پادگان اشرف و رسوایی دیگر برای سازمان ملل متحد/ سراب حقوق بشری آمریکا و اسرائیل برای منافقین
حمایت سازمان ملل متحد از به هلاکت رسیدن فرمانده عملیات تروریستی شهید صیاد شیرازی امری قابل پیشبینی بود و نشان میدهد که چنین ترورهایی با تأیید امریکا صورت میگیرد زیرا اگر با تأیید آمریکا نبود بار دیگر این سازمان در لیست گروهکهای تروریستی آمریکا قرار میگرفت.
حمله به قرارگاه اشرف در روزهای اخیر مورد توجه رسانهها قرار گرفت و این رسانهها به خصوص بی بی سی فارسی بخش اعظم اخبار خود را به موضوع حمله به قرارگاه اشرف قرار دادند. شاید دلیل توجه به این موضوع به هلاکت رسیدن فرمانده ترور شهید صیاد شیرازی بود و البته کشته شدن بیشتر از 50 نفر در پادگان اشراف نیز مورد توجه رسانهها قرار گرفت.
در برخورد با این مسئله نمایندگی سازمان ملل متحد در عراق و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد به بازدید از پادگان اشرف رفتند و پس از بازدید به این نتیجه رسیدند که در حمایت از گروهک تروریستی مجاهدین خلق بیانیه صادر کردند و اقدام حمله به محل استقرار فرقه رجوی را محکوم کنند.
بررسی حمله به اردوگاه اشرف که محل استقرار گروهک تروریستی از چند جنبه قابل بررسی است. اولین نکته در مورد به هلاکت رسیدن فرمانده عملیات ترور شهید صیاد شیرازی است که توسط گروهی از شیعیان جنوب عراق صورت گرفته است.
1-به هلاکت رسیدن محافظ رجوی و فرمانده عملیات ترور شهید صیادشیرازی
زهره قائمی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق و از محافظهای مسعود رجوی و معاون مریم رجوی بود که در جریان حمله شیعیان جنوب عراق به پادگان اشرف جزء 52 نفری بود که به هلاکت رسید. همچنین گیتی گیوهچیانزاده از اعضای رده بالای گروهک تروریستی سازمان مجاهدین است که در این جریان وی نیز به هلاکت رسید.
این اقدام شیعیان جنوب عراق باعث شد که هیمنه پوشالی سازمان مجاهدین خلق را در رابطه با امنیت و محافظت حاکم بر سازمان را شکست و به افکار عمومی نشان داد سازمان مجاهدین خلق علیرغم آنچه که نشان میدهد کاملا توخالی است.
از سوی دیگر زهره قائمی به عنوان محافظ مسعود و مریم رجوی به هلاکت میرسد نشان میدهد سران فرقه رجوی نیز در امنیت نیستند و شیب سقوط آنها بعد از سقوط صدام شیب بیشتری خواهد گرفت. همچنین مشاهده میشود که سازمان مجاهدین در درون خود نیز دچار انحطاط شده است تا جایی که مریم سنجانی از نجات یافتگان فرقه رجوی میگوید جمعیت سازمان مجاهدین رو به ازدیاد نیست و به شدت رو به کاهش است، بنابراین سراشیبی سقوط سازمان منافقین را بیش از پیش نشان میدهد.
بر این اساس سازمان مجاهدین خلق که زمانی مورد حمایت دولت عراق به ریاست صدام بود در حال حاضر حمایت دولتی ندارد و از سوی دیگر نیز مقبولیت خود را در جمع مریدان خودش نیز از دست داده و نشان میدهد سران این سازمان تروریستی دیگر امنیتی برای ادامه حضور فعال خود ندارند، بنابراین در آینده نه چندان دور سقوط کامل سازمان مجاهدین صورت میگیرد.
2-حمایت سازمان ملل متحد از پادگان اشرف در هالهای از ابهام
مسئله دومی که در رابطه با اتفاق اخیر قابل تأمل است حمایت سازمان ملل متحد و کمیساریای این سازمان از قرارگاه اشرف و به هلاکت رسیدن فرماندهان تروریستی است.
باید به این نکته توجه کرد که سازمان مناقین (مجاهدین خلق) از سال 1997 مدتی در لیست گروهکهای تروریستی وزات امور خارجه آمریکا قرار گرفت. این در حالی بود که رجوی در مورد علت قرار گرفتن در لیست تروریستهای وزارت امور خارجه میگوید ما برای ترورهای 7 تیر و 8 شهریور در لیست ترور قرار نگرفتیم و برای ترورهای دهه 60 بود که باعث شد وزارت امور خارجه آمریکا ما را در لیست تروریستها قرار دهد.
این موضعگیری مسعود رجوی نشان میدهد که امریکا نیز به طور جدی در جهت مقابله با گروهکهای ترویستی نیست زیرا اگر قرار بود وزارت امور خارجه آمریکا بخواهد در مقابل تروریستها بایستد باید در مقابل ترورهای بزرگی همچون 7 تیر و 8شهریور که در ایران اتفاق افتاد میایستاد ولی آمریکا از این ترورها چشم پوشی میکند و در سال 1997 فرقه رجوی را در لیست گروهکهای تروریستی قرار میدهد.
همچنین دومین موردی که نشان میدهد آمریکا در جریان تروریست خواندن سازمان مجاهدین لاف حقوق بشر و مبارزه با تروریست را میزند، این است که وزارت امور خارجه آمریکا 10 ساعت بعد سازمان مجاهدین خلق را به بهانه اینکه این سازمان دیگر عملیات تروریستی انجام نمیدهد از لیست ترور خارج میکند.
این خروج از لیست تروریستها در حالی است که روزنامه "گاردین" در مورد علت خروج نام سازمان منافقین (مجاهدین خلق) از لیست تروریستهای وزارت امور خارجه مینویسد: "راز موفقیت گروهک تروریستی منافقین برای خروج از فهرست یاد شده، در جلب رضایت اعضای کنگره و مسئولان سابق امریکا که همچنان از نفوذ در دولت و کنگره برخوردار هستند، نهفته است".
این روزنامه انگلیسی در ادامه به افشای برخی اسامی در این رسوایی میپردازد. از جمله افرادی که از آنها نام میبرد "الیانا روس لیهنتن" رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان امریکا است که براساس تحقیق مذکور ۲۰ هزار دلار از یک گروه مرتبط با منافقین دریافت کرده است.
در سال 2007 نیز ژنرال "دوگلاس استون" که فرماندهی عملیات اسیرگیری در عراق را به عهده داشت از موسسه تحقیقاتی RAND (رند) خواست تا یک تحلیل دقیق از وضعیت مربوط به حفاظت نیروهای ائتلاف از سازمان مجاهدین خلق انجام دهد.
این موسسه تحقیقات خود را از اکتبر 2007 تا ژانویه 2009 در عراق و آمریکا ادامه داد. در پایان گزارش این موسسه تحقیقاتی به این نتیجه رسید که سازمان منافقین (مجاهدین خلق) عملیاتهای تروریستی خود را متوقف نکرده است. به عنواو مثال در سازملان منافقین در7 مه 1998 به معاون وزیر خارجه ایران و همراهان وی در اتریش حمله میکند و یا در ژوئن 1998 به صورت خمپارهای به سازمان صنایع دفاعی ایران حمله کردند.
از دیگر اقدامات آنها در همان ژوئن 1998 میتوان به بمبگذاری در دفتر دادستان انقلاب و دادگاه انقلاب اسلامی در تهران و کشتن یک روحانی ارشد در نجف اشاره کرد. البته اگر بخواهیم از فعالیتهای تروریستی این سازمان نام ببریم موارد متعددی در سالهای متمادی است که در این یادداشت مقصود بحث ما نیست.
به هر حال در کارنامه ترورهای سازمان مجاهدین خلق مشاهده میشود که این سازمان حتی به سازمان ملل متحدی که امروز از آنها حمایت میکند رحم نمیکند و حتی در 19 اوت 2003 بنا برگزارش موسسه "رند" مقر سازمان ملل متحد در بغداد و عراق را بمبگذاری میکند.
بر اساس مطالبی که بیان شد میتوان دو نکته و مفهوم برداشت کرد: 1- اظهارات سران آمریکایی بر پایه منفعت طلبی، قدرت طلبی و ژستهای دیپلماتیک است و هیچ گاه نمیتوان به آمریکا اعتماد کرد. بازخوانی این موضع گیری آمریکا در جریان تروریست بودن سازمان منافقین (مجاهدین خلق) نشان میدهد که آمریکایی نمیتوانند هیچ گاه مواضع و رفتار خود را در راستای مبارزه با تروریست و دفاع از حقوق بشر هدایت کنند.
3-مسئله حمایت سیاسی سازمان ملل متحد ار استکبار
مسئله حمایت سیاسی سازمان ملل متحد در مواجهه با اتفاقاتی است که در سطح جهان اتفاق میافتد و این سازمان بارها ماهیت اصلی خود را در قضایای مختلف دنیا نشان داده است که نمیتواند مستقل عمل کند و همواره غلام حلقه به گوش آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
به عنوان مثال در قضیه حمله اسرائیل به لبنان و غزه سازمان ملل متحد هیچ گونه اقدامی برای حمایت از مردم لبنان و غزه انجام نداد و مسئله حقوق بشر در این جنگها نادیده گرفته شد و یا حتی در نهایت تدوین بیانیهای در سازمان ملل کلید خورد که در شورای امنیت "وتو" شد. این مسائل به عنوان نمونه کوچکی از اقدام ضد حقوق بشری و حفظ منافع اسرائیل و آمریکا در سازمان ملل متحد است. همچنین به قضایای سوریه میتوان اشاره کرد که سازمان ملل متحد نیز در مقابل ورود خارجیها به سوریه و تشکیل معارضان علیه دولت قانونی سوریه سکوت میکند. این موارد و موارد بسیار دیگری نشان میدهد که سازمان ملل متحد با عینک سیاسی حلقه به گوش و حافظ منافع آمریکا و اسرائیل است.
محمود احمدینژاد رئیسجمهور وقت جمهوری اسلامی در واکنش به سکوت سازمان ملل متحد و شورای امنیت در قضایای حمله رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی خواستار تغییر ساختار شوراى امنیت از اساس و تغییر محل فعلى سازمان ملل شد و گفت: " دولت آمریکا با این سازمان ملل به دنبال حکمرانى بر جهان است".
بر اساس مقدمهای که در بالا نوشته شد نشان دهنده وابستگی سازمان منافقین (مجاهدین خلق) به رژیم جعلی صهیونیستی و امریکاست زیرا سازمان ملل نشان داده فقط در مواردی پای حقوق بشر! را وسط میکشد که منافع آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی در میان باشد تا بر اساس دستور آنها عمل کند. از این مورد باز میتوان دروغ امریکا را در زمان قرار دادن سازمان مجاهدین در لیست ترورها دریافت.
البته موارد بسیاری است که سازمان ملل متحد در مقابل اقدامات ضد حقوق بشری که از سوی امریکا و رژیم صهیونستی انجام میشود، سکوت کرده است و این مسئله نشان میدهد که سازمان ملل متحد در سیطره امریکا و رژیم صهیونیستی است و نمیتواند به صورت مستقل عمل کند.
بر این اساس حمایت سازمان ملل متحد از به هلاکت رسیدن فرمانده عملیات تروریستی شهید صیاد شیرازی امری قابل پیشبینی بود و نشان میدهد که چنین ترورهایی با تأیید امریکا صورت میگیرد زیرا اگر با تأیید آمریکا نبود بار دیگر این سازمان در لیست گروهکهای تروریستی آمریکا قرار میگرفت.
http://hemaiatweb.blogfa.com/post-10462.aspx