما در روان‌شناسى، مخالف با نظریه فلانى است. یعنى آن‌طورى که مؤمنین نسبت به قرآن و کلام خدا و وحى الهى اعتقاد دارند، اینها به نظرات فلان دانشمند اروپایى همان اندازه یا بیشتر اعتقاد دارند! جالب این‌جاست که آن نظریات کهنه و منسوخ مى‌شود و جایش نظریات جدیدى مى‌آید؛ اما اینها همان نظریات پنجاه سال پیش را به‌عنوان یک متن مقدس و یک دین در دست مى‌گیرند! 1383/04/17

* توجه نکردن به داشته‌های خود و ترجمه‌گرایی در علوم

در رشته‌هاى گوناگون علوم انسانى؛ ادبیات، فلسفه، تاریخ و هنر ما خیلى سابقه داریم. بعضى از علوم انسانى دیگر هم هست که اگرچه از غرب آمده، اما اگر درست دقت کنیم، خمیرمایه آن که عبارت از عقلانیت و تجربه‌گرایی است، از تفکر و روح ایرانى ــ اسلامى است. اروپاى خرافاتى نمی‌توانست زیست‌شناسى و اقتصاد و مدیریت و روان‌شناسى و جامعه‌شناسى را به این شکل تنظیم کند. این، سوغات تفکر علم‌گرایى و تجربه‌گرایی شرق و عمدتاً ایران اسلامى بود که رفت در آنجا و به این تحول منتهى شد. به‌هرحال، در این چیزهایى که عقب هستیم، باید خودمان را جلو ببریم و خودمان ابداع کنیم؛ ترجمه نکنیم. ترجمه‌گرایی زیان‌هاى بسیار بزرگى براى ما دارد. 1392/06/06

* وابستگی به غرب در عرصه علمی

فراگیرى علم یک مسئله است، تولید علم یک مسئله‌ى دیگر است. نباید ما در مسئله علم، واگن خودمان را به لوکوموتیو غرب ببندیم. البته اگر این وابستگى ایجاد بشود، یک پیشرفت‌هایی پیدا خواهد شد؛ در این شکى نیست؛ لیکن دنباله‌روى، نداشتن ابتکار، زیرِ دست بودنِ معنوى، لازمه قطعىِ این‌چنین پیشروى‌اى است؛ و این جایز نیست. بنابراین، ما باید علم را خودمان تولید کنیم و آن را بجوشانیم. 1387/07/03

* دور شدن جوانان دانشجو از فرهنگ خطرپذیری

خطرپذیرى می‌تواند جامعه را موفق کند. شما جوان‌ها باید آماده باشید؛ ترس از اینکه شاید نشود، این خیلى چیز بدى است. گاهى اوقات تصورات انسان، یک آینده‌اى را براى انسان تصویر می‌کند که به‌کلى او را مأیوس می‌کند؛ این به‌نظر من، یکى از ایرادهاست. حالا اگر وارد دانشگاه شدیم، اگر درس خواندیم، اگر این تحقیق را کردیم، اگر وارد رشته تحقیق و پژوهش شدیم، آیا قبول می‌شود؟ آیا دست ما را به جایى بند می‌کنند؟ آیا نمی‌کنند؟ باید وارد شوید! به‌قول شاعر عرب میگوید: «شر من الشر خوف منه عن یقعى»؛ از بلا بدتر، ترس از بلاست، ترس از فرود آمدن بلاست؛ این از خود بلا سخت‌تر است. نبادا نشود؛ خوب به این «نبادا» نباید اعتنا کرد. وارد شوید، خواهید دید که می‌شود. 1385/06/25

**مسائل آموزشی:

* نبود توازن عادلانه و منطبق با نیازها در برنامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ریزى رشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى علمى

آن‌طورى که در گزارش‌ها من به دست مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌آورم و افراد آگاه و خبره و دانشگاهى و مسئول به ما اطلاع می‌دهند، تقسیم توان در برنامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ریزى رشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون علمى، یک تقسیم عادلانه و صحیح و منطبق با نیاز کشور نیست. یک جاهایى ما رشدهاى چشمگیرى داریم، یک جاهایى اصلاً حرکتى مشاهده نمی‌شود! این غلط است. این ناشى از نبود نقشه‌‌‌‌‌‌‌‌ جامع علمى است. درست است که در هر رشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى ما پیشرفت بکنیم، مغتنم است و براى کشور ما که سالهاى متمادى، ده‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها سال در دوران حاکمیت طواغیت، از کاروان علمى بشر عقب مانده است، هر جایى دستمان به هر چیزى از ثمرات علم و پیشرفت‌هاى علمى بند شد، مغتنم است؛ در این تردیدى نیست؛ اما اگر می‌خواهیم کشور رتبه‌‌‌‌‌‌‌‌ علمى به‌معناى واقعى کلمه پیدا کند و علم در کشور نهادینه بشود، ما بایستى در رشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون علمى ــ چه در آموزش، چه در پژوهش ــ توازن و تعادل صحیح و واقعى و عادلانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى ایجاد بکنیم؛ این جزو نیازهاى ماست. 1388/06/08

* رشد کمّی نامطلوب دانشجویان علوم انسانی بدون توجه به کار بومی

طبق آنچه که به ما گزارش دادند، در بین این مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌ عظیم دانشجویى کشور که حدود سه میلیون و نیم مثلاً دانشجوى دولتى و آزاد و پیام نور و بقیه‌‌‌‌‌‌‌‌ دانشگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى کشور داریم، حدود دو میلیون اینها دانشجویان علوم انسانى‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند! این به یک صورت، انسان را نگران می‌کند. ما در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌ علوم انسانى، کار بومى، تحقیقات اسلامى چقدر داریم؟ کتاب آماده در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى علوم انسانى مگر چقدر داریم؟ استاد مبرزى که معتقد به جهان‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینى اسلامى باشد و بخواهد جامعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌شناسى یا روان‌شناسى یا مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم، که این‌همه دانشجو براى این رشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها می‌گیریم؟ این نگران کننده است. بسیارى از مباحث علوم انسانى، مبتنى بر فلسفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایى هستند که مبنایش مادیگرى است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانى را ترجمه کنیم، آنچه را که غربى‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بى‌‌‌‌‌‌‌‌‌اعتقادى به مبانى الهى و اسلامى و ارزش‌هاى خودمان را در قالب‌هاى درسى به جوان‌ها منتقل کنیم؛ این چیز خیلى مطلوبى نیست. 1388/06/08

* تغییر ندادن سرفصل برخی از علوم به‌علت نبود جرأت مناقشه

واقعاً این عیب است که ما بیست سال، بیست و پنج سال سرفصل فلان دانش را اصلاً تغییر نداده باشیم؛ این نشان‌دهنده عدم جرأت ورود در مناقشه است؛ این همین چیزى است که ما از آن بیمناکیم. جرأت ندارند که مناقشه کنند؛ همان را که هست، درس دادند، باز هم درس می‌دهند؛ ده سال دیگر هم ممکن است همان را درس بدهند. 1389/06/14

* گسترش روحیه مدرک‌گرایی در دانشگاه

خود علم‌آموزى، یک فرهنگ است. اگر چنانچه ما به مسئله فرهنگى در دانشگاه توجه کنیم، آن‌وقت هم دانشجوى ما عاشق و راغب به علم می‌شود و دنبال علم و تحقیق می‌رود ــ صرفاً دنبال مدرک نیست ــ هم استاد ما از حالت اداى تکلیف در کلاس درس خارج می‌شود. در موارد بسیارى از خود دانشگاه‌ها به ما گزارش می‌کنند که درسهاى بعضى از اساتید یک اداى تکلیفى است؛ همین که بالاخره بیایند و درس موظفى خود را بدهند و بروند. در حالى که در تدریس استاد، مسئله نباید مسئله اداى تکلیف باشد؛ مسئله عشق، علاقه به علم، علاقه به تربیت دانشجو؛ این‌جورى باید باشد. 1388/11/13

* دوری از فرهنگ تعمق و تحقیق در نظام آموزشی و تأکید بر حفظ‌محورى

از جمله کارهایى که باید انجام بگیرد، این است که جورى نظام آموزشى باید طراحى بشود که جوان ما به تحقیق، طلبکارى در تعمیق علم و دانش علاقه‌مند بشود. حفظ‌محورى، غلط است.
ما هنوز در دانشگاه‌های‌مان متأسفانه ــ مى‌بیند انسان، من گاهى با بعضى از جوان‌هایى که با ما مرتبطند، برخورد می‌کنم ــ مى‌بینیم که معلم چند صد صفحه کتاب را براى یک واحد درسى داده که این دانشجو بخواند، چرا؟ حفظ کردن حرفها و گفته‌ها و نوشته‌هایى که معلوم نیست همه‌اش چقدر فایده داشته باشد و درگیر کردن ذهن جوان به چیزى که غیرلازم است. باید فکر کرد؛ باید افراد برگزیده و شاخص بنشینند نظامى را طراحى کنند که جوان ما میل به پژوهش، تعمق و تحقیق پیدا کند. 1387/07/03

**سیاست‌گذاری و مسایل زیرساختی:

* نبود چرخه علمی و تکمیل نبودن زنجیره‌ کار علمی، فناوری، تولید و بازار

اگر چنانچه ما کار تحقیقاتى را کردیم، به فناورى هم رسیدیم، امّا مثلاً تولید انبوه نشد، یا بازار برایش پیش‌بینى نشد، این ضربه خواهد خورد؛ همه اینها بایستى مورد توجّه قرار بگیرد و این زنجیره کار علمى، تا تولید و بازار بایستى دنبال بشود. 1392/06/06

آنچه در کشور لازم است و می‌تواند موقع و جایگاه علمى کشور را به‌طور شایسته و افتخارانگیز به ما نشان دهد که بالا رفته، وجود یک چرخه علمىِ کامل است. در همه بخشها یک چرخه به‌هم‌پیوسته مهمى از انواع دانش‌هایى که مورد نیاز کشور است، باید وجود داشته باشد تا اینها هم‌افزایى کنند و به کمکِ هم بیایند. یک مجموعه کامل علمى در کشور بایستى به وجود بیاید؛ این هنوز نشده. این جزیره‌ها بایستى به‌طور کامل به هم متصل شوند، یک مجموعه واحد تشکیل شود؛ به هم کمک کنند، همدیگر را پیش ببرند، هم‌افزایى کنند، راه را براى جست‌وجو و یافتن منطقه‌هاى تازه علمى در این آفرینش وسیع الهى باز کنند؛ سؤال مطرح کنند، به آن سؤال‌ها پاسخ داده شود؛ اینها همه‌اش لازم است. 1389/07/14

* ناهماهنگی در بخش‌هاى مرتبط با دانش و فناورى

یکى از ضعفها ناهماهنگی‌ها است؛ در بخشهاى مرتبط با دانش و علم و فناورى، بایستى هماهنگى کامل به وجود بیاید. ما مسئله ارتباط صنعت و دانشگاه را مطرح کردیم ــ که خوب، الحمدللّه در این زمینه دارد کار می‌شود و بیشتر هم کار خواهد شد... ــ هماهنگى بین خود مراکز علمى خیلى لازم است؛ یعنى دو وزارت علوم و بهداشت با همین معاونت علمى و فناورى رئیس‌جمهور و بنیاد نخبگان و سازمان پژوهش‌هاى علمى و صنعتى و هر بخشى از بخشها که در این زمینه‌ها همکارى می‌کنند، یک ارتباط و همکارى و هم‌افزایىِ دائم لازم است که مبادا اینها کار هم را خنثى بکنند یا حلقه‌هاى مفقوده و خلأهایى در این زمینه به وجود بیاید. 1387/06/05

* دوری فضای مقاله‌های علمی از نیازهای کشور و جهت‌دهی به کارها براساس نیاز بازارهاى غربى

الآن به ما گزارش می‌دهند که هفتاد درصد مقاله‌هاى علمى ما ناظر به نیازهاى کشور نیست. نمی‌دانم چقدر این آمار دقیق است، اما به من این‌جور گزارش می‌شود. این‌همه شما زحمت بکشید، مقاله علمى تهیه کنید، از این مقالات علمى سى درصد ناظر به نیازهاى کشور باشد، هفتاد درصد نه! خوب، انسان احساس خسارت می‌کند. باید صددرصد کار علمى، تلاش علمى، تهیه مقاله علمى ناظر باشد به نیازهاى شما. شما با .I.S.I هم بر این اساس همکارى کنید. آن‌جایى که مقاله مورد قبول .I.S.I چیزى است که شما می‌توانید در کشور از آن استفاده کنید، آن را دنبال کنید. ما معیار اساسى در دست داریم؛ معیار ما این است که کشور ما صدها خلل و مشکل و خلأ دارد، می‌خواهیم اینها را پر کنیم. این هم یک نکته بسیار اساسى است. 1391/07/12

یکى از کارها همین است؛ کسانى بیایند طعم نیاز بازارهاى غربى را، مثلاً فرض کنید به تابلو نقاشى، به دست بیاورند، بعد بیایند اینجا، پشتیبانى مالى کنند و نقاش ما را به‌سمت تأمین آن نیاز سوق بدهند. عین همین قضیه در فیلم‌سازى هست. فیلم‌هایى را براى جشنواره نامزد کنند که در جهت خواست آنهاست. عین همین قضیه در کار علمى ماست؛ در مقاله‌اى است که در آى.اس.آى. منتشر می‌شود؛ در موضوع تحقیقى است که شما در پژوهشگاه خودتان دنبال می‌کنید. به‌تعبیر متأسفانه رائج فرنگىِ امروز، اسپانسرها مى‌آیند در بخشهاى مختلف، کمکهاى مالى، کمکهاى مادى، اعانه‌ها را می‌گذارند براى اینکه در آن‌جهت کار انجام بگیرد. به این توجه کنید. استقلال علمىِ کشور یکى از لوازمش همین است: استقلالِ حرکت علمى، حرکت هنرى و به طریق اولى‌، حرکت سیاسى. 1388/08/06

* کند شدن سرعت حرکت علمی کشور

در این ده سال گذشته، حرکت علمى ما خیلى خوب بوده؛ پیشرفت علمى و سرعت پیشرفت، بسیار خوب بوده است؛ اما این سرعت پیشرفت باید کند نشود. اگر ما بخواهیم به آن سطح مطلوب برسیم، اگر بخواهیم به خطوط مقدم دانش جهانى برسیم، باید این سرعت پیشرفت را همچنان حفظ کنیم. 1392/04/30

* صیانت نکردن از دستاوردهای علمی و عقب‌نشینی در برابر تهدیدات دشمن

اگر ما آن عقب‌نشینى‌ها [در مسائل هسته‌ای در مقابل دشمن] را، آن انعطاف‌ها را ادامه می‌دادیم، امروز از پیشرفت هسته‌اى که هیچ خبرى نبود، به این نشاط علمى هم که در چند سال اخیر در کشور وجود پیدا کرده ــ این حرکت علمى، این جوان‌ها، این ابتکارات، اختراعات، پیشرفت‌هاى گوناگون در بخشهاى مختلف ــ قطعاً لطمه می‌خورد؛ چون اولاً نسبت به هریک از آنها ممکن بود یک بهانه‌اى بیاورند؛ ثانیاً حرکت هسته‌اى و صنعت هسته‌اى، نماد پیشرفت یک کشور است. 1391/05/03

* محروم شدن ملت از استعدادهای درخشان با فرار مغزها

صحبت فرار مغزها مى‌شود. فرار مغزها ابعاد گوناگونى دارد. یک بُعد بسیار زشت و بد آن این است که بیگانگانى مى‌خواهند بیایند از ثروت ملىِ انسانىِ یک کشور سوء استفاده کنند. کشورى انسان‌هایى را پرورش دهد و استعدادهایى را ــ با همه عوامل به وجود آورنده استعدادهاى درخشان ــ به وجود آورد و به‌قول دوستمان این را در طبق اخلاص بگذارد و به دیگران بدهد؛ دیگران هم بیایند با صرف پول ــ که غالباً زحمت دیگرى هم نمى‌کشند ـ این ثروت را به ثَمَن بَخْس از این ملت بگیرند و او را محروم کنند؛ این، بُعد بسیار بد و دردناک قضیه است. 1381/07/03

**مسائل گفتمانی و تبلیغی:

* برنامه‌ریزی دشمن برای دین‌زدایى و علم‌زدایى از دانشگاه

دشمن على‌القاعده دو تا کار را براى دانشگاه ما برنامه‌ریزى می‌کند: یکى علم‌زدایى، یکى دین‌زدایى؛ از دانشگاه علم‌زدایى بشود، از دانشگاه دین‌زدایى بشود. علم‌زدایى از دانشگاه چگونه است؟ یکى از کارهاى کوچکش همین ترور دانشمندان است؛ که آخرى‌اش همین دو سه تا دانشمند عزیز هسته‌اى ما بودند که در این یک سال اخیر از دست ما گرفته شدند. برنامه، وسیع‌تر از اینهاست؛ این یکى از آسان‌ترین‌هایش است. پیچیده‌تر از این، این است که دانشگاه ما را، استاد ما را و دانشجوى ما را به کار غیرعلمى سرگرم کنند؛ نگذارند این شکوفایى علمى که آرزوى ماست، تحقق پیدا کند. 1390/06/02

* کشیده شدن دانشگاه‌ها به مسائل پوچ و غفلت از گفتمان پیشرفت علمی

باید همه مراقبت کنند ــ هم استادان، هم مدیران، هم مؤثرین و متنفذین در دانشگاه‌ها ــ که فضاى دانشگاه به‌سمت مسائل پوچ حرکت نکند؛ فضا، فضاى دنباله‌گیرى مسائل اصلى و اساسى باشد؛ گفتمان علم و گفتمان پیشرفت علمى و گفتمان پیشرفت عمومى کشور بر دانشگاه‌ها همچنان حاکم باشد. البته اینجا هم دشمنانى هستند که مایلند حتّى مسائل صنفى در دانشگاه‌ها به‌سمت مسائل سیاسى و جنجال‌هاى سیاسى گرایش پیدا کند؛ از این باید پرهیز کرد. این براى یک دانشگاه افتخار نیست که مسائل اساسى آن تحت‌الشعاع مسائل کوچک و کم‌اهمیت و احیاناً تحت تأثیر جریان‌هاى سیاسى واقع شود. فضاى دانشگاه باید یک فضایى باشد که در آنجا علم و عالِم بتواند زیست مناسب خودش را داشته باشد. 1392/05/15

* یأس‌آفرینى و منفى‌بافى درباره حرکت عظیم علمی کشور

[من] اطلاعات وسیع‌تر و جزئى‌ترى دارم ــ که در هفت هشت ده سال اخیر، کشور یک حرکت عظیمى در این زمینه [علم و فناورى] انجام داده و کارهاى بزرگى انجام گرفته. البته بعضى گوشه کنار، توى دانشگاه و بیرون دانشگاه، یأس‌آفرینى و منفى‌بافى می‌کنند؛ اما بی‌خود می‌گویند، دروغ می‌گویند. بعضى از اینها غافلند، بعضى هم بدتر از غافل. حرکت، انصافاً حرکت موفقى بوده است. در این سالها کارهاى بزرگى انجام گرفته. ملت، جوانان، مجموعه علمى، دانشگاه‌ها، مدیران علمى نشان دادند که استعداد خوبى وجود دارد براى این حرکتى که مورد نظر ماست. 1389/07/14

رژیم مستاصل صهیونیستی برای جاسوسان خود آموزش زبان فارسی می گذارد

رژیم مستاصل صهیونیستی که بارها از بابت اقدامات جاسوسی خود علیه جمهوری اسلامی ایران ضربات سختی خورده ، اینک برای جاسوسان خود آموزش زبان فارسی می گذارد.

خبرستان:روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت در این باره اعلام کرده : ارتش اسراییل برای تقویت واحد شنود خود، گام‌های تازه‌ای را برای آموزش زبان فارسی به سربازان خود برداشته است.رژیم مستاصل صهیونیستی برای جاسوسان خود آموزش زبان فارسی می گذارد
این روزنامه به تازگی در گزارشی از تلاش رژیم صهیونیستی برای آموزش زبان فارسی و استخدام فارسی‌ زبانان جهت استفاده در فعالیت‌های جاسوسی و شنود خبر داد ه و نوشته است  : رکن اطلاعات ارتش اسراییل تلاشی جدی برای جذب جوانان ایرانی‌الاصل مقیم اسراییل به واحد شنود ارتش آغاز کرده است.
این روزنامه در گزارش خود آورده است که اطلاعات ارتش اسراییل ضمن تشکیل دوره‌های آموزش زبان فارسی به سربازان اسراییلی خود، به دنبال جذب جوانان خانواده‌های ایرانی‌الاصلی است که به اسراییل مهاجرت کرده‌اند.
یدیعوت آحارونوت اذعان کرده است که رکن اطلاعات ارتش اسراییل برای تقویت واحد شنود خود گام‌های تازه‌ای برداشته و بر شمار سربازانی که دوره‌های زبان فارسی و عربی را می‌گذرانند، افزوده است.
این روزنامه در ادامه، جستجوهای ارتش برای یافتن جوانانی که به امور مربوط به زبان فارسی کمک کنند را با سختی بسیار همراه دانسته و اعلام کرده است: دوره‌های آموزش این سربازان که اکثر جوانانی در سطح صفر هستند، دوره‌هایی به شدت سخت است که حتی در طول شش ماه، روزانه از هشت بامداد تا ده شب، ادامه دارد.
شرکت کنندگان در این کلاس‌های آموزشی، جوانان کم سنی هستند که سعی می‌کنند زبان فارسی را به خوبی بیاموزند. در این کلاس‌ها آن‌ها می‌آموزند که چگونه مفهوم و معنی کلمات و جملات و لهجه‌ها و معانی آن‌ها را در ایران را درک کنند.
یکی از مدرسان این کلاس‌ها، یک زن نظامی با درجه گروهبانی است. او تا سن 8 سالگی در ایران می‌زیست و سپس به اسرائیل مهاجرت کرد به همین دلیل زبان فارسی را به خوبی بلد است.
او می‌گوید: اعضای این واحد که ایمیل‌ها و مکالمات داخل ایران را تحت بررسی قرار می‌دهد درباره کلماتی آموزش می‌بینند که حتی برخی افراد فارسی زبان در ایران نیز ممکن است معنی آن‌ها را درک نکنند زیرا برخی کلمات و جملات در زبان فارسی دارای معانی دیگری هستند.
این درجه دار صهیونیست که با نام اختصاری «ک» در این گزارش از او یاد می‌شود اضافه می‌کند: ما می‌خواهیم به روح زبان برسیم نه فقط به خود زبانی که مقامات ایرانی به وسیله آن سخن می‌گویند زیرا آنچه ما نیاز داریم درک کلمات در گویش‌های عامیانه و لهجه است یعنی معنی کلمات در لهجه‌های عامیانه را باید دریافت کنیم.
در بخشی از این گزارش نیز آمده است: شرکت کنندگان در کلاس‌های آموزش زبان فارسی، گوشی‌هایی را بر روی گوش خود قرار می‌دهند و حتی به ترانه‌های فارسی نیز گوش می‌دهند تا معنی این کلمات و جملات را درک کنند زیرا به عنوان مثال یکی از افسران ایرانی در یکی از ایمیل‌های خود از کلمات یکی از ترانه‌ها استفاده می‌کرد ولی منظور او این ابود که اتفاقی روی خواهد داد.
پیش از این سرویس جاسوسی رژیم صهیونیستی به طور آشکارا در روزنامه‌های پرتیراژ این رژیم اقدام به درج آگهی استخدام جاسوسان فارسی‌زبان کرده است.
دانشگاه حیفا در سرزمین های اشغالی نیز به تازگی مرکز "عزری برای مطالعات ایران و خلیج فارس" را برای کسب اطلاعات بیشتر از ایران راه اندازی کرده است.
این تارنما مدعی شده که در راستای مودت و دوستی میان مردمان اسرائیل و ایران، راه اندازی شده تا راهی جدید برای ارتباط و گفتگو و تبادل نظر، در اختیار دو طرف قرار دهد.
مقام های ایران پیش از این موفق شده اند یک گروه وابسته به موساد را در داخل ایران کشف و نابود کنند. موساد آموزش و تجهیز این گروه را برعهده داشت. 
اعترافات تلویزیونی پخش شده توسط فردی به نام "مجید جمالی فشی" به عنوان عامل ترور "مسعود علی محمدی" در سال 2010 بخشی از برنامه های جاسوسی اسراییل علیه ایران را آشکار کرد.
این جاسوس اعتراف کرده بود با کمک عوامل موساد، آموزش دیده و توانسته بود دست به این ترور بزند.

طراحان پروژه حذف شعار «مرگ بر آمریکا» به دنبال چه هستند؟

اگر کسی در خارج از ایران آشنایی اندکی به رویکردهای انقلاب اسلامی و ماهیت مبارزه محور آن داشته باشد، طراحان پروژه حذف شعار مرگ بر آمریکا در داخل ایران را ریشخند خواهد کرد چه برسد به مردمی که که در داخل کشور و با نظام اسلامی زندگی می کنند و به این مفاهیم آشنایی چند ده ساله دارند.
خبرستان ؛ جواهر لعل نهرو در کتاب "نگاهی به تاریخ جهان" آنجا که قصد دارد مضمون اقدامات کمال پاشا یا همان آتاتورک معروف در فرایند لائیک سازی ترکیه و جداسازی مردم این کشور از اسلام و هویت خود را توصیف کند، می گوید: طراحان پروژه حذف شعار «مرگ بر آمریکا» به دنبال چه هستند؟

"او، کار خود را با یک اقدام کوچک که در عین حال بسیار مشخص و پرمعنی بود شروع کرد. یعنی به کلاه "فینه" حمله برد. کلاه فینه مظهر و نشانه ای برای فرد ترک و تا اندازه ای مظهری برای یک فرد مسلمان بود... او بالاخره قانونی وضع کرد که بر سر گذاشتن فینه، جرم و خیانت شمره می شد. کمال پاشا با حمله به کلاه فینه در واقع مفاهیم بزرگتری را که فینه نماد آن بود مورد هجوم قرار داد..."

ماجرای "حذف شعار مرگ بر آمریکا" و "حذف شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه" چند مدتی است که از گوشه و کنار در حال طرح است و علی الظاهر نیز کسانی در میان متقدمین و متأخرین انقلاب در حال پیگیری آن هستند.

البته آنها در این قضیه دلایل آشکار غلط، عجیب و نامستندی مثل نظر موافق امام راحل پیرامون حذف این شعارها! را نیز به میان آورده اند و از طرح حرف دلشان در این باره به هر دلیلی استنکاف می کنند.

حرف دلی که منشقّ از خط سازش است و می کوشد تا با پیگیری حذف شعارهای مبنایی انقلاب اسلامی، ریل هایی هموارتر و تمیزتر را در مقابل خط سازش بگستراند.

فرجام این بازی اما از هم اکنون مشخص است.   



*آرزوی ناممکن!

حذف شعارهای مبنایی از ساحت انقلاب اسلامی به ده ها دلیل ممکن نیست و خواهندگان آن ره به ناکجا می برند. جوانان کشور، هم اکنون به مدد دوراندیشی رهبر فرزانه انقلاب در عرصه آفند و پدافند نرم، حساس شده اند و هر حرکتی نظیر این حرکات در رصد آنها قرار دارد.

تفکر انقلابی در کشور، رویش ها و گسترشی بسیار بیشتر از تفکر سازشکار داشته است. و از همه مهمتر اینکه مردم ایران با مقاومت های خود و حضور همیشه در صحنه، نشان داده اند که انقلاب اسلامی و نظام اسلامی را همانگونه که هست می پسندند و دوست دارند نه به صورتی بزک کرده و آنگونه که طرفداران سازش با آمریکا می خواهند.

البته اینها فقط چند دلیل از صدها دلیل ناممکن بودن پروژه تغییر هویت انقلاب اسلامی و تحمیل سازش به مردم ایران است.

همچنین باید به این حقیقت مهم نیز اشاره کرد که "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر ضد ولایت فقیه" نه تنها اجزائی الصاق شده به ساحت انقلاب اسلامی نیستند بلکه جزء لایتغیّر آن محسوب می شوند.

در واقع اگر کسی در خارج از ایران آشنایی اندکی به رویکردهای انقلاب اسلامی و ماهیت مبارزه محور آن داشته باشد، طراحان پروژه حذف شعار مرگ بر آمریکا در داخل ایران را ریشخند خواهد کرد چه برسد به مردمی که که در داخل کشور و با نظام اسلامی زندگی می کنند و به این مفاهیم آشنایی چند ده ساله دارند.

*طالب و مطلوب؛ هر دو در موضع ضعف!

با تمام این اوصاف اما نباید از یاد برد که "خواهندگان حذف" علیرغم آنکه دلایل زیادی برای شکست پروژه آنها وجود دارد اما از پای نخواهند نشست.

میل هجوم آنها که البته از سمت شعارهای انقلابی و هویتی ما آغاز شده است، می رود تا به سمت "موانع بزرگ" کج شود.

همان "موانع بزرگتری" که 35 سال است نگذاشته اند انقلاب اسلامی از خط اصلی خود خارج شود. موانعی که در فتن زمانه، ایران اسلامی و مردمش را از خطرات بزرگ و سقوط به پرتگاه ناامنی نجات دادند و همان موانعی که البته سدّ راه مذاکره بی چون و چرا، اقدامات نابجا و نرمش ذلیلانه در مقابل آمریکا هستند.

"تمنّاکنندگان سازش" اگرچه به بهانه منها کردن شعارهای انقلابی به میدان آمده اند اما راه آنجا منجر به هجوم به سوی همین "قلعه های حصین" است.

حصری که از اوجب واجبات بود

این روزها جریان فتنه با ترتیب دادن دیدارهای دسته جمعی و گسترده با زندانیان سیاسیِ آزاد شده و گفت‌و‌گوی تدریجی با آنها و بازتاب هرمی آن و گفت و گو با وابستگان زندانیان سیاسی و ادعای دروغین مستولی شدن بیماری و درد و ضعف بر آنها، مسیر هدفدار خود را پیش می برد.

خبرستان: این روزها فضای ملتهب برخی رسانه های جیره خوار استکبار و تابلو‌دار در عرصهحصری که از اوجب واجبات بود اپوزیسیونی نظام‌جمهوری‌اسلامی، با همکاری پیاده‌ نظام‌های خود در داخل در جهت شکستن حصر سران فتنه در تلاطمی عجیب به اجرای راهبردهای متفاوت دست زده‌اند. این فضای به وجود آمده بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم که شاید در بسیاری از فعالین فتنه آلود ایجاد شوق و امید برای آزادی زندانیان سیاسی حوادث 88 و رفع حصر سران فتنه شد، تولدی دوباره را تجربه کرد.هر چند که انتخابات 92 مهر ابطال بر همه یاوه‌گویی‌های سران فتنه زد و تاییدی بود بر محکومیت سران فتنه، ولی در کمال سودجویی و استفاده از ظرفیت به وجود آمده، زبان های آلوده به دشمنی با نظام و حامیان بی‌بصیر و بعضاً کینه‌توز سران فتنه، بر کوس آزادی آنها می کوبند، بی آنکه هزینه های ایجاد شده در سال 88 را به حساب خود نویسند یا درصدد جبران خسارات شوند و زبان عذرخواهی را پیشه کنند. بعد از آزاد‌سازی اخیر تعدادی از زندانیان سیاسی، این موج، قوت زیادی یافت تا با اهرم فشار جدید، در پی رسیدن به مقصود خود باشد.

این روزها جریان فتنه با ترتیب دادن دیدارهای دسته جمعی و گسترده با زندانیان سیاسیِ آزاد شده و گفت‌و‌گوی تدریجی با آنها و بازتاب هرمی آن و گفت و گو با وابستگان زندانیان سیاسی و ادعای دروغین مستولی شدن بیماری و درد و ضعف بر آنها، مسیر هدفدار خود را پیش می برد.

شاید در این اثنای ملتهب، که هر مریض‌دلی را شوق سوء استفاده از ظرفیت‌های ایجاد شده، گرفته‌است، تکرار مکررات چند، راجع به سران فتنه واجب آید:

1- سال 88 بهترین ظرفیت برای تو دهنی به نظام سلطه‌ای که ایران اسلامی را در چشم انداز 10 ساله خود روبه زوال می‌دانست و منتظر به ثمر نشستن اقدامات خود در انحراف افکار عمومی و اقبال نسبت به نظام مقدس بود. حضور حداکثری ملت،‌تو دهنی عظیمی به مخالفان و معارضان بین المللی شد. ایجاد فضای غبارآلود و متشنج کردن آن در این برهه آرزوی نظام سلطه‌ای بود که آن روز نگران از حضور مردم شده بود. این فضا را که دقیقاً مخالف با مصالح نظام بود به دست عده‌ای ایجاد شد که بارها مورد حمایت صریح مقامات امریکایی و صهیونیستی قرار گرفت. سران فتنه آغاز کننده نقشه راه دشمن شدند.

 

2- سران فتنه در عین حالی که خود را در داخل بدنه نظام تعریف می‌کردند، قوانین را تا جایی قبول داشتند که منافعشان را تامین کند و آنجا که در لابه‌لای قوانین بن‌بستی برای منفت جویی یافتند خود را در معرکه مقابله با نظام گیر انداخته و چارچوب ها را شکسته و از قاعده نظام خارج شدند. مقام معظم رهبری در23 تیر 89 صراحتاً بر این قضیه تاکید کردند:" آن کسانى که این نقشه‌ى کلى را که متبلور است در قانون اساسى و حکمیت قانون و داورى قانون، قبول دارند، جزو مجموعه‌ى نظام اسلامى هستند. آن کسانى که اینها را رد میکنند، کسانى‌اند که خودشان به دست خودشان صلاحیت حضور در نظام اسلامى را دارند از دست میدهند و صلاحیت ندارند. کسانى که حاضر نیستند قانون را تحمل کنند، کسانى که حاضر نیستند اکثریت را قبول کنند، کسانى که آن انتخابات عظیم چهل میلیونىِ مایه‌ى افتخار را زیر سؤال میبرند، یک نقطه‌ى قوّت را براى نظام میخواهند تبدیل کنند به یک نقطه‌ى ضعف، اینها در واقع دارند خودشان، خودشان را از این کشتى نجات - که نظام اسلامى است - بیرون مى‌اندازند؛ والّا هیچ کس نمیخواهد کسى را از کشتى نجات بیرون بیندازد."

 

3- جاه طلبی و مقام پرستی و کوته بینی سران فتنه باعث شد نظام تا پرتگاه به هم ریختی و هرج و مرج پیش رود که این آرزوی همیشگی نظام استکبار و سلطه است. چنین کسانی که حاضر می شوند به مصلحت کشور و حقانیت یک راه مستقیم پشت کنند و صدای سرمستی و شوق دشمنان نظام را بشنوند ولی حاضر نباشند از کج‌راهه خود دست بردارند و فیل مست هوا و هوس را سرکشانه در راه نابودی نظام و تخطئه اصول و ارزشهای آن به کار گیرند، آیا می شود آنها را آزاد و رها کرد که در بطن نظام به فعالیت مشغول باشند؟رهبر معظم انقلاب در 6 آبان 88 در رابطه با سران فتنه چنین می فرماید:" این کسانى که شما بهشان میگوئید سران فتنه، کسانى بودند که دشمن اینها را هل داد وسط صحنه. البته گناه کردند. نبایستى انسان بازیچه‌ى دشمن شود؛ باید فوراً قضیه را بفهمد. اگر اول غفلتى کرده است، وسط کار وقتى فهمید، بلافاصله بایستى راه را عوض کند. خوب، نکردند. عامل اصلى دیگرانى بودند که طراحى کرده بودند، به خیال خودشان محاسبه کرده بودند. به گمان آنها بساط جمهورى اسلامى بنا بود جمع شود؛ نه فقط حقیقت دین، حتّى شعارهاى دینى هم باقى نمانَد؛ برنامه این بود. طراحى این بود که اگر توانستند قاعده‌ى دولت را به شکل مطلوبِ خودشان بچینند، که بعد از آن، راه حرکتشان روشن بود که چه کار میکردند؛ اگر هم قاعده‌ى حکومت و دولت طبق میل آنها چیده نشد و برایشان ممکن نشد، کشور را به آشوب بکشانند؛ با خیال خودشان  - من یک وقتى گفتم - کاریکاتور انقلاب اسلامى را درست کنند؛ مثل سایه‌هائى که حرکت یک قهرمان را تقلید میکنند، اداى قهرمانها را، اداى انقلاب را در بیاورند؛ برنامه‌شان این بود. ملت ایران توى دهن اینها زد و بساط اینها را جمع کرد." پس باید چنین پنداشت که اگر امروز حصری سران فتنه را در برگرفته است، جزء عنایات نظام می باشد و ماندن آنها در این حصر را می‌توان جزء اوجب واجبات دانست.

 

4- این روزها به وفور از رابطه با آمریکا صحبت می‌شود و شاید باز دندان طمع بازگشت آمریکا به ایران تیزتر از قبل گشته است. آنچه که باید گفت نگاه آمریکا به امثال سران فتنه برای پهن کردن فرش قرمز برای امریکا، یک نگاه واهی است چرا که عظمت نظام جمهوری اسلامی ارتباط مستقیمی با ملت دارد. این ملت با حضور و لحظه شناسی دقیقشان، آرایش صحنه دشمن را بر هم زده و مطلوب دشمن را به باد فنا داده است. بصیرت ملت در این دوره از بصیرت خواص پیشی گرفته و هیچ نیرویی توان تقابل با این ظرفیت تدافعی نظام را ندارد. دیگر مساله رابطه با آمریکا و غیره نیست مساله اصلی باید  ارسال نسخه صحیح حکومت داری- که همان نظام ولایت فقیه است- و صدور انقلاب اسلامی به سرتاسر جهان باشد. مخلص کلام؛هویت و امنیت و مصلحت نظام اولی‌تر از همه چیز می‌باشد. اگر قرار است خدشه‌ای از سوی کسی بر این سه اصل وارد آید، اغماض و بخشش بر آن، ظلم بر ملت مقاوم و انقلاب کرده ایران است.

لطفا تماس نگیرید؛ «کدخدا»ی موردنظر رعیت است!

جریان سازش و کرنش در برابر آمریکا که آن را کدخدای دنیا می‌خوانند نمی‌داند که در صورت پذیرش این منطق باید در مقابل کدخدای کدخدا کرنش کند.

خبرستان:پایگاه اینترنتی رجانیوز با اشاره به این منطق که آمریکا کدخدای دنیاست و باید با او کنار آمد، نوشت: درباره این فرمول «کدخدایی» پرسشی وجود دارد و آن اینکه اگر کدخدای موردنظر دولت، خودش رعیت یک کدخدای دیگر باشد، آنگاه تکلیف چیست؟لطفا تماس نگیرید؛ «کدخدا»ی موردنظر رعیت است!
به این موارد عنایت کنید:

- اوباما پس از مذاکره تلفنی با دکتر روحانی بلافاصله در نطق تلویزیونی خود تاکید کرد، در طول این روند ما با دوستان و هم‌پیمانان خود در منطقه از جمله اسرائیل در تماس نزدیک خواهیم بود.

- رویترز به نقل از یک مسئول بلندپایه در دولت آمریکا خبر داد: آمریکا در خصوص گفت‌وگوی تلفنی که بین اوباما و روحانی انجام شد، با دولت اسرائیل در تماس بود.

- سوزان رایس مشاور امنیت ملی آمریکا (در گفت‌و‌گو با سی‌ان‌ان) گفت: ما در این روند، در تماس و ارتباط مستقیم با هم‌پیمانان اسرائیلی خود هستیم.

- دن شپیرو سفیر آمریکا در تل‌آویو اظهار داشت: اهداف آمریکا و اسرائیل درباره برنامه هسته‌ای ایران مطابق هم است.

- جو بایدن معاون رئیس‌جمهور آمریکا تاکید کرد: اگر اسرائیل نبود ما باید اسرائیلی می‌ساختیم تا حامی منافع ما در منطقه باشد. موضع اوباما در مورد اسرائیل تغییر نکرده است. حمایت آمریکا از امنیت اسرائیل تزلزل‌ناپذیر است.

رجانیوز افزود: نقطه اوج این اظهارنظرها نیز در جریان سفر نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به آمریکا و دیدار با اوباما بیان شد.

رئیس‌جمهور آمریکا ضمن تاکید بر اینکه مفتخر است که در این اتاق بیشتر از هر یک از سران جهان از نتانیاهو استقبال کرده است، ادعا کرد، «من و نتانیاهو بر این باوریم که تحریم‌ها علیه ایران، آن‌ها را در موقعیت مذاکره قرار داده است» و «ما هیچ گزینه‌ای اعم از گزینه نظامی را در ارتباط با ایران از روی میز خارج نکرده‌ایم.» در واقع اوباما، ضمن اشاره به راهکار دیپلماتیک در قبال ایران، همان راهبرد دو مسیره «فشار- دیپلماسی» را مورد تاکید قرار داد. یعنی فشار (تحریم و تهدید نظامی) برای متقاعد کردن ایران به تغییر رفتار متناسب با نظر آمریکا و رژیم صهیونیستی.

بیان این اظهارات و تاکید بر تکرار روش‌های خصمانه گذشته آن هم پس از گفت‌وگوی تلفنی بی‌سابقه با رئیس‌جمهوری اسلامی ایران و واگذاری یک امتیاز بزرگ، نشان می‌دهد که کدخدای مدنظر این بار نیز همان دست چدنی قالب گرفته در دستکش نرم مخملی و نقاب ‌فریب و عدم صداقت را بر چهره دارد و لیاقت اعتماد دولت و ملت ایران را ندارد و از نگاهی دیگر، اساسا جریان خوش‌بین به غرب تشخیص درستی از کدخدا نداشته و کدخدای موردنظر آنان، خود رعیت رژیم صهیونیستی است.

تعبیر دقیق رهبر انقلاب از نسبت دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی یک تعبیر واقع‌بینانه و دقیق بود: «ما دولت ایالات متحده آمریکا را دولتی غیرقابل اعتماد می‌دانیم؛ دولتی خودبرتربین، دولتی غیرمنطقی و عهدشکن، دولتی سخت در پنجه تصرف و اقتدار شبکه صهیونیسم بین‌المللی که به خاطر رعایت خواسته‌ها و منافع نامشروع شبکه صهیونیستی بین‌المللی مجبورند با رژیم غاصب و جعلی اشغال‌کننده فلسطین مماشات کنند، در مقابل او نرمش نشان بدهند، اسمش را می‌گذارند منافع آمریکا، در حالی که به کلی منافع ملی آمریکا با آنچه امروز اینها در حمایت از [آن] رژیم جعلی انجام می‌دهند، منافات دارد؛ از همه دنیا دولت ایالات متحده آمریکا باج می‌گیرد و به رژیم جعلی صهیونیستی باج می‌دهد.»