در همه سالهای حیات طیبه امام خمینی(ره)، خطر آمریکا نه برای کشور که برای همه دنیای اسلام معرفی شده بود و ببينيم امام خميني(ره) چگونه اين واقعيت را به تامل و تفكر همگان در مي آورد

خبرستان  ، مروری بر تفکرات حضرت امام روح الله (ره) در مبارزه با استکبار جهانی که سرآمد آنها آمریکاست به خوبی نقشه راه پیش روی نظام مقدس جمهوری اسلامی را تبیین می کند، هرچند تلاشهای بسیاری در این سالهای اخیر بر علیه آن تفکرات صورت گرفته است.

خروش امام خمینی(ره) در مقابله با آمریکا از سال ۱۳۴۳ در برابر کاپیتولاسیون و در آن خفقان که هرکسی جرات جبهه گیری در برابر حکومت طاغوت را نداشت خود نشان از عزم راسخی داشته است که با بصیرتی مثال زدنی، فقط از ابر مردی بر می آید که عزم خود را برای ایستادگی در برابر طاغوت زمان جزم کرده بود.

ایشان در مورد آمریکا فرموده اند : خطر آمریکا تا به حدی است که اگر کوچکترین غفلتی کنید نابود می شوید .

بنا بر این گزارش آقای هاشمی رفسنجانی در روز نوشت خاطرات خود درروز بیست و سوم شهریور ماه که در سایت شخصی شان انتشار داده شده است به گونه ای امام را ترسیم کرده است که انگار از رابطه با آمریکا و اعلام موضع جدی در مورد آغاز رابطه، از افکار عمومی و مردم هراسی داشته اند و یا به مصلحت اندیشی این کار را نمی پسندد و شرایط این رابطه را رضایت مردم در آینده می دانند!

در همه سالهای حیات طیبه امام خمینی(ره)، خطر آمریکا نه برای کشور که برای همه دنیای اسلام معرفی شده بود و ببينيم امام خميني(ره) چگونه اين واقعيت را به تامل و تفكر همگان در مي آورد و يادآور مي شود كه همه رنج هاي متداوم ملت ايران ناشي از نفي رابطه و طرد سيطره آمريكا بوده است :
« اگر ما با آمريكا و ساير ابرقدرت ها كنار آمده بوديم گرفتار اين مصائب نبوديم ولي مردم ما ديگر به هيچ وجه حاضر نيستند تن به خواري و ذلت دهند »

آيا نمي خواهيم بينديشيم كه اين خواري و ذلت چيست كه عامل آن رابطه با آمريكاست ! مگر نه اين است كه ضربه زدن به استقلال و اقتدار نظام اسلامي ايجاد روزنه هاي نفوذ مهره سازي هاي مجدد مهيا كردن زمينه هاي سيطره بر فرهنگ و سياست و اقتصاد و كاستن نقش راهبردي و حياتي انقلاب ونظام در جهان اسلام از اهداف و سياست هايي است كه آمريكا با ايجاد رابطه با ايران تعقيب مي نمايد! و راستي چه خواري و ذلتي از اين ها بالاتر قابل تصور است !

ایشان حتی در پیامی به کنگره حج به حاجیان فرموده اند:
و کدام بت به پایه شیطان بزرگ و بتها و طاغوت های خونخوار می رسد که همه مستضعفان جهان را به سجده خود و ستایش خویش فراخوانند و همه بندگان آزاد خدای تعالی را بنده فرمانبردار خویش دانند در فریضه حج که لبیک به حق است و هجرت به سوی حق تعالی به برکت ابراهیم و محمد است مقام « نه » بر همه بتها و طاغوتهاست و شیطان ها و شیطان زاده هاست . و کدام بت از « شیطان بزرگ آمریکای جهانخوار » و شوروی ملحد متجاوز بزرگتر و کدام طاغوت و طاغوتچه از طاغوت های زمان ما بالاترند.

بنا بر گزارش عصر امروز، دشمنی آمریکا نه از جنس نوع نگرش دیپلماتیک دولتمردان نسبت به اتفاقات جهانی است، بلکه سر جنگ با اسلام و مذهب برآمده از دین دارد، مشکل این کشور اشخاص و مسئولین خاصی نیستند این کشور متجاوز قصد نابودی اسلام و حکومت اسلامی ایران را دارد تا ندای عدالت خواهی و حمایت از مستضعفین که با تبلور انقلاب اسلامی آوازه ای جهانی به خود گرفته است را خفه کند.

لیبرالیسم در جنگ قدرت با کمونیسم آنگاه که شوروی از هم پاشید خویش را ابر قدرت دنیا نامید اما ظهور انقلاب اسلامی و ارائه شیوه حکومتی دینی که بر قرآن و حدیث استوار شد، پازل و چیدمان منفعت طلب شان را در غیاب کمونیسم بار دیگر بهم زد و موجبات عصبانیت شان شد.

بنا بر این گزارش نوع نگاه و نگرشی که از طرف هاشمی رفسنجانی در پیش گرفته شده است که البته در حال تزریق آرام و آهسته به برخی مسئولین نیز می باشد، برگرفته از کرنشی سوال برانگیز در برابر جهانخوارانی است که در همه سالهای گذشته خون جوانان این کشور را ریخته اند و گل سر سبد شان نیز ترورهای اخیر دانشمندان هسته ای مان بود.

چگونه است که یک انسان مسلمان که در تغییرماهیت طاغوتی یک حکومت نقش بسزایی داشته و در ادامه جزئی از دست اندرکاران ظهور تاریخی حکومتی اسلامی بوده است، اینگونه در برابر آمریکا سست رفتار می کند؟

حضرت امام رضوان الله تعالی علیه در خصوص رابطه با استکبار در وصیت نامه اشان می فرمایند: "
باید هوشیار و بیدار ومراقب باشید كه سیاست‌ بازان پیوسته به غرب و شرق با وسوسه‌های شیطانی شما را به سوی این چپاولگران بین‌المللی نكشند؛ و با اراده مصمم و فعالیت و پشتكار خود به رفع وابستگیها قیام كنید."

هرچند نقل قول و خاطراتی از این دست برای مردم کشور دلیل قانع کننده ای نخواهد بود و تصویر و دست خط حضرت امام و البته وصیت نامه ایشان راه را از بی راهه همواره نشان داده است. و برای اتمام حجت از وصیت نامه ایشان که آخرین گفته های آن پیر مرادمان می باشد برای اینکه بدانیم نباید چیزی را که احدی از آن جز امام و گوینده نمی داند!! نقل ننماییم برای خاتمه بحث می آوریم ایشان می فرمایند:

"اكنون كه من حاضرم، بعض نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممكن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می‌كنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود، مورد تصدیق نیست مگر آن‌كه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق كارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم."